کتاب انقدر تلخ و سیاهه که پیشنهاد میکنم اگه حال روحیتون خوب نیست، فعلا کتاب رو گوش نکنید اما باید بگم از صادق هدایت و قلم به شدت قوی و بینظیرش! کتاب آبجی خانوم خیلی کوتاهه توی همین چند دقیقه احساس میکنی چندسال داری بجای آبجی خانوم زندگی میکنی و تمام درداشو میفهمی، روح آبجی خانوم پر از گودال های خالی و سیاهه که بخاطر جامعه ی لعنتی و فرهنگ غلط مردم اتفاق افتادع و با این حال اون دختر جوون تمام سعیشو میکنه که با هرچیزی اون گودال هارو پر کنه! نماز میخونه روزه میگیره میره هیئت! ولی همشون رو فقط برای این انجام میده که زخم های روحشو مداوا کنه و حواسش نیست که ایمان واقعی، مساوی امیدواریه! ایمان واقعی یعنی امید به زندگی یعنی تسلیم نشدن جلوی هیچکس! آبجی خانوم انقدر به آدما و درداش اختیار میده که آخر فراموش میکنه معنی عظمت خدا رو! و فقط کوکورانه یه آداب مذهبی رو اجرا میکنه سرانجام بنظر من این آبجی خانوم نبود که خودشو از بین برد؛ این اطرافیان و فرهنگ غلط بود که آبجی خانومو کشتن! و آبجی خانوم خیلی سریع تسلیم ظلم و سیاهی اونا شد آخر داستان جوری شوکه میشید و اشک هاتون صورتتون رو پر میکنه که من هنوز درگیر این داستان کوتاه و غم انگیز و بعد از این کتاب دائم با حودم فکر میکنم چه آبجی خانوم های زیادی توی کشور داریم که دارن قربانی پلیدی اطرافیانشون میشن و ای کاش یه نفر بود که بهشون بگه؛ خدای واقعی خیلی قوی تر از مردم و سیاهی های زندگیه آبجی خانوم
با عرض سلام و ادب و سپاس فراوان از عزیزان زحمت کش نشریه همه فن حریف کتابراه که امید است با همکاری شما عزیزان مشترکین بتوانیم گامی جهت شناساندن این نشریه که حاصل دسترنج شبانه روزی عده ای عزیز که دغدغه ای جز کتاب و جا انداختن فرهنگ کتاب و کتابخوانی هست ما هم بتوانیم هر چند کوچک در این زمینه به نادر و این هموطنان دور افتاده از اصل خویش خود و هر قشری از جامعه بخصوص جوانان این مرز و بوم مولانا و حضرت حافظ و.. به آرمان شهر ایران سربلندمان نزدیک و نزدیکتر باشیم. و اما ابر مرد و شخصیتی همچون صادق هدایت خیلی که نقطه عطفی در در تاریخ ادبیات و شناساندن هر چه بیشتر این مملکت یادگار کوروش کبیر و داریوش بزرگ و نوشیروان عادل که کتابی هم به نام پروین دختر ساسان دارند و گذشته از آن بوف کور ایشان که در سبک سور رئال در مملکت هندوستان در حالی که که مشغول فراگیری دانش زبان فارسی پهلوی که زبان و نگارش نیاکان ما در روزگاری از تاریخ بوده و همین را جسارت نگارش دارم که معلوم میکند که آن دوره از تاریخ ایران زمین چقدر مهم و قابل فهم و توجه ماها باید قرار گرفته باشد که ما موظف به برگشتن به آن دوره از تاریخ ایران زمین هستیم که متفکر بزرگی همچون صادق هدایت عزیز در برهه زمان زندگی خویش خود را موظف و متعهد به یاد گیری زبان فارسی پهلوی آن هم به خاطر نداشتن استادی از دیار خودمان جلای وطن نموده و عازم دیار هندوستان میشود و در کمتر از شش ماه ایشان این زبان فراموش شده اجداد ما را فرا گرفته که هیچ در حالی که مشغول تالیف شاهکار ادبی حاصل کار شبانه روزی ایشان بوده، ولی چنان در دیار خودمان خفقان و قلع و قمع کتب و حذف فیزیکی نویسندگان نو اندیش با قهوه معروف قجری بودند و وی نیز از ترس تفتیش و لو
