مطمئن نیستم که بخوام این کتاب رو به کسی پیشنهاد بدم شما در طول مسیر این کتاب چند ساعتی شنوایی انواع بدبختیها هستید تا به این نتیجه برسید که هر بدبختی که میکشید مقصر خودتون هستید
قطعا صدای هوتن شکیبا این بازیگر ارجمند. زیبایی خاصی به محصول داده کار مترجم عالی میکس آهنگ و صداگذاری عالی و راوی با رعایت مکس و فراز و فرود به موقع و تسلط کامل بر گویش خودمحصول بی نظیری رو بوجود آوردهاند و از کتاب راه ممنونم
داستان از لحظه رفتن و جدایی همسر پسرک و با تعریف داستان از چگونگی کودکی اون شروع میشه داستان پسرکی ک در بچگی زمان بازی با برادرش اون رو از دست میده و خودش رو مقصر میدونه و در تمام مدت منتظر تنبیه از سمت خانواده هست چون از زبون همسایه میشنوه که اون باعث مرگ برادرش بوده
زمان مرگ مادرش وقتی مادر بخاطر درد زیاد از اون میخواد که پسر اون رو اتونازی کنه شعله افسردگی از بین لحظهها زبونه میکشه و پرخاش میکنه مادر وصیت میکنه که ندارن اون نزدیک جنازه بشه و اون مادرش رو یک جای دور خاک میکنه
طی داستان پسر اتفاقاتی رو هم تجربه میکنه و درنهایت زمانی که در یک بار نشسته پیرمردی اون رو دعوت به هم صحبتی میکنه و زمانی که این مرد که درونش یک پسر بچه آسیب دیده هنوز هست میخواد از اون جدا بشه پیرمرد دلیل جدایی همسر اون رو بهش میگه و در نهایت مشخص میشه اون پیرمرد، پدر پسرم هست و آگاهش میکنه که رفتن همسرش تقصیر خودش بوده
در تمام طول داستان که شما شنوایی بدبختیهای متنوع مثل آتیش گرفتن جنگل، ترک همسر، اختلاف با مادر در ساعات پایانی عمر، از ادمی که خیانت دیده یا جذامی هست و.... در نهایت یک هدف دنبال میشه شما مقصر تمام اتفاقات بدی که براتون میفته هستید و هیچ موجود دیگری در این اتفاق دخیل نیست
هر گاه نام پسر میآید، بالطبع پدر نیز به ذهن متبادر میشود. اما بلافاصله در پی آن پای روحالقدس نیز به میان میآید و اصل تثلیث جلوی چشم ما مجسم میشود، چنانچه این کتاب نیز در سه فصل تنظیم شده است. کتاب پسر یک شخصیت ضدقهرمان دارد که نقطه مقابل مسیح است. او ناامید، شکستخورده، محزون و متنفر از همهچیز و همهکس است. مسئله این است که “دیگری” باعث این بیزاریها شده است. در کتاب ارجاعات زیادی به این موضوع شده، چنانچه از ابومحمد غزالی نقل کرده "بهشت همه غرق رنج است و جهنم همه غرق لذت"و اشاره به جمله معروف سارتر میکند که میگوید: "جهنم، دیگری است". باری، لذت دیگران جهنم من است!
او همانقدر که از گروههای چپ سیاسی بیزار است، از گروههای سیاسی لیبرال نیز ناخرسند است و دعوای آنها را بیهوده میداند. از طرف دیگر جایی میگوید "من همانقدر که مسیحی نیستم، مسلمان هم نیستم" و خود را معتقد به هیچ دینی نمیداند.
شخصیت داستان مدام در حال تداعی خاطرات غالباً تلخ گذشته و اظهارنظرهای فلسفی درمورد طبیعت بشر و وضع موجود است.
او به شدت تأکید بر نقش ویرانگر والدین دارد و ظلمی که آنان در حق فرزندانشان میکنند و متقابلاً آسیبهایی که فرزندان به والدین میزنند و این چرخه تا ابد ادامه دارد. “پدر” بهعنوان یک عامل ویرانگر است و همواره تداعیکننده خاطرات تلخ است: "تمام زندگیمان در حال فرار از هیئت پدریم و هیچوقت هم، حتی وقتی که مرده، در عمل از پسش برنمیآییم. عاقبت میمیریم، به این امید که مرگ از دست او رهایمان کند. "
بهطورکلی انفعال قهرمان داستان را میبینیم چنانچه خودش اکیداً میگوید: "اوضاع نه به خاطر من هیچوقت خراب شد، نه به لطف من هیچوقت خوب. اتفاقها همیشه میافتند و من تنها تماشاچیام".
