قشنگی این کتاب به این بود که همه یجوری سعی داشتند به سنجاب کمک کنند، چون پلیورش رو خیلی دوست داشت و اونو یاد مادربزرگش مینداخت. اما در آخر یادگاری مادربزرگش رو جور دیگه استفاده کرد و فهمید که این به معنی فراموش کردن مادربزرگش نیست و اینجوری از دوستای مهربونش هم تشکر کرد
کتابی درباره اینکه وقتی رشد میکنند ممکنه لباسهای مورد علاقه شون دیگه اندازهشون نباشه اما میتونن اونها رو جور دیگهای استفاده کنند.
صداپیشهها عالی بودن