اسپویل:
یک مرد و زن در فرودگاه به هم برخورد میکنند. وسیله هایشان از دستشان میافتد. آنها هر دو عجله دارند و شروع به جمع کردن وسیله هایشان میکنند. وقتی آنها به طور تصادفی گوشیهای هوشمند خود را در یک فرودگاه تعویض میکنند، مدلین گرین و جاناتان لمپور کاملا غریبه هستند. هنگامی که آنها متوجه میشوند چه اتفاقی افتاده است، در دو طرف اقیانوس اطلس قرار دارند و بین آنها بیش از 6000 مایل فاصله است. آنها کم کم وسوسه میشوند و شروع به یادگیری بیشتر در مورد یکدیگر میکنند. آنها در تلفن همراه یکدیگر کاوش میکنند. کنجکاوی خفیف کم کم به وسواس تبدیل میشود زیرا تلفنهای همراه آنها رازهایی از زندگی گذشته آنها را فاش میکند: جاناتان زمانی آشپز مشهوری در جهان بود که زندگی درخشانش یک شبه فروپاشید. مدلین در پی یک پرونده دلخراش، حرفهی خود را به عنوان پلیس را رها کرد و به یک گل فروشی پاریسی تبدیل شد. زندگی هر دوی آنها با رازهایی گره خورده است که هر دو فکر میکردند برای هیمشه مدفون شده است. آنچه که با شروع یک کمدی عاشقانه شروع میشود، به تدریج به سمت یک داستان هیجان انگیز پرواز میکند.
یک طرح استادانه که توسط شخصیتهای متحرک هدایت میشود.
یک پایان بندی عالی.
دو زندگی کامل، موجود در دو تلفن همراه کوچک.
من سه کتاب از نویسنده خوندم دختری از بروکلین که به نظرم بهترینشون و بعد فردا و اینم سومین رتبه کاراکتر اصلی کتاب شخصیتی به شدت شبیه به کاراکتر کتاب فردا داشت مرد تنها با به بچه و یه دوست صمیمی در مورد داستان باید بگم بد نیست اما واقعا غیر واقعی و غیرقابل پذیرشه داستان جنایی و معمایی زمانی جالبه که نویسنده با اتفاقات منطقی شما رو شگفت زده کنه نه اینکه هرچیزی دلش خواست رو بنویسه من و شما هم بپذیریم واقعا فکر نکنم شخصی در حال حاضر پیدا بشه که روی موبایلش رمز نباشه که البته این سادهترین ایراده کتاب فردا یه حالت تخیلی هم داره که چون از اول نویسنده میگه اونو تونستم هضم کنم اما خب اینو نه امتیاز بالایی داشت و نویسنده هم تا حدودی معروفه که برای این خریدم اما توصیه نمیکنم صدای گوینده خوبه فقط زیاد جای خانم و بچه خوب حرف نمیزنه
داستان از پیرنگ قدرتمندی برخوردار نیست و وقایع بگونهای کودکانه در کنار هم قرار میگیرند. زیاده روی و اغراق در توانمندی شخصیتها و سرهم بندی وقایع در مکانهایی با فواصل چند هزار کیلومتری و اعمال غیرعادی شخصیتها و اتفاقاتی به شکل "سربزنگاه" و کشدار بودن بی دلیل برخی بخشهای کتاب و... باعث شده کتاب در حد و اندازه داستانهای کودکان و نوجوانان نزول کند.
با این اوصاف داستان دارای هیجان خاصی است که شنیدن آن خالی از لطف نیست و صرفا اوقات خوبی برای خواننده (شنونده) ایجاد میکند.
نویسنده از قدرت تخیل قوی برخوردار است و گرههای پیچیده در داستان ایجاد و به راحتی نیز آنها را باز میکند.
شنیدن کتاب را به جوانان و نوجوانان توصیه میکنم.
سپاس از گوینده و کتابراه
داستان درباره زن و مردی است که در کافیشاپِ فرودگاه باهم برخورد میکنند و وسایلشان روی زمین میریزد و به اشتباه، هرکدام گوشیِ دیگری را برمیدارد. زمانی متوجه این اشتباه میشوند که ۱۰ هزار کیلومتر باهم فاصله دارند. یکی گلفروشی در پاریس است و دیگری آشپزی در سانفرانسیسکو. هرکدام از روی کنجکاوی، در اطلاعاتِ گوشی دیگری جستجو میکنند همین باعث میشود درگیر پرونده دزدیده شدن دختری شوند که ۳ سال پیش ناپدید شده بود. داستان زیبا و پرکشش بود و دوست داشتم ببینم آخرش چه اتفاقی میافتد
مسائل عاطفی، معمائی، جنائی، عشقی و پلیسی در این اثر مثل یک پازل به خوبی در کنار هم قرار گرفته بودن به صورتی که نمیشه گفت این کتاب صرفا در یک ژانر نوشته شده، مثلا آثار آگاتا کریستی در ژانر پلیسی هستن اما در این کتاب نویسنده با خلاقیت و تبحر چند سبک رو در یک کتاب کنار هم آورده و تونسته در نهایت یک اثر زیبا، جذاب و پر کشش رو به مخاطب عرضه کنه که البته از نویسندهی خلاقی مثل موسو انتظاری به جز این نمیره.
