افتخار کردم به خانم شبنم بزرگی، قلمی شیوا و از نظر من بی نظیر، روان وسلیس، نمیدانم ایشان چند سال دارند و چگونه به این زیبایی تفاوت نسلها رو بیان کرده است، همچنین خانم شعبانی محترم که با گویشی عالی به سبک مردمان عزیز شمال کشور این داستان را روایت کرده است، دختری از خانوادهای بزرگ و فکر کنم قجر، ۱۳ ساله که با پسر عمهاش که حزبی است و طرفدار مردم، ازدواج میکند و از شمال به تهرانی که برایش نا آشناست میآید و در گیریهای خاص خود و دلتنگیهایش را همراه دارد، مسیر زندگی او دچار حوادثی میشود و با سرگذشت شنیدنی وی همراه میشوید، سپاسگزارم از کتابراه عزیز که این کتاب را با نصف قیمت گذاشتن و از شنیدنش گاه شاد و گاهی غمگین شدم، نوشتار و بیان به قدری زیباست، انگار اکرم همینجا پیش شما دارد زندگیش را تعریف میکند، خانم بزرگی به راحتی میتوانست داستان را ادامه دهد تا بهره بیشتری از نوشتارش میبردیم. به هرحال سپاسگزار و ممنونم
داستان روان، شیرین، جذاب و شنیدنی است درباره دختری سیزده ساله اهل شما به نام اکرم که قرار با پسر عمهاش ازدواج کنه. داستان که در دهه ۱۳۳۰ میگذره به خوبی و مهارت تفاوت نسل قدیم وجدید رو نشون میده. تفاوت دخترهای دهه ۲۰ و۳۰ و۴۰ و.. تا ۶۰ با نسل امروز که در صفحههای مجازی پستهایی بی محتوا وحتی نامناسب به اشتراک میگذارند. نجابت وحیا، شرم، احترام به بزرگتر، ادب، همه وهمه که در نسل قدیم یه امتیاز بزرگ و ضروری ولازم بود وامروزه برای دختران نسل جدید نشانه عدم مساوات و نداشتن آزادی و دربند کردن دختران محسوب میشه. نویسنده بع زیبایی وجذابیت هرچه تمام تر سادگی و مظلومیت اکرم رو نشون داده واینقدر داستان شیرین و روان وبا زندگی خودمون تشابه داره که من یه ضرب همه داستان رو بدون خستگی گوش کردم. هر چقدر طرفدار رمانهای خارجی ونویسندگان بزرگ باشید این داستان رو از دست ندید که خیلی به گوش و جانتان مینشینه
کتاب صوتی زنی در حاشیه روزنامه را با صدا و لهجه زیبای خانم شعبانی شنیدم و بسیار لذت بردم کتابی باب طبع من. رمانی کوتاه و تاریخی که در وهله اول شاید به نظر بیاید که چیز خاصی ندارد بجز روز مرگی های یک دختر جوان. اکرم دختر شمالی از یک خانواده ثروتمند و شازده با صحبت کردن از زندگی و خانواده و حتی خانه شان ما را دقیقا به همان دوران میبرد بصورتی که شما را در وسط زندکی اش قرار میدهد او در نوجوانی با پسر عمه اش ازدواج میکند و از رشت و زندگی اشرافی دست میکشد و به تهران مهاجرت میکند روایتی از سال های ۳۱ تا ۴۱ و فضای ان زمان در این رمان همه چیز روح دارد شاید توصیف نویسنده و لهجه اوی این رمان کوتاه را جالب میکند به هر حال شنیدن این رمان را به دوستانی که فضای ان زمان را دوست دارند توصیه میکنند. ممنون
سبک نگارش نویسنده بسیار روان و دلنشین بود، شخصیت پردازی های داستان هم بسیار به دل می نشیند، کل داستان در مورد زندگی اکرم دختر ۱۳ ساله ای است که با فشار خانواده و تحت تاثیر سنت های قدیم آن زمان مجبور می شود با دنیای کودکانه خویش وداع کرده و وارد زندگی کاملا متفاوت و چالش برانگیز شود، هر چند که همسرش، نامدار دارای شخصیتی خوب و ویژگی های مثبتی می باشد ولی با توجه به تفاوت سبک زندگی و افکارش، خواسته یا ناخواسته هویت جدیدی را برای اکرم رقم می زند. اوایل داستان کمی خسته کننده بود اما بتدریج گیراتر و جذاب تر شد و با علاقه بیشتری به آن گوش دادم. در مجموع کتاب خوبی بود و از شنیدنش لذت بردم.
