

برای شنیدن کتاب صوتی مرز و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی مرز
سمیه جعفری در کتاب صوتی مرز، داستان کوتاه و غمباری از وضعیت دشوار پناهندگان افغان روایت کرده و نشان داده که چگونه فقر میتواند زندگیهای بسیاری را نابود و افراد زیادی را در راه گریز از آن قربانی کند؛ سرنوشت شومی که پیشاز هر کس، گریبان کودکان و ضعیفترها را میگیرد.
دربارهی کتاب صوتی مرز
داستان کتاب صوتی مرز نوشتهی سمیه جعفری، جایی در مرز میان ایران و افغانستان در جریان است. جادههای خاکی، آفتاب سوزان سر ظهر مردادماه، زنان و مردانی که با بقچهها و گونیهای بزرگ وسایل بر سر و شانه در حرکتاند و بچههای قدونیمقدی که با پای برهنه به دنبالشان میروند، تصویر خسته و تبداری از مهاجرت اجباری را شکل میدهد. ماشینهای سواری و وانت و کامیون هرکدام در حرکتاند که این حرکت مدام خاک را در هوا میپراکند و تنفس در این محیط را دشوارتر میکند. بسیاری از مردم ماشینهایشان را در گوشهای متوقف کردهاند و تا معین شدن تکلیفشان در این فضای داغ و خسته، استراحت میکنند.
شخصیت اصلی این داستان، پسربچهی افغانستانی است که با شرایطی طاقتفرسا در حال کار کردن است. او با قیمتی بسیار کم، آب را با گالن به خانوادههایی که در آنجا منتظرند میرساند و با پولی که میگیرد برای خودش قرص نانی میخرد. حالا در این آفتاب آتشین ظهر، او با دو گالن آب بر دوش که با طناب به هم بسته شدهاند، به سختی به راهش ادامه میدهد.
گالنهای آب بسیار سنگیناند و فشاری که طناب روی دوش او انداخته، هر آن ممکن است کتفش را ببرد. پسر بهآرامی راه میرود و نفسنفس میزند. با هر قدم کوچکش، کمی آب از گالنها به زمین میریزد که او را بسیار مضطرب میکند؛ آخر هرچه مقدار آبی که تحویل میدهد کمتر باشد، دستمزدش هم کمتر میشود.
پسرک بسیار تشنه است اما حق ندارد جرعهای از آب بنوشد. بعد از هر چند قدم ناچار میایستد و نفسی تازه میکند. در یکی از این توقفهای کوتاه، چشمش به ماشین جیپ مشکی رنگی میافتد که چند نظامی اطراف آن ایستادهاند و مردان دستبندزده را یکی پس از دیگری سوار ماشین میکنند. پسرک بیتوجه به آنها، گالنهای آب را به دوش میگیرد که به راهش ادامه دهد، تا اینکه با گذر آن جیپ مشکی، گرد و خاک زیادی در هوا بلند میشود...
کتاب صوتی مرز اثری از نشر صوتی خانهی داستان چوک است و شما آن را با صدای شقایق مهرابی میشنوید.
کتاب صوتی مرز برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به داستانهای کوتاه اجتماعی، از شنیدن این کتاب استقبال خواهند کرد.
در بخشی از کتاب صوتی مرز میشنویم
گردوغبار مانند مه، همهجای اسلامقلعه را گرفته بود. هرازگاهی عبور ماشین یا موتوری، خاک را از زمین جارو کرده و به هوا بلند میکرد. هرازگاهی به غلظت این مه اضافه شده و عبور و مرور را سخت میکرد. از پشت این پردهی مه پسرک میتوانست جمعیت در رفتوآمد را ببیند.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی مرز |
| نویسنده | سمیه جعفری |
| گوینده | شقایق مهرابی |
| ناشر صوتی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۹ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان اجتماعی ایرانی کتابهای صوتی داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی مرز
موضوعش کودک کار افغان هستش
توصیفات داستان بسیار با جزئیات بیان شده که کاملا حس و حال موجود در محیط داستان رو برای شنونده ملموس میکنه
صدای خواننده هم خوب بود
واقعا تصور یک لحظهی خودمون به جای کودکان کار چه ایرانی چه افغانستانی و... خیلی سخت و است که
داستان روایت کردن روزگار ملتی ست که استعمار سرمایه داری زندگی و آرامش را از آنان گرفته و زحمت و بی سوادی و ندادن هیچگونه حقوق. به اجبار وبا زور گلوله و تفنگ به اینگونه جوامع تحمیل کرده اند. مشکلاتی از قبیل کودکان کار، نداشتن سرپناه، نداشتن کار، مهاجرت اجباری و متاسفانه دزدی و خودفروشی
بله
















توصیفات داستان بسیار با جزئیات بیان شده که کاملا حس و حال موجود در محیط داستان رو برای شنونده ملموس میکنه، صدای خواننده هم خوب بود
واقعا تصور یک لحظهی خودمون به جای کودکان کار چه ایرانی چه افغانستانی و.. . خیلی سخت و است ناراحت کننده که بچهای که در سنی قرار داره که باید بازی کنه و زندگی شادی رو تجربه کنه در بین دود و دم کوچه و خیابانها کار میکنه...
و فکر کنید برخورد بد آدمهایی که اطرافشونن چقدر میتونه در حقشون بی انصافی باشه...
داستان تاثیر گذاری بود و امیدوارم هر کسی که گوش میکنه به این فکر کنه که چطور میتونه در حد خودش تاثیر مثبتی روی زندگی چنین بچههایی بذاره حداقل با برخورد درستش...
ممنون از کتابراه🌷