با سلام نیلوفر خدابخش در کتاب صوتی هدیه فردا داستانی سرگرم کننده و جالب را از ماجراهای دوران کودکی و دبستانِ سه دوست روایت کرده است. خدابخش در این داستانِ کوتاه، ایدهای متفاوت را برگزیده و از نگاه و رویکردِ تاحدودی غیرمتعارف به آن ایده پرداخته است. نزدیک به عید غدیر است و قرار است شاگردهای سیدِه هر کلاس، از خانم یادگاری هدیه دریافت کنند. این را آیدا با بازیگوشی و گوش ایستادن از حرفهای خانم معلم و خانم ناظم شنیده است! آیدا با ذوق و شوق این خبر را به لاله میدهد. لاله از خوشحالی در پوستِ خود نمیگنجد و در فکر و خیال هدیهای که قرار است بگیرد، غرق میشود. اگر هدیهاش یک عروسک با موهای بلند و لباس صورتی باشد، چه عالی خواهد شد. آن وقت میتواند کلی با عروسک بازی کند و به شرط آنکه آیدا ساندویچاش را به لاله بدهد و برای او از آن بیسکوئیتهای خوشمزه بخرد، آیدا هم اجازه دارد تا با عروسک بازی کند. اما فقط آیدا. عروسک را به ژیلا نخواهد داد چون ژیلا از همان اول مخالف بود که هدیه تنها به بعضی از بچهها تعلق بگیرد و نه به همه. روز دریافت هدیه سر میرسد. لاله با خوشحالی منتظر این است که خانم یادگاری هر لحظه درِ کلاس را بزند و با یک جعبهی بزرگ هدیه وارد کلاس شود. بالاخره انتظار به سر میرسد و خانم یادگاری دمِ در کلاس با یک جعبه هدیه ایستاده است اما... با سپاس فراوان
: داشتن احساساتی همچون تبعیض، اجحاف و قربانی شدن منجر به بروز خشم در میان افراد جامعه به خصوص جوانان میشود.
احساس خشم، نوعی حالت دفاعی در طبیعت افراد است که در مواجهه با رفتار یا اتفاقی به عنوان یک واکنش طبیعی بروز میکند، گفت: بر اساس برخی تحقیقات و پیمایشها مردم ایران از میزان خشم و غم بالایی در بین مردم جهان برخوردار هستند: بسیاری از موارد خشم ناشی از مسائل اجتماعی است؛ به عنوان نمونه جوانی که پس از اتمام تحصیلات به سمت بازار کار میرود، ولی نمیتواند شغل مناسبی پیدا کند و از سوی دیگر با موضوعاتی همچون رانت، رشوه و ژن خوب مواجه میشود، احساس تبعیض و قربانی شدن میکند.
این احساس بی عدالتی سبب انباشت خشم در افراد میشود، اظهار کرد: هر انسانی آستانه شکیبایی محدودی دارد و پس از پایان ظرفیتش به خود و دیگران آسیب میرساند.
عوارض بروز خشم تنها برای دیگران نیست، اضافه کرد: مشکلاتی همچون سردرد و زخم معده از جمله مواردی است که برای فرد خشمگین به وجود میآید.
داستان کتاب هدیهی فردا از نظر من داستانی در سطح متوسط بود و نشون دهندهی بخشی از بیعدالتیهایی بود که متاسفانه وجود دارند
این داستان درمورد هدیههایی بود که در مدرسه به سادات میدادن و من خودم به شخصه دیدم که زیاد این موضوع در مدرسهی خودمون پیش اومده بود که به یک نفر فقط به خاطر اینکه سید هست کادو میدن و خب واقعیت این هست که باید نکات اخلاقی و لیاقت خود دانش آموز هم در این باره درنظر گرفته بشه و به بقیهی دانش آموزها هم در طول تحصیل شون به حد کافی کادو بدن مخصوصا دوران مدرسه که هدیه گرفتن جنبهی تشویقی مثبتی در روحیهی بچهها داره
اما خب بخش جالب داستان این بود که لاله که دختر پررو و بی ادبی بود و این بی عدالتی رد به معنی شانس بیشتر خودش نسبت به دوستاش میدونست و به اونا پز میداد علی رغم اینکه از طرف مادری سید بود اما شامل کسایی که جایزه میگرفتن نشد این یعنی در هر شرایطی و موقعیتی خدا حواسش به بنده هاش هست مثلا همین لالهی قصه که از روز قبل داشت به دوستاش پز هدیهای که قرار بود بگیره رو میداد در نهایت کادو رو نگرفت و حتی همونی که به زور سهمیه دکتر میشه و بعدا هم بیسواد به کارش ادامه میده واقعا هم در این دنیا و هم اون دنیا عقوبت کارشو میبینه هرچند خودشو به نفهمیدن بزنه اما باز در وادی حق همه چیز مشخص میشه لحن بیان خواننده یکم برام جالب نبود و یکم صدای گرمتر داستان رو بهتر میکرد اما در کل خوب بود و ارزش ۸ دقیقه وقت گذاشتنو داشت!
