با درود جی. دی. سلینجر،، نویسندهای که نوشته هایش را زندگی کرده بود... هنر نگارش این اثر، جایی به اوج خود میرسد که با تاباندن نور بر نقاط تاریک و روشن درون شخصیت اصلی، او را باورپذیر و قابل درک میکند.. اغلب خوانندگان، با وجود جامعه ستیزی و مردم گریزی شخصیت اصلی، به او ترحم میکنند و دوستش میدارند... اما چیزی که برای من آزاردهنده است، افزودن کلمات و اتفاقهای کسل کننده با هدف طولانی تر شدن داستان است تا بتوانند آنرا به عنوان یک رمان منتشر کنند، استخوان بندی و اتفاقات این اثر ستودنی درحد یک رمان نیست، عمدهء زمان داستان فقط یکی دو شبانه روز را دربر میگیرد که تنها میتواند یک داستان کوتاه باشد، نه یک رمان کامل... باتشکر
من یک جوان هستم و خیلی باهاش حال کردم و مخصوصا اینکه اتفاقات زندگی داستان مثل خودم بود اینکه یه جای امن داشته باشی و بتونی افکارت رو بشناسی و باهاش کنار بیایمن خیلی استفاده کردم ازش به دوستان خودم و همچنین والد ها و آموزگار ها پیشنهاد میدهم
کتاب خوبی بود با سلیقه من جور بود با اینکه از روز مرگی یک نوجوان بود و با رمانهای دیگر متفاوت بود اما جالب و جذاب بود بعلاوه صدا و لحن گوینده متناسب با متن و بسیار جالب و دوست داشتنی بود