دورود فراوان
آوای فرشته. کتاب جناهی عاطفی و عشقی زیبای بود که نشانگر تغیرات در ما انسانها میباشد.
که نویسنده با هوش و ذکاوت خاصی توانسته بود قطعههای پازل داستان را کنار هم بگنجاند که داستان را به طور خاصی زیبا میکرد..
و مخصوصن با صدای گرم آقای شاه بهرامی.
و توصیه من به دوستانی که تا کنون موفق به مطالعه این کتاب جالب نشدهاند و یا گوش نکردهاند حتما گوش جان بسپارن.
با سپاس فراوان
با سلام. من هرچی از این اثر تعریف کنم کمه. از اونجایی که بشدت روی آثار جنایی وسواس بخرج میدم باید بهتون بگم که حتی یک لحظه هم از خرید این اثر و شنیدنش پشیمون نمیشین.
بدجوری شمارو درگیر قضایا میکنه و نویسنده فوق العاده ذهن خلاقی رو داشته که تونسته انقدر جذاب و گیرا همه چیز رو به وقتش بهم متصل کنه.
داستان معمایی جنایی و ژانر درام دارد و اتفاق برخورد دو انسان باعث میشود زندگی آنها دچار تشویش و ترس شود. حس کنجکاوی هر دو آدم از گذشته و ترس از بر ملا شدن رازهای زندگیشان برای همدیگر و دیگران باعث میشود آن دو با هم درگیر شوند و احساساتی در این ماجراها رخ بدهد و معماهای زندگی همدیگر را حل کنند و به جنایتکار برسند.
خوب بود. معمایی، جنایی عشقی، بهترین نکته کتاب بنظرم عوض شدن دو غریبه با یکدگر بود که میتواند تصور آنکه هیچ چیز اتفاقی نیست و در ادامه آنکه هستی برای نیتهای پاک بهترین کارا انجام میدهد میبود. اما نویسنده به ماجراهای داستان پرداخت و این موضوع در دل قصه جا ماند. ممنون از شما وراوی کتاب
کتاب در مورد دختری به نام آلیس که از زندگی نکبت بار میخواد خودشو نجات بده با اتفاقات زیادی رو برو میشه و خانم پلیسی که پیگیر پرونده بوده و بخاطر آلیس یکبار خودکشی میکنه متوجه زنده بودن آلبس میشه و با اینکه تغییر شغل داده، دوباره روی پرونده کار میکنه، بنطرم داستان پلیسی و جنایی و عاشقانه بود
خیلی داستان ضعیف، و شخصیت پردازی ضعیفی داشت، شخصیت اصلی داستان خیلی کارکتر ضعیف بی منطق بی ادب و نمک نشناس و نچسبی بود، به شخصه اصلا ارتباط برقرار نکردم، معمای داستان جذاب نبود، همه چی خیلی شانسی به نفع قهرمانهای داستان پیش میرفت، هیچ منطقی تو داستان نبود نپسندیدم
داستان واقعا ارزش ادبی خاصی نداشت، همه چیز غیر واقعی و دروغی و الکی اتفاق میافتاد مثل فیلمهای سینمایی تکراری و فاقد جذابیت
متاسفانه راوی اصلا خوب نبود مخصوصا وقتی سعی میکرد به جای تک تک اعضا صداشو عوض کنه اصلا جذاب نبود
به هر صورت اصلا برای من جذابیتی نداشت
کتاب جذابی بود با موضوعی تازه و جالب
اینکه به جزئیات توجه شده بود و همزمان وقایع رو پیش میبرد جالب بود
البته از زمانی که وارد مسیر اصلی داستان شد چند شخصیت و موضوع حاشیهای که قبلا پررنگ بودند رو کلا رها کرد.
روایت داستان روان و خوب بود
انتخاب موزیکها شاهکار بود
ممنون
واقعاً نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم. داستان به نظرم خیلی بچهگانه و اغراقآمیز بود. بعضی از قسمتها احساس میشد که به دور از واقعیت هستن و این باعث شد که نتونم لذت ببرم. صدای راوی خوب بود، اما به نظر میرسید داستان نتونسته اونطور که باید جلب توجه کنه.