داستان گروه سنی نداشت دوباره.
این اتفاقی است که برای ما بارها اتفاق افتاده متاسفانه تبعیضهای زیادی همیشه بوده و خیلی کم دانش آموزی برای پیشرفت درسی تشویق شده.
متاسفانه در سیستم آموزش ایران چطور انسان بشیم درس داده نمیشه
داستان درباره کودکانی بود که از دوران دبستان باجگیری و فخر فروشی را آموزش میبینن و معلمهای بی توجهی را نشان داد که به این فخر فروشی دامن میزنند.
اصلا چه اهمیتی داره کی سیده یا نیست.
آیا این مایه خوب بودن انسانها است؟
حالا مادرش سید باشد یا پدرش. چه فرقی داره.
متاسفانه افکار پوسیده است. کاش در داستان حداقل میدیدم که معیار هدیه رفتار خوب بود.
خواب کودک بیشتر دوست داشتم واقعی باشد. که آنهم خواب بود مثل همین حالا که داشتن یک سیستم آموزش و پرورش سالم برای فرزندانم در کشورم فقط یک رویا است. به امید اصلاح و سالم سازی جامعه.
یک داستان چرت و مسخره در مورد چند دانش آموز بود که قرار بود در مدرسه به سیدها جایزه بدن آنهایی که سید بودند خیلی خوشحال بودند و فکر میکردند کادو عروسک است در واقع دانش آموزان دختران اول ابتدایی بودند به نظر من گوینده اصلاً صداش قشنگ نبود و باید صداهای چه گانه جایگزین میشد چون در ابتدا متوجه سن آنها نشدم و اینکه گوینده به کلمه مداد را جور دیگر بیان میکرد. خلاصه این یک داستان در مورد دختر بچهها با افکار بچگانه آنهاست و گوینده مناسب نبود. در مدرسه نباید به سیدها کادو بدهند این خیلی مسخره است تازه سیدها باید به بقیه عیدی بدهند.
دختری که خوشحال بود و فکر میکرد که کادو میگیرد اما او در واقع مادرش سید بود و به او کادو ندادند کادوی سیدها خودکار صورتی بود.
تبریک به نویسنده محترم در یک داستان کوتاه چند مفهوم رو به خوبی بیان می کنه اینکه دنیا پر از بی عدالتیه و دوم اینکه تا وقتی خودمان نیز تحت ظلم بی عدالتی قرار نگیریم خیلی هم خوشحالیم. اگر به واسطه بی عدالتی چیزی هم به ما برسه ازش استقبال میکنیم. و مورد بعدی اینکه اگه به واسطه قدرت یا موهبتی از دیگران سواستفاده بکنی، روزی از تو هم سو استفاده خواهد شد. کتاب از لحاظ داستان برای ما دهه شصتی ها کاملا آشناست. بعضی دوستان به تبعیضی که وجود داشت ایراد گرفتن، خوب همین تبعیض ها واقعا در مدرسه بوده و الان هم به نوع دیگه ای هست. در مورد راوی، صدای راوی خوب هست اما دلنشین نیست. این داستان کوتاه به نظر من واقعا ارزش شنیدن دارد.
گرچه داستان مناسب گروه سنی کودک و نوجوان است، اما باز هم شنیدن آن خالی از لطف نیست. نویسنده در همین بازهی زمانی کوتاه هم، مفهوم اصلی که همان بیعداتیست، را میرساند و حق مطلب را ادا میکند که به نظر من این، از هنر نویسندهی محترم میباشد. هدیه دادن بابت آنچه که دست خود شخص نیست و دستاورد او محسوب نمیشود، نه تنها کاری بیمعنیست، بلکه تحقیر و سرخورده کردن دانشآموز دیگری در مقابل سایر دانشآموزان نیز، امری بسیار ناراحتکننده است. این نحوهی تشویق، باعث دلسرد شدن و ایجاد فاصله میان آنها و دوستانشان میشود. به نظرم، تا به حال به چنین موضوعی پرداخته نشده بود و از این جهت، کار نویسنده جای تحسین دارد.
