با سلام به کتابراه عزیز و خوانشگر محترم آقای فتولی که با صدای گیرا و گرمشون آرامش خاصی بهنگام شنیدن کتاب به من دست داد و لذت بردم.
موضوع کتاب بیشتر کمالگرایی بود و اینکه در واقع انگشتر یک استعاره بود از تکامل و تحول فکری و روحی آدمها
من معتقدم که انسانها هرچقدر سنشان بالاتر میرود از نظر فکری بزرگتر میشوند و پخته تر و عاقلتر عمل میکنند
راحت تر میبخشند و زندگی را با آرامش بیشتری نگاه میکنند و حرص و طمعشان کمتر میشود و تمایلشان به کارهای خیر و لذت بردن از خود زندگی بیشتر میشود
البته لازم به ذکر است که این موارد در باره بعضیها صدق نمیکند و آنها با افزایش سن حریصتر و ظالم تر میشوند و بیشتر به دنیا دل میبندند.
در کل داستان جذاب و شنیدنی و آموزندهای بود
توصیه به گوش دادن میکنم.
کتاب صوتی انگشتر نقره به روایت اقای اشکان فتولی کتاب خوبی بود داستان در باره مردی دورگه ایرانی فرانسوی هست که برای گرفتن ارثش به ایران سفر میکند در ابتدای کتاب به پیشینه زندگی محمود و ازدواج پدر و مادرش و شرایط هر دو خانواده میپردازد و به دنبال ان علت سفر محمود را به ایران برای گرفتن ارث و اتفاقاتی که به دنبال ان برایش میافتد میپردازد در ادامه داستان محمود با خیلی از مسائل زندگیاش که به علت زندگی در فرانسه از ان نا اگاه مانده بود مواجه میشود و در اخر داستان در بعضی جاها پرکشش و در بعضی جاها خسته کننده و ناباور میشد اما به نظر من موضوع جدیدی داشت و نویسنده هم در حد خوبی توانسته بود به ان شاخ و برگ بدهد با ارزوی موفقیت برای نویسنده و ممنون از کتابراه
با سلام و تشکر از زحمات هنرمندان، نویسنده قلم شیوایی دارند، داستان هم جذاب است، راوی هم صدای بسیارخوبی دارند وهم زیبا روایت میکنند، موسیقی متن هم گوشنواز است. غیراز مسایل مربوط به انگشتر که خیالی است، ولی تمامی سرگذشتهای ذکر شده واقعیات اگر نگوییم تلخ شاید خاکستری زندگی انسانهاست که کم وبیش درهمه جوامع ودراطرافمان وجود دارد، شاید تلنگری باشد برای اندیشیدن در اعمال وقضاوتهایمان. من کتاب را پسندیدم
به عنوان کسی که ۲۰ساله شغلش سنگ و انگشتره عرض کنم این داستان اگه خیالی هم باشه من در واقعیت هزار برابر بیشتر از این چیزها از سنگها دیدم و در یک جمله تمام فیلم و داستانهایی که در مورد سنگها دیدید عین واقعیت هست و همگی براساس واقعیت ساخته شده
داستانی جذاب و شنیدنی.. من یک روزه تمامش کردم طاقت نداشتم کنار بگذارمش.. خانم زاهدی عزیز تبریک میگم بابت قلم داشتن قلمی شیوا. کتاب جالبی تلفیق شده از فرهنگ کهن شرق و وجه تشابه و پارادوکس هایش با غرب توصیهاش میکنم به شما عزیزان کتابراهی
به این علت این کتاب را تهیه کردم که یکی از نزدیکان سالها قبل انگشتری در پیش پای خود می بیند وشبش خواب می بیند که صاحب قبلی انکشتر بخوابش میاید و قصه ای نظیرهمین داستان برایش اتفاق می افتد
موضوع کتاب بیشتر کمالگرایی بود و اینکه در واقع انگشتر یک استعاره بود از تکامل و تحول فکری و روحی آدمها
من معتقدم که انسانها هرچقدر سنشان بالاتر میرود از نظر فکری بزرگتر میشوند و پخته تر و عاقلتر عمل میکنند
راحت تر میبخشند و زندگی را با آرامش بیشتری نگاه میکنند و حرص و طمعشان کمتر میشود و تمایلشان به کارهای خیر و لذت بردن از خود زندگی بیشتر میشود
البته لازم به ذکر است که این موارد در باره بعضیها صدق نمیکند و آنها با افزایش سن حریصتر و ظالم تر میشوند و بیشتر به دنیا دل میبندند.
در کل داستان جذاب و شنیدنی و آموزندهای بود
توصیه به گوش دادن میکنم.