داستان در زمان جنگ هست ه سربازها هر کدام به دستههای تقسیم شدند تا در گردانها نگهبانی دهند. اما متوجه شدند که نیمه شبها کسی به طرف آنها سنگ پرتاب میکند و آنها شلیک میکردند و ایست میگفتند. فرمانده گفت تا کسی را ندیدی شلیک نکنید و مهمات را هدر ندهید هرچند شب یکبار این اتفاق میافتاد و فرمانده نمیدانست چه کسی سنگ پرتاب میکند او به آن طرف چرخی زد و به درختهای بلوط نخ وصل کرد. تا در حین پاره شدن متوجه کسی شوند اما فردا دیدن نخ همان گونه سر جایش هست و اثری از رد پا دیده نمیشود. فرمانده نیمه شب تصمیم گرفت در آن اطراف چرخی بزند و سایهای را دید اون نگهبان کاشانی بود که سنگی به طرف یکی از گردانها پرتاب میکرد و با خود میخندید. فرمانده عصبانی شد و خواست درسی به او بدهد. پس جنگی به طرفش پرتاب کرد. کاشانی سریع شلیک کردو داشت از ترس میلرزید. فرمانده به طرف او شلیک کرد و کاشانه زخمی شد. گناه او بسیار بزرگ بود جنگ شوخی نیست و سابقه داشت که چند باری میخواسته از جنگ فرار کند.
هر سال میلیونها کودک در معرض حوادث تروماتیک قرار میگیرند. حوادثی مانند جنگها و بلایای طبیعی, اقدامات طبی دردناک, قطع عضو, سوختگیهای شدید, سو استفاده فیزیکی و جنسی, ناظر صحنههای دلخراش بودن, مرگ ناگهانی والدین, دوری از خانواده و والدین, از دست دادن اشیا مورد علاقه و حتی شنیدن اخباری در مورد تهدید زندگی کودک و اعضا خانواده, کودکان را در معرض ابتلا به سندرم ترومای روانی پس از حادثه قرار میدهد. هر سال سه میلیون کودک با علایم اختلال استرس پس از ضربه تشخیص داده میشوند. افزایش روز افزون جنگها در سراسر جهان, حادثه 11 سپتامبر و ادامه یافتن عملیات انتحاری در سراسر جهان خصوصا در خاورمیانه اهمیت فهم چگونگی واکنش کودکان به جنگ و تروریسم را تایید میکند
داستان "سنگ انداز" صادق هدایت، با لحنی طنزآمیز و گزنده، به نقد جامعهای میپردازد که در آن انسانها درگیر روزمرگی و پوچی هستند. شخصیت اصلی داستان، مردی بینام و نشان است که تنها تفریحش سنگ انداختن به رودخانه است. او در این عمل، نمادی از انسانهایی است که در جستجوی یافتن معنا و هدف در زندگی خود هستند، اما در نهایت به پوچی و بیمعنی بودن آن پی میبرند. هدایت در این داستان، با استفاده از زبانی ساده و روان، تصویری تیره و تار از جامعهای ارائه میدهد که در آن انسانها از یکدیگر جدا افتاده و به انزوا کشیده شدهاند. او همچنین با ظرافتی خاص، به مسائلی مانند بیعدالتی اجتماعی، بیتفاوتی و فقدان امید در جامعه میپردازد.
کتاب سنگ انداز رمانی جالب و شنیدنی از آذر نوری که به طرز زیبایی توسط علی فخاری و مهدی رضایی روایت میشود. داستان دربارهی دوران جنگ است و سربازی که شبها در حین نگهبانی دست به شیرین کاری خطرناکی میزند و سنگ پرتاب میکند و نیروهای خودی بررسیهای زیادی انجام میدهند تا بالاخره متوجه میشوند که سنگ اندازی کار کاشانی است و خودش متوجه خطرناک بودن این کارش نمیشود تا اینکه نیروهای دشمن را هم وادار به شلیک میکند و دماغش را در راه این شیرین کاری نابخردانه از دست میدهد. داستان جالب و زیبایی بود و از شنیدن آن لذت بردم. با تشکر از کتابراه و کانون فرهنگی چوک کتاب صوتی سنگ انداز را حتماً گوش بدید
با سلام
کتاب صوتی سنگ انداز اثری از آذر نوری، نویسندهی معاصر ایرانی است. نوری در این کتاب به روایت ماجرایی شنیدنی و جالبتوجه از جنگ پرداخته است. ماجرا از این قرار است که روزی سربازان سنگهایی را میبینند که به طرفشان پرتاب میشود. آنها گمان میکنند که مورد هجوم دشمن قرار گرفتهاند. صدای: «ایست، ایست» سراسر جبهه را فرا میگیرد اما کسی دیده نمیشود. این اتفاق هر شب تکرار میشود تا اینکه یک روز فرمانده از این وضعیت بهستوه میآید و قصد میکند ته و توی قضیه را دربیاورد...