داستان کوتاه هدیه فردا نوشتهی نیلوفر خدابخش داستانی درباره دوران مدرسه است. در مدرسه به دانش آموزانی که سادات هستند میخواهند هدیه بدهند و این موضوع باعث میشود دانش آموزان به جای این که به درس معلم گوش دهند فقط به هدیه فکر کنند و توجهی به درس و معلم نداشته باشند و باعث حواس پرتی دانش آموزان می شود در ضمن دانش آموزانی که سادات هم نیستند دوست دارند هدیه بگیرند و به نظر من هدیه باید بخاطر میزان تلاش دانش آموزان به آنها داده شود تا زمینه برای تلاش و سعی بیشتر دانش آموزان شود نه به خاطر سادات بودن آنها. با تشکر از کتابراه و کانون فرهنگی چوک برای تهیهی رایگان داستان.
عالی بود یکی از به تعالیرین کتابای دنیاست از خوندنش پشیمون نمیشید موضوعشم هم جالب بود و هم اموزنده نخونین عمرتون رفته ممنون از نویسنده گرامی و عزیز بابت کتاب زیبایش واقعا بینظیره و حرف نداره حتما بخونین و ممنون از کتابراه عزیز کتاب عالیه و اگر طرفتدار کتابهای زیبا هستید حتما این کتاب رو بخونین کتابش بینظیر بود حرف نداره ممنون از نویسندهی گرامی و عزیز بابت این کتاب زیبا و ممنون از تمام کسانی که برای این کتاب زحماتی کشیدند واقعا کتابش بینظیر و فوق الاده بود و ممنون از کتاب راه عزیزو گرامی بابت این کتاب زیبا و عالی سپاس گزار واقعا بخونین پشمون نمیشین عالی بود بینظیر
باسلام و درود خدمت نویسنده گرامی و گوینده عزیز و دوستانی که نظرمن رو مشاهده میکنند. از نظر من داستان سطح پایینی بود و چنان که انتظار میرفت به پایان نرسید طوری که ارزش وقت گذاشتن رو متاسفانه نداشت از نظر مفهومی داستان خوبی بود اما نویسنده نتونسته بود درست بیان قلم کنه یا که مثالهای درستی استفاده نکرده بود طوری که انگار اون دانش آموزها هیچ چیزی توی عمرشون ندیدن و فقط دنبال این هستن که از دست همدیگه دربیارن ختم کلام داستان سطح پایینی بود. موفق و پیروز باشید.
به نام خدا
داستان در سطح متوسط بود و بی عدالتیهای دنیا رو در قالب یه مدرسه دخترونه روایت میکنه.
داستان درباره مدرسهای هست که قراره به بچه هایی که جزو سادات هستند، به یه مناسبتی هدیه بدن.
در این میان دختری هست که فکرمیکنه چونمادرش سیده هست، خودش هم جزو سادات محسوب میشه و به اون هم کادو میدن و کلی پوزش رو میده که در نهایت هم، بهش کادو نمیدن و...
کلا روایت خلی عادی و سطحی گرا نوشته شده و من پیشنهادش نمیکنم.
با تشکر...