رمان بسیار زیبا و جذابی است. موضوع کاملا نوآورانه و بسیار پیچیده و حرفهای طراحی و نوشته شده. داشتان انسجام خیلی خوبی دارد و ترکیبی است از نکات روانشناسی و پیچیدگیهای یک جنایت معمایی. گویندگی و صداگذاری محشر است. خوانش گر واقعا یک نمایشنامه را ارائه میکند.
با خواندن و شنیدن کتابهایی در این ژانر، پی بردم که برای بار دوم باید این کتاب را گوش کنم، اجرا فوق العاده، ادیت و موسیقی عالی، به این میگن کتاب صوتی. حتما گوش کنید. موضوع تکراری نبود، داستان جذاب و با حداقل ایراد
داستان خیلی خوبی داشت فقط اینکه الان گوشی همه رمز داره این دونفر که گوشیشون جابه جا شد خیلی راحت گوشی همدیگه رو باز کردن چون رمز نداشت کاش برای اینجای داستان نویسنده یه فکری میکرد ولی بقیه ماجرا عالی بود
من که واقعا لذت بردم،، یک داستان جالب و منحصر به فرد،، بسیار پرکشش به نحوی که دلتون میخواد یکجا تمام کتاب رو گوش بدین،، کتابهای این نویسنده رو توصیه میکنم مخصوصا کتاب دختری از بروکلین
داستان خوبی بود به همه موضوعات پرداخته بود. گوینده هم عالی و اهنگ مناسب هر بخش زیبا بود، ولی بخش اول ودوم کتاب زیادی جزئی پردازی شد میتونست اصل ماجرا بیشتر گفته بشه
اگر خوانشگر سعی نمیکرد جای بچه، یا خانم حرف بزنه و فقط با صدای خودش صحبت کنه کتاب خیلی قشنگ میشد. من اصلا اصلا صدای خواننده رو دوست نداشتم و بخاطر همین کتاب رو هم نتونستم درست گوش بدم و لذتی نبردم
سلام خدمت دوستان من با نظر دوستان این کتاب را خریداری کردم عزیزانی که نپسندیده بودند انصافا کم لطفی کردند یکمتاب عالی با گویندگی بسیار عالی داستان هم عشق داشت و هم جنایی بود
جالب بود... نسبت به کارهای قبلی نویسنده میشه گفت در حد متوسط بود ولی باز هم گیرایی لازم برای پیگیری ادامهی داستان رو داشت.. صدای راوی هم به جالب شدن داستان اضافه میکرد
متاسفانه داستان کتاب بینهایت غیر واقعی و الکی سر هم شده و خیلی ابکی بود صدای خواننده مخصوصا وقتی صدای زن و صدای بچه را تقلید میکرد بسیار بد و غیر قابل تحمل بود پیشنهاد نمیکنم
اینقدر مسایل و اتفاقات رو الکی الکی و غیر واقعی تصویر سازی کرده که اصلا روند داستان رو از دست میدیم.
متاسفم ولی من این رمان رو به دوستان پیشنهاد نمیکنم
یک مرد و زن در فرودگاه به هم برخورد میکنند. وسیله هایشان از دستشان میافتد. آنها هر دو عجله دارند و شروع به جمع کردن وسیله هایشان میکنند. وقتی آنها به طور تصادفی گوشیهای هوشمند خود را در یک فرودگاه تعویض میکنند، مدلین گرین و جاناتان لمپور کاملا غریبه هستند. هنگامی که آنها متوجه میشوند چه اتفاقی افتاده است، در دو طرف اقیانوس اطلس قرار دارند و بین آنها بیش از 6000 مایل فاصله است. آنها کم کم وسوسه میشوند و شروع به یادگیری بیشتر در مورد یکدیگر میکنند. آنها در تلفن همراه یکدیگر کاوش میکنند. کنجکاوی خفیف کم کم به وسواس تبدیل میشود زیرا تلفنهای همراه آنها رازهایی از زندگی گذشته آنها را فاش میکند: جاناتان زمانی آشپز مشهوری در جهان بود که زندگی درخشانش یک شبه فروپاشید. مدلین در پی یک پرونده دلخراش، حرفهی خود را به عنوان پلیس را رها کرد و به یک گل فروشی پاریسی تبدیل شد. زندگی هر دوی آنها با رازهایی گره خورده است که هر دو فکر میکردند برای هیمشه مدفون شده است. آنچه که با شروع یک کمدی عاشقانه شروع میشود، به تدریج به سمت یک داستان هیجان انگیز پرواز میکند.
یک طرح استادانه که توسط شخصیتهای متحرک هدایت میشود.
یک پایان بندی عالی.
دو زندگی کامل، موجود در دو تلفن همراه کوچک.