با تشکر از پدیدآورندگان کتاب شنیداری "ناممکن زندگی" و کتابراه عزیز اجرای فوق العاده این اثر از سرکار خانم افسانه نجاتی است، بخشهای اسپانیولی را زیبا و شیوا میخوانند و اجرا بر روح دراماتیک اثر میافزاید. مانند "کتابخانه نیمه شب" اثر زیبای دیگر "مت هیگ" از جهان کوانتومی و به نوعی " جهانهای موازی" میشنویم، این کتاب در قالب داستانی پر کشش از نگاهداری از همه نمادهای طبیعی در این سیاره زیبا و از وحدت وجود میگوید: از تو میخواهم که این لحظهها را درک کنی، این لحظهها در این سیاره آشنای بیگانه که مال ماست همه جا دور و بر ما هستند. در هر قطره باران و هر ذره پراکنده نور زندگی آواز میخواند و شعله میکشد حتی وقتی که نسبت به آن بیحس شده باشی... حتی وقتی پر سر و صداتر و دردناک تر از آن باشد که تحملاش کنیم، آنجاست منتظر است که عزیزاش بشماریم و از آن محافظت کنیم. و این جملات کتاب: فکر نکن که اوقات بد هیچ ربطی به اوقات خوش ندارد تاریکی دلیلی است که ما نور را میبینیم ما نیاز به تمایز داریم که عجیب مرا به یاد این ابیات مثنوی میاندازد: پس به ضد نور دانستی تو نورضد، ضد را مینماید در صدوررنج و غم را حق پی آن آفریدتا بدین ضد خوشدلی آید پدیداز مترجم ماهر، آقای سعید سیمرغ و همه دست اندرکاران دیگر این اثر نفیس نیز سپاسگزارم.
متن کتاب جالب بود و دیدگاه جدیدی برای درک زندگی ایجاد میکنه، اوایل گوش دادن به کتاب به خاطر مکثهای بیش از حد زیاد گوینده و مقطع ادا کردن کلمات و لحن محزون (حتی در روایت مسایل و مشاهدات عادی) ارتباط برقرار کردن با کتاب برام سخت بود، فضای کتاب حالت تخیلی داره البته با توجه به دو کتابی که بعد ز خواندن اونها هم دیدم به زندگی و نحوه روبرو شدن با مسایل و درک اون برام تغییر خوشایندی کرد، (هر دو نهایت میمیرند، کتابخانه نبمه شب) این تخیلی بودن برای بیان بن مفاهیم لازم هست. هرچند در کل این کتاب نسبت به اون دو کتاب قبلی که گفتم کمتر برام ملموس بود، با تشکر از زحمات راوی و تهیه کننده 🙏🌷
راستش این کتاب رو بخاطر کتاب محبوب و معروفش «کتابخانه نیمه شب» دانلود کردم و خواستم مجدداً تجربه خفنی از این نویسنده داشته باشم، اما متاسفانه تا نصفه کتاب رسیدم ولی هنوز نمیدونم هدفش چیه و اصلا کششی برای ادامه دادن در من به وجود نیاورده و اصلا میلی به گوش دادن ادامش ندارم. خیلی هپروت طوریه.. همش منتظرم ببینم بعدش، خب، چی قراره بشه.. و هنوز هیچی..
زندگی فراز و فرودهای زیادی داره گاهی با فرودهای سختش بی حس میشیم و ناامید و خنثی! و گاهی توی همین موقعیت یه دوست و یاری رسان بهترین کمک رو میرسونه واین بستگی به خودمون داره که چطور استفاده کنیم و انگیزه دوباره ما رو به لحظه بر می گردونه! بهترین حس اینه که توی لحظه زندگی کنیم
ترجمه کتاب و صدای گوینده هردو خیلی خوب بودن. کتاب خوبیه یه جاهایی کمی کسل کننده، تقریبا بعد از گذشت ۴ ساعت از کتاب اونجا که گریس میره غواصی تازه یکم داستان جذاب میشه ولی در نهایت بازم اصلا به جذابیت کتابخانه نیمه شب نمیرسه. از نظر مفهوم هم بنظرم در سطح متوسطی قرار داره.
واقعیت اینکه من وقتی زودتر از بقیه کتابی را میخوانم، عذاب وجدان میگیرم که امتیاز کم بدم. چون به هر حال زحمتی برای ترجمه و روایت هر داستانی کشیده شده است. منتها کتابهای خیلی بهتر از این خواندهام و شنیده ام. به صورت موردی یک بخشهایی از داستان جالب بود. اما در کل نپسندیدم.
با اینکه داستان خیالی به نظر میرسد. ولی نشان میدهد که در هر ناامیدی نور امیدی روشن خواهد شد. همیشه دستی به یاری تو خواهد شتافت و تو را نجات خواهد داد. بیاییددر زندگی یاریگر هم باشیم. بسیار زیبا و خواندنی بود. سپاس از نویسنده داستان. و صدای مهربان صدابردار.
داستان بشدت ضعیف و بی محتوا و نسبت به کتابخانه نیمه شب ۱۰ هیچ عقبه و نسبت به چگونه زمان را متوقف کنم بهتر بود و در مقایسه با دیگر کتابهای این نویسنده مثل آرامش که و یاداشتهایی بر این سیاره مشوش هم بسیار ضعیف بود
کتاب حالت مدیتیشن طور داره مخصوصا اگر شبها قبل خواب گوش بدی عالیه مفهومش جالب بود ولی یک چیزی اذیتم میکرد درسته کتاب فانتزی و تخیلی هست ولی نمیشه در جواب یک ایمیل یه رمان تحویل بدی به طرف 😂
قشنگ، رویایی، رمزگونه، شگفت انگیز حکایت تغییر و رشد و امیدی دوباره به خود و زندگی و نترسیدن و ادامه دادن اگر از کتاب «کتابخانه نیمه شب» لذت بردید، این کتاب برای شماست
بسیار کتاب عالی بودفقط باید وقت بذارید و به عمق کتاب برسید کتابی نیست که هرکسی دوست داشته باشه باید کتاب خون واقعی باشی که بتونی این کتاب رو تموم کنی وگرنه نصفه نیمه ولش میکنید
فضای ذهنی نویسنده برای درک جهانی که در پی توصیف آن است، همیشه و در کتابهای قبلیاش هم جالب و در خور تأمل است، مسیری متفاوت در مواجه با آنچه زندگی است.