یه کتاب بینظیر فکر میکردم ژانر کمدی هست اما زمانی که تبعیض ها به تصویر کشیده میشد هیچ چیز خنده دار نبودپسری که در یک قبیله سرخپوست و کمی معلولیت بدنیا میاد و یک راهنمایی درست و بجای یک معلم سفید پوست و پیر که در یک اتفاق بدست پسر جوان آسیب می بیند زندگی پسر رو عوض می کنهپسر مسیر زندگی خود رو عوض می کنه و تلاش می کنه تا بین جامعه سفید پوست جا پیدا کنه همراه رودخانه داستان که میشید در جایی از داستان تمام دوستان هم خون سرخپوست اون رو رها کردند سفید پوست ها دوستان خوب این جوان می شوند و زمانی که این غنچه شکوفا میشه تمام آدمها و دوستانش که اونم رها کرده بودن مجدد بسوی اون بر میگردننقش یک راهنمای خوب و ارزش خروج از دایره امن در کتاب رو به روی شما کاملا یه تصویر کشیده شده قطعا این کتاب ارزش شنیدن و فکر کردم رو دارهراوی عالیه صدا گذاری خوب متن موسیقی عالی و ترجمه بسیار روان این کتاب فوق العادس ممنون از کتاب راه
به نظرم اسم کتاب رو باید میزاشتن: خاطرات صد در صد تخیلی یک سرخپوست خود فروخته. نمی دونستم که سفیدپوستان اینقدر متمدنانه یک سرخپوست رو در مدرسه شون میپذیرن و خیلی خوب بقیه باهاش کنار میان. واقعا که؟!
با اینکه کتاب به صورت طنز نوشته شده ولی حقایق تلخ زیادی رو درباره تبعیض نژادی بیان کرده. اطلاعاتی هم که راجع به زندگی جامعه سرخپوستها ارائه کرده خوب و مفیده. راوی هم که بسیار عالی بود.
عالی پرکشش راوی هم واقعا کتاب رو شنیدنی تر کرده طنز تلخ و دیدن نیمه پر لیوان و شکستن حصار زندانهای نامربی زندگی را بخوبی در سرگذشت نویسنده میتوان دریافت