صدای گوینده و نحوه ی اجرا خوب است ولی متن داستان واقعا ناراحت کننده و تاسف بر انگیز است. سید بودن مادر یا پدر فرقی نمیکند، فرزند نیمی از ژن ها را از مادر و نیمی از ژن ها را از پدر دریافت میکند، سید بودن به پیامبر اکرم (ص) نسبت داده میشود که ژن هایش از دخترش به فرزندانش منتقل شده است. پس سید بودن زن یا مرد فرقی نمیکند تمام نسل، چه دختران و چه پسران تا قیامت سید هستند. از کتابراه متشکرم
کتاب هدیه فردا نوشته نیلوفر خدابخش بسیار عالی و تاثیر گذار هستش و جا داره بگم گوینده کتاب علاوه بر اینکه صدای خوبی داره به خوبی کتاب رو روایت کرده، در مجموع راضی بودام از کتاب و اینکه این کتاب درباره دوران مدرسه هستش و اتفاق هایی رو در زمان مدرسه روایت میکنه و داستان بیشتر حسرت چند بچه مدرسه ای رو بیان میکنه که هیچی توی عمرشون نداشتند در مجموع خوب بود این کتاب رو پیشنهاد میکنم
کتاب هدیه فردا نوشته نیلوفر خدابخش بسیار عالی و تاثیر گذار هستش و جا داره بگم گوینده کتاب علاوه بر اینکه صدای خوبی داره به خوبی کتاب رو روایت کرده، در مجموع راضی بودام از کتاب و اینکه این کتاب درباره دوران مدرسه هستش و اتفاق هایی رو در زمان مدرسه روایت میکنه و داستان بیشتر حسرت چند بچه مدرسه ای رو بیان میکنه که هیچی توی عمرشون نداشتند در مجموع خوب بود این کتاب رو پیشنهاد میکنم
یک داستان زیبا و دلنشین است که با دستاندرکاریهای شگفتانگیزش، خواننده را به دنیایی از عشق، امید و تلاش میبرد. شخصیتهای ماندگار و داستان پر از احساسات، این کتاب را به یک تجربهی بیفراموشی تبدیل میکنند. با زبانی زیبا و عمیق، "هدیه فردا" پیامهایی ارزشمند از دوستی، اعتماد به نفس و برداشتن لذت از لحظههای زندگی را به ما القا میکند.
داستان آموزندهای بود و نشان داد که چقدر بچهها را برای نداشتن اسم سادات تحقیر و خورد میکنند و واقعا و متاسفانه در مدارس این مزخرف بازیها وجود دارد. حالم از این جور هدیه دادن در مدرسه بهم میخورد و حس تنبل بودن و مفت خوری و ادعای بیخود داشتن را به بچهها یاد میدهند به خاطر داشتن اسم سادات.
این داستان بیشتر حسرت چند تا بچه محصل را بیان میکنه که انگار هیچی توی عمرشون نداشتند و ندیدند. عروسک، بیسکوییت، خودکار صورتی......
حتی در مورد اینکه از پدر سید باشی یا از مادر، بین بچهها فرق میگذارند.
یه داستان کاملا سطح پایین و آبکی.
از نظر بنده افتضاح بود، نویسنده حتی ثانیهای فکر نکرده، تو جمعی بوده که حوصلهاش سررفته و خواسته چیزی بنویسه، گویندگی از اون بدتر، رو خوانی که نه، داشت تندخوانی میکرد، اصلا احساسی توش بکار نبرده بود، ارزش زمان گذاشتن نداره، به هر حال ممنون از کتابراه عزیز
باعرض سلام و خسته نباشید خدمت دوستان کتاب و کتابراه. این داستان یا خاطره نبود این تعلیم تبعض بود و دیدسیاه و سفید داشتن نویسنده. و جالب اینجاست که کسی که کادو نگرفته و از طبقه پایین تری بوده مورد مجازات قرارمیگیره. این کتاب ارزش نداره بلکه بی ارزش هم هست
داستان خیلی جالب و بامزه ست، گوینده مکث های درست و بجایی داره و شنونده رو همراه میکنه با خودش فکر میکنم همه ی ما تو دوران کودکی این داستان رو تو مدرسه تجربه کرده باشیم، اضطراب و انتظار لحظه تحویل هدیه از مدرسه، برای من خاطرات مدرسه تکرار شد و شیرین بود داستان
اگرچه به عنوان یک روانشناس و مدرس دانشگاه از محتوای این داستان در توضیح یک مفهوم در کلاس درس استفاده کردم، اما نمیتوان بر آن نام یک داستان را گذاشت که به چاپ رسیده است. موضوعی بسیار ضعیف حتی برای یک داستان کوتاه رایگان.