شنیدنِ کتاب صوتی سنگ انداز را به تمامی طرفداران داستانهای کوتاه فارسی پیشنهاد میکنم.
با سپاس فراوان
کتاب سنگ انداز داستانی جالب و شنیدنی از آذر نوری است که به طرز زیبایی توسط علی فخاری و مهدی رضایی روایت میشود. داستان دربارهی دوران جنگ است و سربازی که شبها در حین نگهبانی دست به شیرین کاری خطرناکی میزند و سنگ پرتاب میکند و نیروهای خودی بررسیهای زیادی انجام میدهند تا بالاخره متوجه میشوند که سنگ اندازی کار کاشانی است و خودش متوجه خطرناک بودن این کارش نمیشود تا اینکه نیروهای دشمن را هم وادار به شلیک میکند و دماغش را در راه این شیرین کاری نابخردانه از دست میدهد. داستان جالب و زیبایی بود و از شنیدن آن لذت بردم. با تشکر از کتابراه و کانون فرهنگی چوک
این داستان در رابطه با سربازی هست که به طرف سربازهای خودی سنگ پرتاب میکند و باعث ایجاد رعب و وحشت، هدر رفتن مهمات و ایجاد درگیری ذهنی برای همکاران خودش میشه. فرماندهی باهوش اونها با ترفندهایی سعی میکنه سر از این ماجرای سنگاندازی و باعث و بانی اون دربیاره و نهایتا هم موفق میشه. چیزی که خیلی بده، این هست که گاهی به جای دشمن، انسان از دوستان نزدیک و آشنایانی که به اونها اعتماد داره، ضربه میخوره که همین مسئله دوچندان ناراحتکننده هست. در مجموع داستان جدید و جالبی هست. ممنونم از کتابراه
داستان متفاوت و جالبی داشت که شبیهش رو تا به حال نشنیده بودم. در رابطه با سربازی هست که به طرف سربازهای خودی سنگ پرتاب میکند و باعث ایجاد رعب و وحشت، هدر رفتن مهمات و ایجاد درگیری ذهنی برای همکاران خودش میشه. فرماندهی باهوش اونها با ترفندهایی سعی میکنه سر از این ماجرای سنگاندازی و باعث و بانی اون دربیاره و نهایتا هم موفق میشه. چیزی که خیلی بده، این هست که گاهی به جای دشمن، انسان از دوستان نزدیک و آشنایانی که به اونها اعتماد داره، ضربه میخوره که همین مسئله دوچندان ناراحتکننده هست.
این کتاب یه طورایی حس کردم یه حس کم و غریب طنزی درون خودش داره... درباره ی یه پادگانه که هر شب یکی میاد و به سمتش سنگ پرت میکنه... اما هرچی میگردن نمیفهمن کیه! اول فکر میکنن دشمنه ولی بعد فرمانده ی پادگان شب رو بیدار می مونه و می بینه یکی از سرباز ها بوده که به سمت پادگان سنگ پرت میکرده... بعد میگرتش و امون بلا را سر خودش میاره... این کتاب می خواد به ما یاد بده که همیشه دشمن نیست که باعث سختی و بیچارگی میشه، گاهی اوقات دوستان احمق هم باعث بدبختی ما میشن! سپاس
باسلام کتاب سنگ انداز یک داستان از سربازی است شبها برای تفریح خود به طرف گردانهای دیگر سنگ میاندازد و خواب و آرامش بر کسانی که در جنگ هستند سخت میکند فرماده با نقشهای زیرکانه فرد سنگ انداز را پیدا کرده و بلا یی که خودش سر دیگران میاورد را سر خودش آورداین کتاب پندهایی به ما میآموزد که میگوید گاهی همه اتفاقات را دشمن رقم نمیرند بلکه دوستان ما که دچار حماقت هستند این کار را میکنند و همه چیز توانی دارد چه خوب چه بد ممنون از نویسنده و گوینده و عوامل کتابراه
از سران کشورها که با لج ولجبازی خودباعث به وجود آمدن جنگ میشوند بیزارم، از اینکه کلی جوان با هزارانآرزو در عنفوان جوانی به زیر خاک میروند و کلی خانواده را داغدار میکننند و بنیانکلی خانواده از بین میرود، بیزارم، از سرگردانی کودکانی که به جا میمانند و معلوم نیست صدمات این جنگها در آینده باعث بروز چه مشکلاتی برای آنها میشود بیزارم، به امید روزی که در جهان صلح ودوستی برقرار باشد و دنیا شاهد جنگنباشد، اگر چه غیر ممکن!!!!!!!!
