

کتاب صوتی غریب آشنا
برای شنیدن کتاب صوتی غریب آشنا و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی غریب آشنا
کتاب صوتی غریب آشنا نوشتهی مریم حسینی، یک داستان کوتاه با درونمایهی مذهبی است. نویسنده در این کتاب داستان پیرزن زائری به با نام «سیده زینب» را روایت میکند که برای زیارت به عراق رفته ولی در آنجا چمدانش را گم کرده است.
دربارهی کتاب صوتی غریب آشنا
مریم حسینی در کتاب صوتی غریب آشنا داستان پیرزنی مهربان و دوستداشتنی به نام «سیده زینب» را روایت میکند. این زن از تهران سفر کرده و خود را به کربلا رسانده تا به زیارت حرم برود. او زنی مومن و معتقد است که ارادت زیادی نسبت به اهل بیت دارد. برای همین سختی راه و سفر تنهایی را به جان خریده تا هرطور شده، زائر حرم باشد.
اتوبوس زائران به مقصد میرسد و مسافران یکبهیک چمدانهایشان را از راننده و شاگردش تحویل میگیرند، اما هرچه صف تحویل کوتاهتر میشود، خبری از چمدان سیده زینب نمیشود. او با درماندگی از شاگرد راننده میخواهد تا بار اتوبوس را خوب بگردد، شاید چمدانش جایی دور از نظر او افتاده باشد. اما شاگرد که چند دفعه بارِ اتوبوس را چک کرده، به او اطمینان میدهد که چمدانش آنجا نیست و حتماً آن را جای دیگری جا گذاشته. راننده و شاگردش به او قول میدهند که وقتی به نجف برگشتند، دوباره به دنبال چمدان او بگردند و اگر آن را پیدا کردند برایش بفرستند، و اگر هم احیاناً چمدان پیدا نشد، آنها را ببخشد و حلال کند.
سیده زینب که چارهای جز پذیرفتن ندارد، تک و تنها در میان خیابان خلوت میایستد و در تاریکی هوا به این فکر میکند که حالا تنها و بدون وسایلش، چطور باید به سفرش ادامه دهد. او که از تنهایی و غم غربت وحشت کرده، گوشهی خیابان در پیادهرو مینشیند و در دل از امامش کمک طلب میکند. هیاهوی ذهنی سیده زینب همچنان به قوت خودش باقی است که ناگهان از میان تاریکی، چشمش به مرد عربی میافتد که به سمت او میآید. او که در این کشور تنهاست و زبان عربی هم نمیداند، آنچنان مضطرب میشود که از ترس آسیب و آزار از سوی این مرد، خودش را میبازد. اما مرد با لحنی آرام و مطمئن از او میخواهد که از جایش بلند شود و به دنبال او برود. سیده زینب که در آن وضعیت چارهی دیگری ندارد، با ترس و شک از جایش بلند میشود و به آرامی دنبال مرد میرود تا اینکه به مقصد میرسند و جلوی در یک خانه متوقف میشوند...
کتاب صوتی غریب آشنا کاری از نشر صوتی خانهی داستان چوک است و شما آن را با صدای اکرم دهقان میشنوید.
کتاب صوتی غریب آشنا برای چه کسانی مناسب است؟
اگر به داستانهای کوتاه مذهبی علاقهمندید، این کتاب مناسب شماست.
در بخشی از کتاب صوتی غریب آشنا میشنویم
از آخرین پله میپرد پایین و به سمت راننده میرود و میگوید: «تموم شد حاجی. آتیش کن بریم.» سیده زینب با دستپاچگی دستش را سمت شاگرد دراز میکند. با صدای تقریباً بلندتر از معمولی میگوید: «چمدون من چی شد پسر حاجی؟»
- کدوم چمدون مادر؟
- همون سرمهایه دیگه.
- دیگه چیزی بالا نیست. بارها تموم شد.
- یعنی چی تموم شد؟
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| نام کتاب | کتاب صوتی غریب آشنا |
| نویسنده | مریم حسینی |
| گوینده | اکرم دهقان |
| ناشر صوتی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۴۰۳ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۱۳ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان و رمان مذهبی ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی غریب آشنا
داستان دربارهی پیرزن مهربون و خوش قلبی هست به نام سیده زینب که علاقهی زیادی به امام حسین داره و یه سال تمام تلاشش رو میکنه تا به سفر زیارتی کربلا بره.
سوار اتوبوس میشه و وقتی به کربلا میرسه، میره تا سراغ چمدونش رو بگیره.
جمعیت عظیمی که صف کشیدن، دونه دونه کم تر و کمتر میشن ولی
بله

















