یک کتاب فوق العاده و نمادین. دمتریو، شخصیت اصلی داستان است. روند داستان به صورت تکههای پازل است. دمتریو هم در حال چیدن قطعات یک پازل از آغاز تا پایان داستان است. زندگی بین شهر و باریلوچه میگذرد. شهر نماد آلودگی و باریلوچه رهایی است. گسستهای روانی دمتریو در پایان به پوچی منتهی میشود. او نمیفهمد که هر زباله از آن کیست؟ و شیرجهای که شاید مفهوم خودکشی و پوچی داشته باشد. یک داستان ابزورد
فقط تونستم ۱۸ فصل را گوش بدم چون خیلی حوصلهام رو سر برده بود و بی اندازه به وقایع روزمره میپرداخت. البته نحوه خوانش هم بی تاثیر بود علاوه بر خط سیر یکنواخت داستان، خوانش هم بدون فراز و فرودهای معمول خوانندگان کتابراه بود.
تمثیلها و استعارههای ادبی استفاده شده در این کتاب بسیار زیبا و خاص هست بعضی از استعارهها اولین بار بود میشنیدم
کلا نثر زیبایی داره و بازی با کلمات و بیان نویسنده بسیار زیباست