این کتاب روایتی صمیمی و صادقانه از زنی است که در میان فشارهای کاری و اجتماعی، هویت و صدای خودش را جستوجو میکند. نویسنده با نثری دوست داشتنی و البته بیان زیبای گوینده، تضاد بین دیدهنشدن و تلاش برای تأثیرگذاری را بهخوبی نشان میدهد. فضای کتاب تلخ اما واقعیه و گاهی اشکم و در میاورد، دغدغههای زنانه در آن برجسته و قابل لمساند. شخصیت اصلی با وجود ضعفها و ترسهایش، مسیر رشدی آرام اما معنادار را طی میکند. این اثر یادآوری میکند، پشت هر جمله یا حتی سکوت، انسانی ایستاده که برای شنیدهشدن بی صدا میجنگد.
روایت شروع یک زندگی مشترک از دیدگاه یک دختر ۱۳ ساله که طبق آیین جامعه به بلوغ میرسه، و ازدواج میکنه، ازدواجی که با دنیای کودکی و ترس های اون آمیخته میشه این داستان خیلی منو یاد مادربزرگم انداخت که در نه سالگی ازدواج کرده بود. روایتش شیرین بود چون تاخالا از منظر اون دختر به ازدواج نگاه نکرده بودم. زندگی آروم آروم براش جدی میشه و روی تلخشو بهش نشون میده. از راوی و گروه این کتاب صوتی کمال تشکر را دارم. عالی بود داستان با گویش و لهجه ی رشتی روایت میشود. موسیقی هم کاملا بجا و عالی بود. 🌻
یکم اول کتاب کسل کننده به نظر میاد ولی کم کم جلو میره جذاب میشه. تفاوت نسلها رو میشه توی کتاب حس کرد. راجب دختری هست که سن کم شوهر میکنه و صرفا به خاطر تصمیم خانوادش بوده. چیزی که توی جامعه امروزی به ندرت دیده میشه. یه بخش سیاسی داستان بود که راجب شغل شوهر دخترک بود. خیلی بهتر میشد اگه به موضوع شغل و کاری که میکرد بیشتر پرداخته میشد ولی بازم با این وجود طوری نبود که نفهمیم داستان چیه. صدای گوینده خیلی رسا بود و اصلا زیر نبود. لهجه زیبای شمالی کتاب و دلنشین تر کرده
داستان بسیار جذابی بود، من و با خودش همراه کرد، تمام داستان رومثل یک فیلم مستند تصور میکردم، مخصوصا اون قسمتهایی که مادر اکرم با چشم و ابرو ازش میخواد مثل یک خانم رفتار کنه، ویا آخر داستان که خاطرات نامدار و یادآوری میکنه🥺 پیشنهاد میکنم حتما گوش بدین،، صدای خواننده هم خیلی شیوا بود حس میکنی صدای خود اکرم داستان هست که داره حرف میزنه، مخصوصاکه با زبان شیرین مادری داستان روایت میشه، واین لذت شنیدن داستان و دو چندان میکند،
گوینده بسیار شیوا کتاب رو بازخوانی کردند اما نویسنده محترم یکهو داستان را وسط ماجرا رها کرد و سوال های زیادی رو برای شنونده و خواننده داستان بجا میذاره. یکی اینکه چرا اکرم و شوهرش سال به دوازده ماه به رشت سرنمیزدند؟ سوم عمه جان و خانواده چرا به تهران نمی آمدند به اکرم سر بزنند و اکرم جان چرا در انتهای داستان برنگشت به شهر نزد خانواده و پدرش اصراری به اینکار نکرد و در انتها قرار بود اکرم با روزنامه چه کار کند؟
باسلام داستان روزمرگی وزندگی عادی یک دختر کم سال که بعد از ازدواج و مهاجرت به اجبار از خطه شمال ایران به تهران و زندگی با همسری سیاسی و درگیری همسر با کودتا و درگیری های سیاسی سالهای ۱۳۳۰ و.... از نظر موضوع صرفا میشه به چشم یک داستان نگاه کرد ولی خوانش فوق العاده بود لهجه اصیل و تن صدای روان و گوش نواز. کتاب ارزش یکبار شنیدن را داشت در کل مورد پسندم بود و خیلی لذت بردم
کتابی ملموس در خطی از زمان … گوینده با صدای مخملی با لهجه عالی که حس کتاب و عالی ارائه میده ممنونم از نویسنده و گوینده، امروز روز غمگینی بود صدای کتاب بهم ارامش داد امروز در شهر ما باران بارید، پایان روز حالم خیلی بهتر بود، چند ساعتی در هوای زیبای رشت با داستانی عاشقانه آرام و معصوم دخترکی ساده و وفادار🩷و تباهی یک خانواده به دست تعصب
