

برای شنیدن کتاب صوتی گلهای به یغما رفته و دسترسی به هزاران کتاب و کتاب صوتی دیگر، اپلیکیشن کتابراه را رایگان نصب کنید.
چرا کتابراه را نصب کنم؟
از رمان و روانشناسی تا کسبوکار و تاریخ؛ کتابهای الکترونیکی و صوتی را هر زمان که خواستی بخوان یا گوش کن.
کتابها را دریافت کن و هر زمان و هر جا، بدون نیاز به اینترنت به کتابخانهٔ شخصی خودت دسترسی داشته باش.
حدود ۱۰ میلیون نفر از کتابراه برای مطالعه و شنیدن کتاب استفاده میکنند و نظرات خودشون رو با دیگران به اشتراک گذاشتهاند.
تغییر فونت و اندازه متن، حالت شب، هایلایت، یادداشتگذاری و بسیاری قابلیتهای دیگر، مطالعه را راحتتر و لذتبخشتر میکنند.
معرفی کتاب صوتی گلهای به یغما رفته
داستانی کوتاه دربارهی دختر دهسالهای که روز تولدش را در کنار مادربزرگ و پدربزرگش میگذارند. غافل از این که چه اتفاقی در انتظار اوست. کتاب صوتی گلهای به یغما رفته اثر نویسندهی جوان مصطفی ارشد اکنون پیش روی شماست.
دربارهی کتاب صوتی گلهای به یغما رفته
دریا، شخصیت اصلی و راوی کتاب صوتی گلهای به یغما رفته، داستان روزی را روایت میکند که به جهان کودکانهی دهسالگی قدم میگذارد و به قول خودش عدد سنوسالش از یکرقمی بودن درمیآید. دریا دختر دستفروشی است که همراه پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند. پدر و مادر او کجا هستند؟ از هم طلاق گرفتهاند یا دیگر در این دنیا نیستند؟ مصطفی ارشد داستان روز تولد دهسالگی دریا را برای شما روایت میکند. داستانی که در پایان اتفاقی هولناک مسیر آن را به سمتوسویی دیگر میبرد.
داستان کوتاه ژانری پرطرفدار در ادبیات جهان است که روز به روز مخاطبان بیشتری را به خود جذب میکند. بسیاری از مخاطبان ترجیح میدهند بهجای کتابهای قطور رمانهای پرکاراکتر نویسندگان روسیه، در بحبوحهی سرشلوغیها و مشغلهها داستانی کوتاه با گرهافکنی و شخصیتهایی نهچندان پیچیده بخوانند که کمتر از نیم ساعت از آنها وقت بگیرد. داستانها و نمایشهای صوتی کانون فرهنگی چوک عمدتاً در همین سبک و سیاق نوشته شدهاند. این ناشر با آموزش و اعتماد به نویسندگان جوان و تازهکار، توانسته است مجموعهای از داستانهای کوتاه شنیدنی را در سبکها و موضوعات گوناگون تهیه و منتشر کند.
کتاب صوتی گلهای به یغما رفته نیز از این دست آثار به شمار میرود. این داستان را با صدای غزل بابای، مهدی رضایی، لیدا نیک فرید و زهرا کامکار میشنوید.
کتاب صوتی گلهای به یغما رفته برای چه کسانی مناسب است؟
شنیدن این اثر را به علاقهمندان داستان کوتاه فارسی پیشنهاد میکنیم.
با مصطفی ارشد بیشتر آشنا شویم
این نویسنده در سال 1369 در مشهد متولد شده است. از دیگر آثار مصطفی ارشد در زمینهی داستان و شعر میتوان به عناوینی همچون «شاعرانهی عشق»، «اناردون»، «داستانهای زیرپوستی» و «عشق، قرنطینه، مرگ» اشاره کرد.
در بخشی از کتاب صوتی گلهای به یغما رفته میشنویم
باباحاجی قبل از رفتن به حیاط، سراغ دندان مصنوعیاش رفت و برداشت. سرش را خم و نزدیک گوشِ سمعکزده مادرجان کرد و بهآرامی حرف زدند و رو به من خندیدند. میدانستم این خنده چیز بدی نیست و من به ادامه تمیزکاری خانه و جمعکردن تشک و متکا ادامه دادم.
فهرست مطالب کتاب صوتی
مشخصات کتاب صوتی
| عنوان کتاب | کتاب صوتی گلهای به یغما رفته |
| نویسنده | مصطفی ارشد |
| گوینده | غزل بابایی، مهدی رضایی، لیدا نیک فرید، زهرا کامکار |
| ناشر صوتی | خانه داستان چوک |
| سال انتشار | ۱۴۰۱ |
| فرمت کتاب | MP3 |
| مدت | ۲۵ دقیقه |
| زبان | فارسی |
| قیمت کتاب صوتی | رایگان افزودن به کتابخانه |
| موضوع کتاب | کتابهای صوتی داستان کوتاه ایرانی |
نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی گلهای به یغما رفته
اگر کمی چشمانون رو باز کنیم، از این دخترها و پسرهای کوچیک زیادن دور و برمون. توخیابونها، سر چراغ قرمز، نزدیک دکهها و...
دختر قصمون به خاطر پدرش،
احساسات خونوادههای تنگدست کاملا ملموسه، از طرف دیگه، افرادی که در اوج بی فرهنگی، دست مایههای دختر گل فروش رو با رفتن دنبال پدر دوست
داستان خیلی زیبا بخشی از زندگی و شرایط سخت کودکان کار رو به تصویر کشیده، کودکی که پدرش فوت کرده و یتیم شده و حالا مادرش ازدواج مجدد کرده و یه جورایی کودک رو رها کرده و کودک با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی میکند و برای گذراندن زندگیش گل میفروشه
تا اینکه یه روز کمی
این داستان، در مورد دختری که پدر ومادر خود را از دست داده است و همراه پدربزرگ ومادربزرگ خود زندگی میکند.
دختری که در سن ده سالگی، مسئولیت سنگینی روی شانههای کوچک و نحیف خود متحمل میشود. کودکی که پدربزگ ومادربزگ،
ارزوهایی برای و
بله

















خیلی عالی بود دربارهی مشکلات جامعه بود و به صورت روان گفته شده بود
داستان دربارهی دختر بچهی هست که وقتی تولد ۱۰سالگیش میشه فکر میکنه بزرگ شده
داستان دختری که مادرش شوهر کرده و رفته و حتی یکبار هم به دیدن دختر نیومده و پدری که فوت شده و دختر هیچ خاطرهی ازش تنها و نداره
دختری با هزار تا ارزو
و اینکه از رویه سنش بزرگنه از رویه مشکلاتش خیلی بزرگتر از سنش هست
دختر با پدر بزرگ مادر بزرگ پیرش زندگی میکنه اونا خیلی دوسش دارن و تمام تلاششون و میکنن که خوشحال باشه و چقدر درد ناک بود که روز تولدش گریه کرد اونم بی صدا برایه پدر و مادرش
دختری ۱۰ ساله که بساط پهن میکنه گوشه خیابون و اینقد دوست نداشته که یه زن رهگذر که بهش میگه از این به بعد دوستیم چقدر خوشحال میشه و میگه فردا لباس چی پوشم
ولی پدر بزرگش با ظرف غذا که داره براش میاره تصادف میکنه و اون بازم ناراحت میشه
متاسفانه همچین داستانهای واقعیت دارن در جامعه لطفا تا حد امکان کمک کنیم به کسایی که نیاز دارن