این کتاب صوتی، بر پایه صحبت های نویسنده با خودش نگارش شده است. دیدگاه پوچ گرایانه، به شدت منفی نگرانه و تا حدودی جبرگرایانه نویسنده با جملات ناب و کم نظیری ترکیب شده که باعث می شود، شنیدن آن را به دیگران توصیه کنم. شادی، انسان را احمق تر و رنج، آدمی را عاقل تر می کند؛ انسان ها برای بهتر کردن دنیا صاحب عقیده ای می شوند و برای اجرای آن عقیده مبارزه می کنند و دنیا را به جای بدتری تبدیل می کنند؛ و.... از جمله جملاتی است از این کتاب که شنونده را جذب خود می کند. تنها نکته منفی کتاب، زمان و علت تغییر دیدگاه نویسنده در مسیر داستان بود که توجیه مناسبی نداشته و شنونده را قانع نمی کند. اجرای آقای هوتن شکیبا هم اگرچه به پای آقای آرمان سلطان زاده نمی رسید ولی در مجموع خوب بود و بر زیبایی اثر افزود.
به نظرم پسر، در ظاهر روایت مردى سرگردان میان خاطرات و تلخیهاى زندگى است، اما در لایه هاى عمیقتر، گفتگویى دردناک میان انسان و پدرى أست که میتواند نماد خداوند مهربان و بخشنده باشد؛ یعنى کشمکش میان ایمان به شفقت و مواجهه با جهانى پر از رنج و خشونت. این یکی از جذابیت های این کتاب است. البته اینکه کتاب را فقط بخوانی و یا اینکه آن را با صدای هنرمندی بشنوی که خودش لایه های اثر را درک کرده و با هنر و بیانش، آن مفاهیم را برای شنونده قابل لمس و قابل فهم کرده، بسیار متفاوت است. با سپاس از رادیو گوشه و جناب شکیبای نازنین 🌹
کتاب که عالی من خیلی وقته دیگه رفیق ندارم تایکی ادعاش بشه سریع با بالاترین ازمون ممکن میسنجمش تا بهش ثابت کنم دروغ میگه میگه یا اگرم دروغ نگه ادعای بالایی کرده و باز هم تایید بر این اخلاق خودم در کتاب دیدم و یه انتقاد برای اینکه در مورد کتاب و مطالب داخل کتاب نظری بدین لازم نیست حتما کل کتاب رو داخل نظرات باز گو کنید همون دیدگاه خودتون کافیه و ممنون
داستان عالی از روایت زندگی یک شب مردی که بدون نامه و ضدقهرمان داستان محسوب میشه و دیدگاه خشنی که نسبت به انسانیت داره ولی در عین حال صمیمیت در متن وجود داره. داستان چهرههای متفاوت پدران و بی ایمانی شخصیت داستان.... و صدای بی نظیر هوتن شکیبا شاهکار ترینه
بینظیر بود عالی و صدای اقای شکیبا ارامش میده یه ادم خوب مهربون خوش قلب و خیلی و با استداد💋 خیلی کتاب خوب بود و قشنگ خیلی دوسش داشتم ازتون مچکرم🌈 و مثل همیشه با صدای دل نشینتان به کتاب جان میدهید من دوبار گوشش دادم🥰😊😉
اول که باید بگم جناب شکیبا با صدای زیبا این کتاب را بازی میکنن، دوم اینکه کتابیست که ارزش خواندن دارد و بسته به شخصیت شما و طرز تفکر شما نقاطی دارد که احتمالا باید پاز بزنید و به فکر فرو برید
و در پایان ممنون کتابراه عزیز
کتاب قابل تاملی است. از زبان یک فرهیخته به شدت بی شعور و با روایت عالی آقای شکیبا. یک تضاد عجیب وجود دارد. یعنی می شود ذهن کسی اینقدر ساختارمند و فیلسوف مآب باشد ولی رفتارش تا این حد بی ساختار و وحشی؟!