سلام و خسته نباشید به نویسنده. نظرم نسبت متن شما. خیلی بد. قلم نویسنده صفر، خیلی ضعیف بود. و گوینده نه صدا داشت و نه احساس در بیان کردن داستان داشت. صدا هر شخص جدا نبود. تغیر صدا نداشت. مفهوم نداشتن متن. فقط موضوع داستان جالب بود
حسین مقصودی هستم داستان درمورد تبعیض واجحاف بود معضلی که مخصوصااگر دردوران کودکی ونوجوانی به افراد وارد شود پیامدهای منفی و چه بسا خطرناکی درپی خواهد داشت کتاب به نظر من درحد متوسط بود ولی توصیه میکنم مطالعه کنید
با سلام صدای راوی فوق العاده بود و از خوانش لذت بردم. اما از نظر محتوا متاسفانه باید بگم که یکی از دغدغه های دانش آموزان و حتی حسادت ها و کینه های قدیمی بین اون ها در بزرگسالی از هم، نتیجه ی همین تبعیض ها هست.
موضوع داستان بد نبود اما گوینده جوری داستان رو روایت میکرد که من فکردم دبیرستانیان بعد که دیدم داستان سر عروسک و خودکار صورتیه فهمیدم بچه و دبستانیان
کاش حداقل راوی مقداری با احساس تر داستان رو روایت میکرد
مدل رفتار بچه مدرسه ایها درست توصیف شده بود.
راوی کتاب صوتی اصلا خوب نبودن متاسفانه، madad بجای مداد و beskivit بجای بیسکوییت تلفظ شد که اصلادجالب نیست. راوی باید مسلط به ادای سختترین لغات ادبی باشه...
درسته که زیبایی داستان خیلی زیاد نبود ولی در عین حال احساسات بچههای محصل رو خیلی خوب و قشنگ بیان کرده بود در هر صورت دنیای کودکی جذاب و پر از حسودیهای کودکانه است که کتاب فک کنم در این نشان دادن موضوع خوب عمل کرده بود
بله تا وقتی تبعیض را نچشی، بهش بیتفاوتی و شاید حتی اگر ازش سود ببری ممکنه اون را عدالت بدونی، ولی موقع خودت که میشه تازه میفهمی بقیه چه حسی داشتن، در مورد ظلم هم این مورد را میشه بسط داد
آین داستان برای گروه سنی نوجوان مناسبه ایرادی که داره کیفیت پایینشه زمانی ک کتاب با صدای باکیفیت تری باشه شنونده تا احد گوش میده اما این کتاب اینطور نیست اگر صدای هر کاراکتر هم متفاوت بود بهتر بود
کتاب عالی. این کتاب تعصب قدمی در یک مدرسه را بیان میکند، که برای دانش آموزان سادات هدیه داده میشود و به به غیر سادات نمیشود.
باید هدیه دادن به دانش آموزان طبق زحمات دانش آموز در نظر گرفته شود.
اصلا خوب نبود و نفاق پراکنی و برتری طلبی را آموزش میدهد
سید به کسی میگویند که اجدادش در زمان حمله تازیان به ایران مورد تجاوز عربهای وحشی قرار گرفتند و این هیچ افتخاری نیست بلکه سرشکستگی است
یک کتاب صوتی با درونمایهای انگیزشی و تأثیرگذار هست اهمیت امید، تغییر و نگاه مثبت به آینده تأکید دارد. سبک نگارش و روایت در کتابهای این ژانر ساده، الهامبخش و کاربردی است
داستان خیلی عامیانه در مورد حوادث روزمره یک مدرسه است. قهرمان داستان بی توجه به موقعیت خود بیشتر از واقعیت در تخیل به دست اوردن جایزه است. در صورتیکه جایزه اصلا مال او نیست.
داستان با مزهای بود... منو برد به خاطرات دوران کودکی و اینکه همهی ما این شرایط رو قبلا گذراندیم.. کاش اون زمان اونقدری اگاه بودیم که بابت اون مدل تبعیضها دلشکسته نشیم🤭
داستان این کتاب دارای مضمون لطیفی است اما نسخه صوتی آن صدای تیز و لحن شلوغی داره.من اگر این کتاب را می نوشتم بیشتر روحیه درون گرایانه لاله را بسط می دادم.با تشکر از کتابراه
کتاب هدیه فردا داستان کوتاه و خاطرات دوران دبستان دانشآموزان دختر با افکار و حرف های بچگانه خاطرات خوشی را به جا میگذارند. زمان بچگی بهترین خاطرات خوش گذشته هر آدمی است.
داستان کوتاه، یه کوچولو آدم دلش میسوزه به دختره که مامانش سید بود کادو میداد دیگه نویسنده، گناه داره خوب ممنون از اجرای خوب راوی، و مرسی از عوامل کتابراه