گرگ بیابان پدیده عادی عصر ماست, تراژدی مردم خردمندی است که دچار نومیدی میشوند... برای آنهایی که از این تردیدهای شکنجه بار اصلاً خبر ندارند گرگ بیابان چیزی غیر قابل فهم است
یکی از موضوعات مهم کتاب، احساس تنهایی و عدم تطابق کارکتر اصلی با جوامع و ارزشهای معاصر است
او در جستجوی واقعیت و صداقت بوده و نسبت به پوشیدن ماسکهای اجتماعی ناراضی است این تضاد بین کارکتر و جهان اطراف او تا حدی نمایانگر تباهیها و مشکلات اجتماعی آن زمان است
هرمان هسه با استفاده از زبان ساده و صادقانه
مطالبات و نگرشهای جوانان را به خوبی انتقال داده
در نهایت، "گرگ بیابان" یک اثر ادبی کلاسیک و ارزشمند است که همچنان به عنوان یکی از بهترین رمانهای هسه تا به امروز شناخته میشود
و اما هر کتابی مخاطب خاص خود را دارد و نمیتوان متصور بود که کتابی مورد پسند و استفاده همگان قرار گیرد; که اگر این چنین باشد به قول معروف باید کمی مشکوک به قضیه نگاه کنیم
این کتاب به جز بخش اول که از زبان شخص ثالث بیان میشود بیشتر تک گویی هالر هست، انزجار و خشم از خود که انسان را تا سر حد خفقان آزار میدهد. مردی ثروتمند که به طبقه خودش میتازد. این کتاب برای کسانی که حال روحی خوشی ندارند توصیه نمیشود. نسبت به سیذارتا بی رحمی بیشتری هسه با خودش دارد و به زیبایی شما را درگیر عالم جنون آمیز یک اسکیوزید میکند. این یک هشدار جدی است این کتاب شما را از چیزی رها نمیکند و لذت چیزی را به شما هدیه نمیکند. این کتاب مخصوص دیوانه هاست نه برای عموم...
کتاب و ترجمه عالیه آقای عمرانی بسیار استادانه و زیبا روایت کردند
کتاب در کل درباره زندگی آدمی هست که از جنس توده و مردم نیست و همواره در کشمکش و رنج به سر میبره و با امید خودکشی در ۵۰ سالگی زندگی میکنه در این کتاب اصول و قواعد و لذتهای دنیای بورژوازی مورد نقد و حمله قرار گرفتهاند. کتاب را به کسانی که از روزمرگی و زندگی عادی خسته شدند و به نحوی خودشون رو بین تودهها گم کردند پیشنهاد میکنم
این کتاب در واقع نسخه مدرن "سیذارتا"ست. زندگی شخصیت اصلی داستان (هالر) با دنیای تخیل و رویا گره خورده. در کل، این کتاب نقدی است بر دنیای جامعه مدرن. وجوه فلسفی اگزیستانسیال و روانشناختی (متاثر از یونگ) در آن مشهود است. تا حد زیادی زندگی شخصی هرمان هسه در شخصیت هالر متبلور شده. فصل دهم به تشریح و تحلیل کتاب میپردازد.
نوشتههای هرمان هسه زیبایی وصف ناپذیر دارند و صدا و قرائت جناب عمرانی هم بی نظیر ست. هسه در داستانهایش همیشه دو بعد یک فرد را در دو کارکتر جدا میپروراند. هالر همان وجه خردمند و انزواطلب راوی داستان ست. خلاقیتی شگفتانگیز
فقط و فقط صدای اقای علی عمرانی رو دوست داشتم، متن داستان ترجمهی ادبی داره تا روایی و داستانی، یکی باید بیاد و ترجمه رو برامون ترجمه کنه، شاید متن داستان بد نبود اگر ترجمهاش اینقدر ادبی و سنگین نبود
یکی از موضوعات مهم کتاب، احساس تنهایی و عدم تطابق کارکتر اصلی با جوامع و ارزشهای معاصر است
او در جستجوی واقعیت و صداقت بوده و نسبت به پوشیدن ماسکهای اجتماعی ناراضی است این تضاد بین کارکتر و جهان اطراف او تا حدی نمایانگر تباهیها و مشکلات اجتماعی آن زمان است
هرمان هسه با استفاده از زبان ساده و صادقانه
مطالبات و نگرشهای جوانان را به خوبی انتقال داده
در نهایت، "گرگ بیابان" یک اثر ادبی کلاسیک و ارزشمند است که همچنان به عنوان یکی از بهترین رمانهای هسه تا به امروز شناخته میشود
و اما هر کتابی مخاطب خاص خود را دارد و نمیتوان متصور بود که کتابی مورد پسند و استفاده همگان قرار گیرد; که اگر این چنین باشد به قول معروف باید کمی مشکوک به قضیه نگاه کنیم