اگرچه این کتاب ایدههای خوبی برای ضعیف کردن دشمن و کاستن از امکاناتش توسط مردم غیر نظامی و با دست خالی و ارائه داده و از سوی دیگر انقلاب سنگ و انتفاضه فلسطین را نیز تداعی میکند اما باید توجه داشت که جنگ شوخی نیست و میتواند بسیار خشن باشد فضای این کتاب تقابل بین حرفهای و آماتور است احتمال تلفات طرف آماتور در آن بیشتر است. تنها شانس طرف آماتور فرسایشی و ایذائی کردن جنگ است. سپاس از کتابراه
در نقد این کتاب باید بگم که یه سری چیزا خیلی بی منطق بود و جواب یه سری سوالهای ایجاد شده در ذهن مشخص نمیشدمثلا چرا وقتی بهش گفته بود ۴ نفری بیاین سرکشی که منو ببرین این تنهایی اومد؟ یا اینکه چجوری فهمید بره سنگر بغلی کدوم نگهبان؟ و خیلی چیزای دیگه! داستانی باید کوتاه باشه بعله اما اگه نصفه و نیمه باشه که به درد نمیخوره! واقعا با مدل داستانیش حال نکردم
آدمها شخصیت های متفاوتی نسبت به هم دارند. شخصیت سرباز کاشانی از اون دسته آدمها بود که به قصد طنز پردازی در دل افراد دوست یا دشمن هراس بندازه تاافکار همه رو به واقعه خاصی منحرف کنه ولی این طنز پردازی نابخردانه باعث آسیب جدی به سلامت خودش شد. صدای آقای مهدی رضایی همسو با هیجانات جنگ بود و فراز و فرود مقبولی داشت. سپاسگزارم از بانو نوری و کتابراه عزیز.
کوتاه و جالب بود البته حق اون بنده خدا هم مردن نبود میتونستن مسالمت آمیز صحبت کنن این داستان راجع به یک سرباز هستش که شبها با سنگ زدن به سمت درختها باعث ریزش بلوطها و در نتیجه ایجاد تصور پرتاب سنگ برای سایر افراد گروه هست که از روی شوخی انجامش میدهدر کل کتاب بیان جالبی داره و از اونجا که کوتاه هم هست توصیه میکنم گوش کنید.
کوتاه و جالب بود البته حق اون بنده خدا هم مردن نبود میتونستن مسالمت آمیز صحبت کنن این داستان راجع به یک سرباز هستش که شبها با سنگ زدن به سمت درختها باعث ریزش بلوطها و در نتیجه ایجاد تصور پرتاب سنگ برای سایر افراد گروه هست که از روی شوخی انجامش میدهدر کل کتاب بیان جالبی داره و از اونجا که کوتاه هم هست توصیه میکنم گوش کنید.