زیبا و دلنشین هم داستان خانم بزرگی و هم صدای راوی خانم شعبانی. داستانی در دهه ۳۰ و ۴۰ در رشت از خاندان بزرگ سمیعی. روایتی از اکرم دختر بزرگ خانواده. توصیقات مناسب و به جا که باعث میشد خط به خط داستان رو تصور کنم هم خانه اشرافی رشت هم خانه اکرم در تهران. صدای روای با گویش زیبای شمالی گوش دادن به داستان رو دلنشین تر کرده بود
کتاب بسیار زیبایی ست، صدای زیبا با لهجه شمالی، موسیقی همراه ومقدمه داستان بر جذابیت کتاب بسیار افزوده است
گویا با گوش دادن داستان، تصاویرجلو چشمت زنده میشده
داستان کوتاه بود ولی پر از تصویر سازی زیبا، داستان قسمتی از زندگی زنی از شمال رو روایت میکنه، البته با گوش دادن به داستان، رسوم قدیم و تفکرات و دنیای زیبای زمان قدیم هم زنده میشوند
از جهت خوانش بدون اغراق بهترین خوانشی بود که شنیده بودم علت اصلیش لهجه زیبا خواننده بود که کاملا داستان را باورپذیر میکرد حس میکردید این گلی است که دارد برایتان داستان زندگیش را بازگو میکند داستانی ساده زیبا و جاندارکه از لحاظ چارچوب ایرادی نداشت نویسنده در این امر مهارت و استعداد لازم را بخرج داده بود بشنوید و لذت ببرید
درود، خیلی خوب بود، ساده، شیرین و جذاب، لهجه و گویش عالی بود خیلی خوشم اومد، از نویسنده و راوی بسیار سپاسگزارم، با اینکه توی اون دوره نبودم تعلق خاطر خاصی به آن دوران دارم، دلتنگ اون دوران هستم. دوستان عزیزی که داستان رونشنیدن حتما گوش کنن خالی از لطف نیست. موزیکهای اول هر فصل بی نهایت عالی بودن🙏🏻
سلام. داستان رو پسندیدم، علاوه بر روایت زندگی یه دختر اشرافی نوجوون که بعد از ازدواج از گیلان به تهران میاد و زندگی معمولی پیش می گیره، با بخشی از تاریخ معاصر ایران هم آشنا میشیم. از خوانش خانم راوی بسیار لذت بردم، همچنین از انتخاب موسیقی که با حال و هوای هر بخش همخوانی داشت. ممنون از کتابراه
چقدر قشنگ داستان رو با لهجه شمالی خواندید خانم شعبانی، من که شمالی هستم بعد از مدتها شنیدن این لهجه برام خیلی نوستالژی یود و یادآور خاطرات. ای کاش مادرم زتده بود و این داستات رو بهش هدیه میدادم.... چقدر روان و ساده بود این داستان. تبریک به نویسنده داستان به خاطر قلم دل نشینش که راحت به دل نشست👌
داستان خوبی بوددر مورد سرگذشت ا دختر در زمان قدیم و تفاوت فرهنگ میان تهران و شهرستانها در گذشته. راوی خانم شعبانی محشر بود بخصوص گویش ایشان خیلی به دل می نشست و خیلی روان و زیبا داستان را می گفت ممنون از ایشان و زحمتی که کشیده و ممنون از نویسنده با این قلم زیبا
این کتاب اونقدر زیبا بود که متوقف کردنش سخت و تموم شدنش واسم غم انگیز بود. زاویه دید جالب افراد ها در دهه ۳۰، صحبت های عامیانه، آداب و رسوم و همه اینها جذاب بودند. از لحاظ خوانش، موسیقی های متن بی نظیر. گویش و لهجه عالی و مطابق واقعیت. نثر جذاب و روان. واقعا لذت بردم
داستان در چند زمان متفاوت ودر سنین مختلف راوی از نو جوانی تا چندین سال بعد بیان میشود وصدا و لحن خواننده به خوبی بیانگر این گذشت زمان است لهجه زیبا و بیان عالی خواننده کتاب کمک میکند فضا را بهتر درک کنید و با داستان ارتباط برقرار کنید. داستان و راوی هردو بسیار دلنشین بودند.
من اهل رشتم. جمله جملهی این کتاب به روح و تنم نشست. بارها و بارها به خانه سمیعی رفتم. و با جان و دلم این کتاب رو تصویر سازی کردم. خانه سمیعی الان تبدیل شده به خانه فرهنگ گیلان. و توی همین هفته نمایشگاه عکسم اونجا بود. ممنونم از نویسنده خوش ذوق و راوی این داستان زیبا.
