من همیشه دوست داشتم اگر امکانش باشه کتابهای نشانه برای اخطار دادن به شنوندهها داشتن، مثلا این که این کتاب خیلی غمگین و ناراحت کننده و سرد بود و ممکن هست به افرادی که مشکلات روحی یا افسردگی دارن آسیب بزنه و هیچ جا همچین اخطاری داده نشده.
من مفهوم کتاب رو درک نکردم، هدف نویسنده و مطلبی که قصد انتقال داشت رو نگرفتم. کتاب از درک من خارج بود. از اواسط هم که کلا علاقهام رو از دست دادم و با سرعت ۱. ۳ گوش کردم زودتر تموم شه. چندجا کتاب اشتباه داشت، مثلا نقل کرد که میوهها ناپدید شدن، ولی بعدتر دوبار توی دنیاشون میوه وجود داشت. چند مورد دیگه هم بود از این دست اشتباهات. در کل کتاب تو سلیقه خواننده عامی مثل من نبود. من باهاش ارتباط برقرار نکردم و به شدت غم توش بود.
بد نبود، من به خاطر خانم بیرانوند این کتاب را خریدم، بسیار حرفهای داستان را روایت میکنند. اما خود داستان... فراموشی... نمیتوانستم که جلوی خودم را بگیرم که به این فکر نکنم که فراموشی خیلی فراتر از فراموش کردن مفاهیم عینی مثل عطر، زنگوله، روبان و پرنده و... است. من یک سرزمینی را میشناسم که در آن مفاهیمی مثل مردانگی، معرفت، خرد، حیا، وفا، شرافت، صداقت و صمیمیت فراموش شدهاند...
«پلیس حافظه» کتابی آرام و در عین حال عمیقاً ناآرام کننده است؛ درباره جهانی که در آن چیزها یکی یکی ناپدید می شوند و همراهشان بخشی از حافظه و هویت آدم ها هم از بین می رود. کتاب بعد از تمام شدن هم رهایت نمی کند و مدتی در ذهنت می ماند. برای کسانی که به ادبیات تأمل برانگیز و کمی تلخ علاقه دارند، پیشنهادش می کنم.
من چندتا راوی مورد علاقه دارم توی کتابراه ۳تا خانم ۳تا آقا
همیشه تا کتاب جدیدی رو ازشون ببینم میگیرم یعنی راستش اسمشون رو سرچ میکنم ببینم چیز جدیدی دارن یا نه، وبعد گوش دادن متوجه میشم کتاب خوب بود یا نه؟
این کتاب منو خیلی به فکر فرو برد
واقعا خوب بود
من مفهوم کتاب رو درک نکردم، هدف نویسنده و مطلبی که قصد انتقال داشت رو نگرفتم. کتاب از درک من خارج بود. از اواسط هم که کلا علاقهام رو از دست دادم و با سرعت ۱. ۳ گوش کردم زودتر تموم شه. چندجا کتاب اشتباه داشت، مثلا نقل کرد که میوهها ناپدید شدن، ولی بعدتر دوبار توی دنیاشون میوه وجود داشت. چند مورد دیگه هم بود از این دست اشتباهات. در کل کتاب تو سلیقه خواننده عامی مثل من نبود. من باهاش ارتباط برقرار نکردم و به شدت غم توش بود.