کتاب صوتی سنگ انداز خاطرات دوران دفاع مقدس را برایم تداعی کرد در همان دوران هم افرادی بودند البته انگشت شمار که اینگونه شیرین کاریهایی از خود بروز میدادند البته بعضی مواقع هم خطرناک بود و البته توسط فرماندهان توبیخ و یا تذکر شدیداللحنی دریافت میکردند در هر صورت لذت بردم ممنونم
قصه جذاب و طنز آمیزی بود خیلی زیبا روایت شده بود البته تشابهات زیادی از این سرباز بیفکر در جبههها وجود داشتهاند که لطمات جبران ناپذیری را بهخود و اطرافیانشان وارد کرده آندو تصور من این است که این داستانها میتواند مخاطب زیادی داشته باشد. من خیلی لذت بردم با سپاس
درود و شامگاهتان نیک باد. کتاب صوتی سنگ انداز به نسبت خوب و شنیدنی میباشد و ارزش وقت گذاشتن را دارد با اینکه کم و کاستیهایی در روایت داستان بود اما جالب هم میباشد که از دیدگاه معنوی به جامعهی امروزی اشاره دارد پیشنهاد میشود که حتما گوش دهید. موفق و پیروز باشید
کتاب داستان جالبی از فضای جنگ است، البته مثل داستانهای جنگی دیگر خبری از کشت و کشتار نیست. چیزی که برام قابل توجه بود این بود که وقتی کسی دلش به کاری راضی نیست، به زور وادار کردنش به آن کار فقط ایجاد اختلال میکند. درکل داستان جالبی بود. من که راضی بودم. شما هم گوش بدهید.
کتاب سنگ انداز نوشته آذر نوری داستان کوتاه جالبی و طنز آلودی از فضای جنگ است که خواننده را مشتاق به خواندن میکند. که نویسنده داستان ماجرا را به زور روان و قشنگی ارائه میدهد.. کسانی که به خواندن کتابهای داستانی کوتاه فارسی علاقه مند هستند پیشنهاد به خواندن میشود.
داستان هرچند کوتاه بوده ولی نویسنده به نوعی خاطرات جنگ را از زاویه طنزگونه، ابعاد اجتماعی و گاهی از دید روانشناسانه و مدیریت بحران استرس بیان داشته طنز گونه بودن داستان به نظرم به نوعی شبیه داستان های کمدی سیاه و همچنین روایتگر زندگی انسان هایی از هم دور افتاده را روایت می کند..
کتاب جالب و شنیدنی از آذر نوری است که در مورد دوران جنگ روایت میکنه و کاراهایی که کاشانی در جبهه انجام میده و اشتباهاتی که مرتکب میشه و در آخر نتیجه بدی هم از اینکارمیکنه
کتاب موضوع طنزآمیزی داره و شنیدن اون خالی از لطف نیست، برای من مورد پسند بود
کتاب داستانی جالب در فضای جنگ هست، البته مثل داستان های جنگی دیگه خبری از کشت و کشتار نیست. چیزی که برام قابل توجه اومد این بود که وقتی کسی دلش به کاری نیست، به زور وادار کردنش به اون کار، فقط ایجاد اختلال می کنه. در کل داستان جالبیه گوش بدین.
داستانی جالب است در مورد دوران خدمت سربازی. که در آن یکی از سربازان دوستان هم خدمتیاش را مورد آزار قرار میدهد. واینگونه تلاش در گذراندن شیفت خود دارد. اما با اینکار به غیر از همخدمتی هایش دشمن بعثی هم از دستش به تنگ آمده و تصمیم به کشتن او میگیرند
بادرود
کتابی خوبیه آدم را یاد دوران جنگ میندازه که چقدر این پرپریا رو مینا جان دادند و آخوندا بیشرف رو مهسا و غیره میرفتند لعنت به ذات کثیف هرچی آخوند لجنه که این همه جاه طلبند یادشون رفته که این آزادی را گردن چه عزیزای حق دارند همچنان بی ناموسی میکنند
با عرض سلام خدمت دوستان کتاب دوست و همراهانه کتابراه. داستان طنز و جالب بود متفاوت بود و روان. لذت بردم از گوش دادن به راوی این داستان. یاد تمام شهیدان قهرمان جنگ گرامی باد عزیزانی که بی ادعا رفتند و جان شیرین خودشون رو نثار وطن عزیزمون کردند
کتاب راجع به سنگ اندازیهای شبانهای هست که برای یک پادگان اتفاق میفته و نیروهارو دچار ترس و وحشت کرده که در آخر علتش رو پیدا میکنند.
کتاب جالبی بود و داستان جالب و جدیدی داشت در عین حال کوتاه بود و خسته کننده هم نبود.