داستانی زیبا با چاشنی طنز از زبان دختری آفتاب مهتاب ندیده و چشم و گوش بسته که تو سن کم به عقد پسرعمهاش که تحصیلکرده و تودهای است در میآید و ماجراهای بعدی، لهجه شمالی راوی هم جالبه، فقط داستان میتونست ادامه پیدا کنه، متاسفانه ناتمام موند.
داستانی زیبا و ساده با روخوانی زیبا که ادمو میبره تو اون فضا، داستان روزمره گی دختری بنام اکرم که دختری شمالی و چشم و گوش بسته که عروس پسرعمهی ساکن تهرانش میشه و داستان دور محور شخصیت شیرین اکرم میچرخه، بهترین راوی و شیرینترین روخوانی 🙏🏻
قلم شیوا و خوش توصیف نویسنده به همراه صدای دوست داشتنی و لهجه شیرین راوی، این قصه رو بسیار جذاب و شنیدنی تر کرده بود. قصه اکرم نوجوان و نامدار پر از عطر و بوی فضای شمال ایران و دلنشین بود. سپاس از نویسنده عزیز و راوی محترم.
سلام و درود. کتاب به نظرم خیلی جالب و دوست داشتنی بود. اول از لهجهی راوی خوشم نیومد و تو ذوقم زد ولی یک کم که گوش کردم باهاش ارتباط گرفتم و داستان رو دوست داشتم. فقط واقعیتش من این ازدواجهای سن پایین رو کلا درک نمیکنم.
عالى بود عالى!!! نثر ساده و دلنشین یه روزمرگی ساده ولى دلچسب که البته این کتاب رو باید فقط صوتى گوش کرد، خوانش بی نظیر ١٠٠٠ ستاره هم کم است لهجه دلنشین گیلانى که راوى بى نقص اجرا کرد و لحن و آهنگى که به خوانش میافزود، بى نظیر بود ☺️
داستانی ساده از دل تاریخ، که سرگذشت دختری از یک خانواده سرشناس از یکی از روستاهای گیلان رو روایت میکند. خیلی زیبا وساده و روان به نگارش در آمده و صد البته که با خوانش متفاوت و دلنشین خانم شعبانی لذت بخش تر هم شده.
خوشم نیومد خیلی گنگ و مبهم و پرش زمانی داره و یه سری تکیه کلاماش خیلی رو اعصابه هی کرد و کردار کرد و کردار میگه خوشم نیومد پشیمان شدم خریدم باید زایگان باشه این طور داستان بی سرو ته
در عین سادگی بسیار زیبا و شیوا بود، داستان از زبان یه دختر ۱۳ ساله شروع میشه و با افکارش تا وقتی به یک زن بالغ تبدیل میشه مارو همراه میکنه، خانم شعبانی هم بسیار زیبا اون رو با لهجه روایت کردن
خیلی کتاب خوبی بود. آدم رو به سالهای قدیم میبره. به رسم ورسومهای قدیم. صدای خانم شعبانی دلنشین بالحجه شیرینش. ان شاءالله با موفقیتهای بیشتر برای همگی. واقعا لذت بردم. پیشنهاد میکنم حتما گوشش کنید.
داستانی روان دلنشین که با گویش محلی باور پذیرتر و قابل لمس شده یه قصه گویی زیبا و اطلاعاتی از جامعه متوسط رو به بالای دهه ۳۰ و۴۰. خیلی خوب بودگذر زمان با شنیدن این قصه احساس نمیشود
کتاب ساده و روان نوشته شده. بدون تکلف داستان پیش می رود. بدون قهرمان پردازی های فرا طبیعی، به سادگی تمام. شاید بخاطر همین سادگی دلنشین بود. ممنون از خوانشگر گرامی و کتابراه
با تشکر از نویسنده وروای که هردو باعث زیباتر شدن اثر شدند به داشتن چنین بانوانی در عرصه ادبیات افتخار باید کرد من چندین بار کتاب را گوش کردم وهر بار لذت فراوان بردم
چقدر زیبا بود.. حس قشنگی که از زندگی اکرم گرفتم گاهی تلخ گاهی ترسناک گاهی شیرین اما همیشه واقعی و دلچسب چقدر لهجه گوینده در پذیرش وقایع و اتفاقها تاثیر گذار بود
داستان بیشتر در مورد اتفاقات معمولی یک زندگی ساده دختر روستایی که ازدواج میکنه هست ولی صدا و لهجه شیرین گوینده کتاب رو جذاب میکنه، کلا ریتم ساده و یکنواختی داره