داستان خیلی خوب و روان تحریر شده، از دردهای تودها میگوید. از خود گذشتگی و دستگیری از بیماران و درماندگان میآموزد. داستان در مورد پدری دلسوز برای خانواده و فردی فداکار و از خود گذشته برای اجتماع را روایت میکند. پدری که در زمان زنده بودن زندگی کردن برای بعد از مرگ خود هم برنامه ریزی کرده است. فردی باظاهری انسانی و با باتن و درونی فرشته مانند که در زمان مرگ اعضای بدن خود را هدیه میکند به دیگران برای زندگی بخشیدن...
ممنونم از کتابراه
بخشیدن اعضای بدن و دادن امید به زندگی به کسایی که به این امید نیاز دارن داستان کوتاه و پر مفهومی بود داستان در باره ی انسانهای فدا کاریه که همینجور که توی کتاب هم گفت وقتی زنده ان به مرگ هم فکر میکنن اعضای بدن رو میبخشن و به چندین نفر زندگی میبخشن داستان درباره ی مردی بود مرگ مغری شده بود که اعضای بدن رو اهدا کرد نامه ی که برای زن و فرزندش نوشته بود خیلی عالی بود ممنون از کتابراه
سلام و خسته نباشید خدمت شما نویسنده عزیز و کتابراه دوست داشتنی.
ممنون بابت این سرگرمی بینظیر ک درهمه حال انرژی بخش شده برام این کتابهای صوتی در همه حال قابل استفاده است درحین کار تومسیر.
نویسنده هم دست گذاشته روی مشکل بزرگی ک اگه فرهنگ سازی بشه خیلی ب تکامل ماانسانها کمک میکنه وقتی شخصی مرگ مغزی شده اعضای دیگه بدن سالم هستند و میتونن جان چندنفر نجات بدن کاربسیارزیبایس.
واقعا چقدر فرشته هستن کسانی که همچنین طرز تفکری دارند. ممنون که با این داستان باعث تفکر مثبت به این قضیه میشید. خود کسی که اهدا عضو انجام میده از کارش مطمئنه اما اطرافیان هم مهم هست که تفکر یکسان داشته باشند برای این قضیه و جای ناراحتی باعث خوشحالیشون باشه. ممنون از گویندگان گرامی و تیم خوب کتابراه
بخشیدن اعضا بخشیدن زندگی؛ از مفهوم داستان خوشم اومد چون جون یک انسان نجات پیدا کرده ولی از نحوه بیان داستان خیلی خوشم نیومد چون تکراری بود همیشه یه نفر منتظر اعضا یه نفرم در حال احتضار که اعضا شو اهدا کنه و به نوعی تکراری این موضوع بیان شده بود برا همین خیلی جذابیتی نداشت.
کلیت داستان در خصوص اهدای عضو هست و اینکه این اهدا میتواند جان چند نفر را نجات داده و خانوادههایی را از متلاشی شدن نجات بده. موضوع خوبی است که لازم است فرهنگسازی بشه و به بیمارانی که محتاج پیوند عضو هستند کمک بشه. داستان هم خوب تعریف و بیان شده. تشکر از کتابراه
موضوع فوقالعادهای داشت. دربارهی اهدا عضو بود که هنوز نیاز داره بیشتر راجع بهش فرهنگ سازی بشه و جا بیفته بین مردم جامعهی ما. اما خیلی حالت داستانی نداشت و شبیه انشاو نصیحتطور بود. گویندگی هم واقعا بد بود، خصوصا وقتی گوینده سعی داشت مثلا با حس صحبت کند.
کتاب صوتی درونت جاری می شوم تا عشق را زمزمه کنم نوشته ی آزاده سوری، داستان کوتاهی از زندگی هایی است که هیچ وقت تمام نمی شوند. در این قصه، ماجرای پایان هایی را می شنویم که خود را از نو به آغازی دیگر گره می زنند تا زندگی بخش باشند و جاودان...
داستانی خوب با موضوعی اخلاقی و انسانی که امیدوارم به فرهنگی همه گیر در جامعه ما تبدیل بشه. قسمتی از داستان هم که گفته شد «جسمی که تصمیم گرفته در جریان نیستی، هست بودن و بقا را هدیه کند» بسیار زیبا و دلنشین بود.
ممنونم از کتابراه