چه سرباز ترسویی و بی ملاحظهای، این گونه افراد را خدا برای چی میآفریند؟ کار ستون پنجم دشمن را این افراد خیلی راحت میکنند تا با نفوذ دربین افراد خودی باعث تلفات انسانی بیشتری در جبهه خودی شوند. خیلی آموزنده بود
تشکرازنویسنده [#آذرنوری] وگویندهگان (اقای رضای و اقای فخاری)
این کتاب بیشتر در رابطه با خدمتسربازی و لحظه جنگ هستش و همین طور بیشتر از لحظات بازیگوشی، شیرینکاری درحین نگهبانیاست
بسیارکتاب خوب و پرانرژیاست {دمتونگرم} تشکر
لذت بردم، داستان طنز و جالب بود متفاوت بود و روان. لذت بردم از گوش دادن به راوی این داستان. یکی از بهترین کتابهایی که زمان جنگ رو بازگو میکنه، به یادشهیدان بی ادعای پاک که جان خود را نثار وطن کردن درود به روح پاکشان
داستانش خوبه ولی طوری که بتونه مخاطب رو منتظر و مهیج خودش کنه نیست به طور کلی یه داستان عادی رو داره نقل میکنه نویسنده که شما باید برای اون صبر و تحمل داشته باشین تا به آخر داستان برسین
کتاب خوبیه و ارزش شنیدن رو داره مخصوصا باصدای عالی گوینده... ولی با این کتاب واقعا ناراحت شدم و حس کردمکه منم جزو افرادی هستم که درگیر پوچی ها و روزمرگی ها هستم و خودم رو نمیشناسم...
این کتاب مشکلی که داره بحث کیفیت صدای گوینده هست کاش به جز کتابهای بی کیفیت که داستانشون ضعیفه هم ضبطشون بی کیفیت گاهی اوقات کتابراه کتابهای با کیفیت رو هم توی دسته بندی کتابهای رایگان قرار بده
کتاب عنوان بسیار هوشمندانهای انتخاب کرده از ارتباطش با جنگ گرفته تا کمبود منابع برای مبارزه. من این دو نویسنده عزیز رو نمیشناسم اما کتابشون واقعا خوب بود. ارزش یکبار خوندن رو داره
کتاب صوتی سنگ انداز داستانی روان و صحنه سازی خوب که برای شنونده کشش ایجاد میکنه و به این نتیجه میرسه که هر عمل احمقانهای نمیتونه شوخی تلقی بشه و بدون عکس العمل باقی بمونه.
کتاب سنگ انداز داستانی جالب وشنیدنی از آذر نوری درباره دوران جنگ است که بصورت طنزبیان شده و توسط علی فخاری ومهدی رضایی رویت شده ممنون ازنویسنده گویندگان وبرنامه خوب کتابراه
کتاب راجع به سنگ اندازیهای شبانه، که برای یک پادگان اتفاق میفته و نیروهارو دچار ترس میکنه و در اخر هم علتش رو پیدا میکنند
داستان خوب و کوتاهی بود ممنون از کتابراه
بعد از اناکارنینا این کارو گوش کردم وقتی تموم شد گیج بودم تا چند ثانیه که چی شد تموم شد؟ انگاری نفر تو مهمونی داشتی خاطره کوتاه تعریف میکرد که سعی میکرد کشش بده
سلام وقت بخیر این کتاب از رزمندهان درزمان جنگ بود خیلی عالی بود وفاداری و فداکاریهای که برای میهن خودشون انجام دادن واحساس مسئولیت پذیری که نسبت به کارشون داشتن
این کتاب با داستان الهامبخش و تأثیرگذاری که دارد میتواند برای کودکان 8 تا 12 سال بسیار آموزنده باشد و به آنان تلاش و سختکوشی برای دستیابی به آرزوهایشان را آموزش بدهد
داستان بامزهای بود اما تصور میکردم مثل همه طنزهای جنگ به خنده و خوشی تموم بشه اما خب معلوم بود خاطرات یه نظامیه یا تا خاطرات یه طنزنویس جاهایی هم گزنده بود
سلام و وقت بخیر داستان جالبی بود، برای افرادی که دور از این محیطها هستند، به نظر جالب است. از طرفی شوخی سربازی در ان حال و هوا داستان را جالب و مهیج میکند.
هر چند که داستان کوتاهی بود اما مثل باقی داستان و آثار این نویسنده بسیار جذاب و شنیدنی بود همچنین با لحن زیبایی که روایت شده بود اون رو شنیدنی تر کرده بود
یکی از بهترین کتابهایی که زمان جنگ رو بازگو میکنه همین کتابه خیلی عالیه من از شنیدن این حماسهی زیبا لذت بردم پیشنهاد میکنم شماهم حتما گوش کنید عالیه