چه تجربۀ ملال آوری بود خوندن این کتاب برای من. اون هم منی که هیچ کتابی نمی تونه به این راحتی ها حوصله م رو سر ببره. اما زن سی ساله هیچ کششی نداشت. اصلاً خط داستانی مشخصی وجود نداشت. زن داستان فقط جایی اواسط داستان به سی سالگی می رسه و داستان حتی کاملاً دربارۀ او هم نیست. چه برسه دربارۀ سی سالگیش. شخصیت پردازی به کلی ضعیفن و مردها میان و می رن و گاهی اصلاً معلوم نیست کی به کیه. همون اواسط داستان، نویسنده برای چند پاراگراف، ناگهان راوی و زاویه دید رو عوض می کنه که اصلاً معلوم نیست چرا و چه کارکردی داره. در نهایت این رمان بالزاک برای من داستانی بود بسیار بی انسجام و شلخته پر از پندهای اخلاقی گل درشت. ترجمۀ قدیمی و ثقیل هم عدم جذابیت رمان رو تشدید کرده. در کنار همۀ این ها نویسنده جابه جا توصیف هایی از رنج و درد می کنه که این ها برای من خیلی جذاب بودن و دوستشون داشتم.
این اثر تجربه ای واقعاً درخشان بود. بالزاک با نگاهی دقیق و ظریف به دنیای درونی زن می پردازد و تصویری زنده و باورپذیر از احساسات، آرزوها و دل شکستگی های او ترسیم می کند. شخصیت پردازی ها عمیق و منسجم است و نثر نویسنده، با وجود قدمت کتاب، همچنان تازه و گیراست. برای علاقه مندان به ادبیات کلاسیک، خواندن آن را قطعاً توصیه می کنم.
این کتاب چون از نویسنده ای بود که من در دوران جوانی از او کتابهای دلنشین و خوانده بودم را انتخاب کردم ولی سراسر غم و اندوه است در این روز روزهای ملال آور و سخت، به جای التیام روح و دور شدن از از آلام و مصاقب این روزهای سخت هر چه در دل داستان فرو رفتم غم دلم بیشتر و بیشتر شد طوری که تصمیم گرفتم آخرش را ادامه ندهم....
واقعا اگر صدای دلنشین و تبحر و تسلط گوینده نبود حتی گوش دادن به یک بخش از این کتاب هم طاقت فرسا بود. این کتاب رو میتونین به عنوان شکنجه روحیتون ازش استفادت کنید.