داستانی با شروعی خوب و در طول داستان جذابیت خود رو از دست میدهد و روند طولانی یک عمر زندکی یک انسان رو در چند سطر توضیح مختصر و ناکافی به تصویر میکشد و مسیر داستان رو از مبحث و هدف اصلی خود منحرف کرده و در چند موضوع فرعی و غیر جذاب وارد کرده و با توصیف و تعریفهای پر از تناقض داستان رو ادامه میده و بعضی وقتها از مسیر اصلی منحرف میشه و ناگهان به سوژه برمیگرده و بعضی جاها تکرار مطالب رو در پیش میگیره و با زیاده روس و اغراق در وصف شخصیت اصلی داستان و همچنین خواهرش بعنوان شخصیت دوم داستان شنونده داستان رو گاهی خسته و گاهی بی انگیزه میکند. موضوع حساسیت جامعه آن زمان جامعه ایران در مورد دختران ترشیده و مجرد و شوهر نکرده آنقدر تکراری و خسته کننده شده که هیچوقت نمیتون ذوق شنونده داستان رو برانگیزد. از طرف دیگر در شرایط کنونی جامعه و تحولات زیادی که اکنون برای جامعه ایران بوجود آمده نابسامانی اقتصادی و بیکاری و گرانی و توقعات خانوده برای فراهم شدن شرایط ازدواج فرزندانشان و بالا رفتن سن ازدواج دختران و پسران این داستان امری کاملا عادی و بدهی و دور از هر گونه جذابیت و قابل گوش کردن و نتیجه گیری مثبت و بدست آوردن تجربه مفید جهت دورنمای مفید برای زندگی جوانان میباشد. خالی از توضیح نیز نمیباشد که داستان با صدای دلنشین خواننده داستان و لطافت و گرمی تن صدای این خانم که شنونده را به ادامه شنیدن داستان امیدوار میکند و انرژی مثبتی که از موسیقی متن داستان به مخاطب داستان منتقل میشود.ای گونه داستانها نمیتواند در هر گروه سنی یا جنسیتی مخاطب خود را بدست آورد. تعداد محدودی از افراد جامعه مخصوصا زنان قدیمی یا دخترانی که در جامعه روستایی زندگی میکنند به این نوع داستان علاقه نشون میدهند.
وقتی اسم صادق هدایت میاد یا سیامک گلشیری دیگه برای خرید وخوندن داستان نیم درصدهم نباید تردید کرد. صادق هدایت نویسنده ای ماهر خوش ذوق و دانا که طرز فکر و اندیشه اش حداقل صد سال از زمان خودش جلوتر بود. داستان های هدایت همه به زبان ساده وبدون حاشیه هستند. هدایت با داشتن ااطلاعات بی نهایت درباره ملت های مختلف دنیا وسبک زندگیشون همیشه برای خواننده هاش ساده و روان می نوشت و چقدر به دل میشینه داستان هاش. برعکس بقیه نویسنده ها هدایت واقعیت ها رو مینوشت وپایان قصه هاش عین حقیقت زندگی تلخ نه اینکه مثل داستان سیندرلا رویایی و غیر واقعی. روحش شاد وداستان هاش همیشه بهترین هستند
تمام کتابهای صادق هدایت به زبانی ساده ولی پر از معانی و آموزنده است و در هر قرنی مناسبت دارد گویی کتابها را برای تمام انسانها تا ابد نوشته است. بعضی از انسانها نمیدانند با حرفایی که میزنند چقدر میتوانند در زندگی یکشخص تاثیر بگذارند. امیدوارم همه به آن درجه عقل و شعور برسند که بهترین تاثیر رفتار و کردار صحیحرا بر روی آدمهاخصوصافرزندانشان بگذارند
قبل از اینکه دیر بشود. واقعا متاثر میشوم بعضی از پدر و مادرها چگونه فرزندی که از خون و گوشت خودشان هست را عیب میگذارند، تحقیرش میکنند. و فرزندی بدون اعتماد به نفس و نا امید تربیت میکنند.
