کتاب پر از توصیفات زیباییست که با صدای گوشنواز آقای عمرانی جذابتر هم میشه…
در این کتاب ارتباط زمین و طبیعت با انسان را بیشتر درک میکنیم و به نظر من اگر درست نگاه کنیم ارتباط خود را نیز با مادر طبیعت یعنی زمین درک خواهیم کرد..
به نظرم از همین جهت هم کتابی عرفانی نامیده شده…
این کتاب کمی منو یاد فیلم مادر آرنوفسکی انداخت..
ممکنه اگر اون فیلم رو دوست داشته باشید از موضوع این کتاب هم بدتون نیاد، البته که شرح هر دو ماجرا متفاوته اما اصل یکیه و اون ارتباط با زمینه…
بطن قصه از انسان میگوید؛ از انسان و وابستگیهایش. از انسان و تلاش او برای ریشه دواندن. از انسان و علقهاش با طبیعت و زمین، همچنین تطبیق چرخه آن و آنهایی که دوستشان دارد.
مثل بقیه کارهای اشتاینبک، پر است از توصیفات و جزئینگرهای شگفتانگیز و مخصوص او. داستان پیچ و خمهای جذابی دارد و و البته روایت آقای رضاعمرانی مثل همیشه مسخ کننده و آرامشبخش است.
ضمن تشکر از هنرنمایی راوی محترم آقای عمرانی عزیز که اگر تا اخر کتاب رو گوش دادم بخاطر روایت دلچسب ایشون بود ولی خب کتاب خیلی ارتباطی با شناخت خدا نداشت یا من نشانهای درک نکردم در مقایسه با کیمیاگر واقعا حرفی برای گفتن نداشت
برداشت من اینکه اگر هرکس پایبند اعتقادات خودش باشد میشود دونفر با اعتقاد متفاوت هردو سعادت مند شوند ولی وقتی یکی سعی میگند دیگری را مثل خودش کند هردو به مشگل میخورند
در این کتاب ارتباط زمین و طبیعت با انسان را بیشتر درک میکنیم و به نظر من اگر درست نگاه کنیم ارتباط خود را نیز با مادر طبیعت یعنی زمین درک خواهیم کرد..
به نظرم از همین جهت هم کتابی عرفانی نامیده شده…
این کتاب کمی منو یاد فیلم مادر آرنوفسکی انداخت..
ممکنه اگر اون فیلم رو دوست داشته باشید از موضوع این کتاب هم بدتون نیاد، البته که شرح هر دو ماجرا متفاوته اما اصل یکیه و اون ارتباط با زمینه…