کتاب خیلی جذابی بود. وجود جملاتی که درون همه افراد موج میزنه اما از همه قایمش میکنن زیبایی داستان رو بیشتر کرده بود و صدای دلپذیر آقای شکیبا هم این اثر رو بی نظیر کرده بود. لازمه همه یکبار این کتاب رو مطالعه کنن
واقعا از شنیدنش لذت بردم یه قسمت هایی از متن کتاب واقعا جای فکر داره و صدای اقای شکیبا بی نظیره برای کتاب های صوتی و خیلی عالی دیالوگ هارو و شخصیت های متفاوت ادا میکنن همینطور موسیقی متن های زیبای اول هر ایپزود✨️✨️😍😍
من خیلی سبک کتاب رو دوست نداشتم. فضای کتاب بی دلیل و بیش از حد سرد چندش آور و نچسب بود برای من. به غیر از روایت خوب آقای هوتن شکیبا. نکته جذابی برای من نداشت و بیشتر به خاطر اجرای هوتن شکیبا کتاب رو گوش دادم
روایت عالی آقای هوتن شکیبا و میکس آهنگ و داستان خوب، کتاب جذابی رو ساخته که به کسانی که اهل مباحث و داستان فلسفی وجودی هستن پیشنهادش میکنم. این کتاب بسیار قابل تامل و اصلا سطحی و پوچ نیست
بسیار بسیار زیبا بود، خیلی وقت بود کتابی که حقیقتا ارتباط قوی باهاش برقرار کنم نخونده بودم، صدای و لحن آقای شکیبا مناسب کتاب بود و بسیار شیوا روایت شده بود. بیش باد!
واقعا واقعا شنیدنی با اجرای خوب چطور بعضی نویسندهها اینقدر ظریف مسائل اجتماعی و روابط انسانی رو بیان میکنن وای چقدر عالی بدون اغراق بدون اینکه از باور پذیری دورش کنه
محتوای کتاب فلسفی و دارکه وبرای کسایی که به این سبک علاقه دارند بهترین انتخاب میتونه باشه من دو بار کامل گوش دادم و لذت بردم صدای اقای شکیبا هم عالی روی داستان نشسته
کتابی نبود که خیلی خاص باشه. سراسر نکبت و بدبختی و سرخوردگی رو تبلیغ میکرد. حس خوبی نداشت و از اون گذشته ویزی برای عرضه نداشت یکنواخت بود. در کل حیف وقت.
قطعا صدای هوتن شکیبا این بازیگر ارجمند. زیبایی خاصی به محصول داده کار مترجم عالی میکس آهنگ و صداگذاری عالی و راوی با رعایت مکس و فراز و فرود به موقع و تسلط کامل بر گویش خودمحصول بی نظیری رو بوجود آوردهاند و از کتاب راه ممنونم
داستان از لحظه رفتن و جدایی همسر پسرک و با تعریف داستان از چگونگی کودکی اون شروع میشه داستان پسرکی ک در بچگی زمان بازی با برادرش اون رو از دست میده و خودش رو مقصر میدونه و در تمام مدت منتظر تنبیه از سمت خانواده هست چون از زبون همسایه میشنوه که اون باعث مرگ برادرش بوده
زمان مرگ مادرش وقتی مادر بخاطر درد زیاد از اون میخواد که پسر اون رو اتونازی کنه شعله افسردگی از بین لحظهها زبونه میکشه و پرخاش میکنه مادر وصیت میکنه که ندارن اون نزدیک جنازه بشه و اون مادرش رو یک جای دور خاک میکنه
طی داستان پسر اتفاقاتی رو هم تجربه میکنه و درنهایت زمانی که در یک بار نشسته پیرمردی اون رو دعوت به هم صحبتی میکنه و زمانی که این مرد که درونش یک پسر بچه آسیب دیده هنوز هست میخواد از اون جدا بشه پیرمرد دلیل جدایی همسر اون رو بهش میگه و در نهایت مشخص میشه اون پیرمرد، پدر پسرم هست و آگاهش میکنه که رفتن همسرش تقصیر خودش بوده
در تمام طول داستان که شما شنوایی بدبختیهای متنوع مثل آتیش گرفتن جنگل، ترک همسر، اختلاف با مادر در ساعات پایانی عمر، از ادمی که خیانت دیده یا جذامی هست و.... در نهایت یک هدف دنبال میشه شما مقصر تمام اتفاقات بدی که براتون میفته هستید و هیچ موجود دیگری در این اتفاق دخیل نیست