درود بر صادق هدایت وروحش شاد،
تمام کتابهاش روان و ساده و حرف دل تمام توده هاست. هرکسی چه بیسواد و باسواد میفهمد که چی میگوید. و داستاهاش فراتر از زمان خود و برای تمام زمانها ودورانهاست. این داستان آبجی خانم هم که خوب و شیرین شروع میشود وبا ناراحتی تمام میشود، داستان اشتراک بین اکثر خانوادهاست، هم خانوادههای سنتی و هم مدرن، چون فروهنگ ایرانی اشتراکات زیادی با هم داریم.. به. هر داستان آموزنده و عالی بود، گوینده هم خیلی خوب وباارامش و شمرده داستان را ترجمه کرد. وقیمت کتاب هم خوب.... تشکر
زنده یاد صادق هدایت نازنین روحت شاد و یادت گرامی، کسی که فراتر از زمان خود بود و به نظر من این افراد را ژن آگاه باید نامید، داستانی کوتاه و آموزنده از تبعیض در خانواده ها، از عقل هایی که به چشم بَسَنده است، از فلسفه نبودن استقلال زن که باید کمالش وابسته به مرد باشد، فرهنگ فرهنگ فرهنگ بیشتر کتاب بخوانیم بیشتر بیاندیشیم بیشتر یاد بگیریم. تمام آثار زنده یاد صادق هدایت ارزش خواندن و گوش دادن دارد.
کار نویسنده مثل همیشه عالی بود صدای گوینده بسیار دلنشین بود واین داستان چقدر برای امروز هم کاربرد داره مادرها مطالعه کنند و بدونن با سرزنش کردن فرزندشو و مقایسه کردن فرزندان باهم چه آسیب بزرگی به اونها وارد میکنه توانایی آدمها باهم فرق داره چه بسا اگر مادر خانواده به آبجی خانم بها میداد او هم میتونست یه واعظ قابل بشه وهم کُف خودشو پیدا کنه.
وای خدارو شکر از اون برهه زمانی گذشتیم که همه چیز در شوهر کردن دختر بود الان زنان ایران زمین استقلال مالی و رفتاری دارند و یه تشکر ویژه از اینستاگرام باید کرد که خودش یک نوع پیامبر حقیقی بود برای جامع بشریت خصوصا خانمها این کتاب همش حرص بود خدارو شکر خودشو کشت و راحت شد و به نظرم زیبایی درون خیلی مهم تر از زیبایی ظاهر هست
داستان کوتاه ولی جذاب و تاثیرگذار بود. واقعا تبعیض تخم حسادت و نفرت رو توی دل آدمها میکاره، تبعیض همیشه بده مخصوصا تبعیضی که والدین بین بچه ها بزارند. اما برای من عجیب بود که مادری بچه شو دوست نداشته باشه یا زشت ببینه..... و اما گویندگی و خوانش کتاب هم عالی بود. به دوستان کتاب خوان، خوندن و شنیدنش رو توصیه میکنم
نوشتههای صادق هدایت همیشه پر از جزئیات ریز هست، توصیفهای دقیق از چهرهها، داستانهایی ایرانی، دقیقا فرهنگ ما، خوشبختانه الان واقعاً نظر مردم درمورد ازدواج تغییر کرده و تقریباً دارن قبول میکنن، ازدواج نکردن خیلی بهتر از هر جور ازدواج کردنی هست، ممنونم از گوینده با صدای عالی و گرمش، ممنون از تمامی عوامل کتابراه
میگن حرفها بیشتر از گلولهها آدم میکشن... کاش بیشتر مراقب حرفامون باشیم و روح و روان آدما رو به بازی نگیریم... مادری که با جهل خودش و تکیه بر سنتهای غلط، از کودکی، دخترش رو خورد میکنه... و هنوز هم چنین آدمایی توی جامعه وجود دارن..
من کتاب های زیادی از صادق هدایت نخونده بودم و چه تلخ بود داستان این کتابچه آبجی خانم هایی بودن و تا قبل ما زندگی کردن و چه دردها کشیدن وقتی اینو در نظر بگیری که ی داستان چقدر به روایت واقعی نزدیکه بیشتر برات قشنگ میشهخوشحالم استانداردهای زیبایی مفهومش تو زمان من داره تغیر میکنه.
صادق هدایت به دردهای کتمان ماندهی لایههای مختلف جامعه میپردازد
در این کتاب به طبقهی پایین و مستضعف جامعه پرداخته است.
بی مهری که خیلی از فرزندان از والدین خود در هر طبقهایی ممکن است به آن دچار شوند اما در تنگ دستان این ستم به صورت مضاعف در میآید.
کتاب جالبیه، دقیقا فکر میکنم حال و هوای امروز هست با این که نویسنده متعلق به دهههای گذشته است قلمش امروزی است و حرفها و حال و هوای آبجی خانوم هم حال و هوای خیلی از امروزی ها، شنیدنش خالی از لطف نیست خصوصا با صدای گرم خانم متین بختی، داستانی کوتاه و جالب برای شنیدن خصوصا آخر شب.
خوب بود با اینکه موضوع تلخ و ناراحت کنندهای داشت وبا اینکه باز هم همچین آدمهایی رو میشه تو دور و اطراف دید به لحاظ فکر کنم فنی عالی بود انگار در جریان گوش دادن کتاب یه تصویر و سینمای سه بعدی رو جلو خودت میدیدی با تمام جزیئاتش ک میارزید تلخیشم تحمل کنی
یک شاهکار دیگر از صادقهدایت، کوتاه، جامع و صادق
و عجیب اینکه هنوز این مشکلات فرهنگی و اجتماعی به وفور دیده میشه و انگار ما در جهل و ناآگاهی باقی ماندیم
اجرای متین خانم بختی مثل همیشه فوقالعاده بود
ممنون
داستان مثل بقیهی داستانهای صادق هدایت خیلی جذاب و شنیدنی است و تا انتهای داستان را مشتاقانه گوش کردم. کاش از این داستانها درس بگیریم و همدیگر را بر اساس خصوصیات ظاهری قضاوت نکنیم. پایان داستان خیلی تکان دهنده است و. .....
این داستان هم مثل آثار دیگر زنده یاد صادق هدایت اندوه خاصی به همراه دارد اندوهی شاید از جنس تبعیض و داستان به گونهای روایت شده که گویی واژه به واژه جان مخاطب رخنه میکند و تصویرسازی به راحتی شکل میگیرد
مثل تمام آثار جناب صادق هدایت عالی و تلخ و واقعی بود.
استاد هدایت همیشه تلخیِ زندگیِ واقعی رو خیلی خوب بیان میکردند.
روحشون شاد
ممنونم بابت اجرای جناب بختی، بسیار روان و زیبا اجرا کردند
ممنونم از کتابراه
وااای که چقدر به دلم نشست... شاید تا حالا ده بار گوش کردم اما هر بار لذت بردم از بیان بینظیر این درد ناگفته.... چقدر این داستانها ارزشمند هستند، وقتی گوش میدی انگار سفر میکنی به هشتاد نود سال قبل....
تمام نوشته های صادق هدایت، عالی هستند. گرچه اغلب، زن در نوشته های ایشون، شخصیت بسیار عوام گرا و سطح پایینی داره اما از قدرت قلم ایشون نمیشه چشم پوشی کرد. اجرای عالی خانم بختی هم شیواست.
داستان در مورد دختریه که مجرده و خواستگاری نداره و جامعهی بد ما که ازدواج ملاک خکشبختی وبدبختی دختر میدونه نکتهی مهم اینه که چرا با وجود اینهمه دینداری باید خودکشی کنه؟؟؟
کتاب جالبی بود طرز نگاه و عقاید آن دوران را به خوبی بیان و مطرح کرد اما متاسفانه هنوز هم همچین عقاید به چشم میخورد البته نه با پرتابی ایام گذشته. لحن گوینده زیبا و دلنشین بود.
صدای گرم گوینده ما را تا آخر داستان پیش میبرد، برای ایشان آرزوی سلامتی دارم. در پایان داستان غم عجیبی بر دل آدم باقی میماند که اقتضای نوشتههای صادق هدایت است.
نمیدونم دقیقا باید تعریف کرد از کتاب یا بخاطر ساده و کوتاه و قابل پیشبینی بودن نقدش کرد ولی انتظارم از متن کتاب، نسبت به تعاریفی که شنیده بودم خیلی بیشتر بود
من نپسندیدم. اصلا جالب نبود. نشان دهنده انسانهای تهی مغز و بی دین هست. انسان هایی که فقط به دنبال حرف دیگران هستن. یه جورایی نشونه های ذهن بیمارگونه نویسنده و آخر و عاقبت اش رو به تصویر کشیده بود.
داستان زیبایی هست و هرچند پایان تلخی دارد و صدای زیبای گوینده و خوانش حرفهای زیبایی داستان رو چندبرابر کرده فقط قیمت کتاب با توجه به زمانش فکر میکنم زیاده