“پیش از آنکه باران ببارد” نوشته کمیل دی مایو، داستانی است که در لایه های مختلفی از زمان و احساسات حرکت می کند و در قلب خود به مسائل پیچیده ای همچون عشق، فداکاری و رازهای خانوادگی می پردازد. داستان از جایی شروع می شود که “دلا لی”، زنی که بیش از ۶۰ سال را در زندان به خاطر قتل خواهرش سپری کرده، به تازگی آزاد شده است. او پس از آزادی به شهر کوچک خود در “پورتو پزار”، تگزاس، بازمی گردد؛ شهری که خاطرات و رازهای دردناکی را در خود پنهان کرده است. دلا نه تنها با غم از دست دادن خواهرش، بلکه با سال ها احساس گناه و تنهایی زندگی کرده است. به نظر می رسد زندگی او به پایان خود نزدیک شده، اما همه چیز وقتی تغییر می کند که “مایک”، یک روزنامه نگار جوان و سرسخت، وارد ماجرا می شود. ماجرا به طور موازی در دو بازه زمانی روایت می شود: دهه ۱۹۴۰، که دلا جوان بود و درگیر عشقی ممنوعه و تصمیمات سرنوشت ساز شد، و زمان حال که مایک سعی می کند گذشته را آشکار کند و حقیقت را بفهمد. عشق، درد، بخشش و فداکاری هایی که در این دو زمان رخ می دهد، به طور جذابی به هم تنیده شده اند. کمیل دی مایو در این رمان به خوبی توانسته است داستان دو شخصیت متفاوت، یکی پیر و خسته از گذشته و دیگری جوان و در جستجوی آینده، را کنار هم قرار دهد و ماجرای آن ها را با توصیفات زنده و زیبا روایت کند. هر دو شخصیت با چالش هایی روبرو هستند که نه تنها مربوط به دنیای بیرونی آن هاست، بلکه با احساسات درونی و زخم های قدیمی هم دست و پنجه نرم می کنند. در نهایت، “پیش از آنکه باران ببارد” داستانی است از عشق های گمشده، دردهای پنهان و کشف دوباره خود، که با روایت هایی از دو زمان مختلف با هم در هم تنیده می شوند و خواننده را درگیر خود می کنند.
با این که روند داستان برام قابل پیشی بود اما از بخشهایی از داستان خوشم امد عشق مایک و پالوما و تلاشهای پالوما برای بهتر کردن رابطه خودش با خواهرش و مادربرزگش و عشقی که آگوئلا به نوه هاش و دخترش داشت با این وجود که خودش هرگز محبت مادرانه ندیده بود و فداکاری دلا برای خواهرش یولا که باعث شد زندگی خودش، کریستنا و تامس نابود بشه عشقی که تامس به دلا داشت و این باعث حسادت یولا شد و یولا که گدای محبت بود و برای ذرهای توجه و دوست داشتن به هر مردی اجازه میداد وارد زندگیش بشه و این رو عشق تلقی میکرد و به خواهرش دلا که داستان عاشقانهای با تامس داشت حسادت میکرد و میخواست اون رو داشته باشه این برمیگرده به کمبودهای دوران کودکی که دلا مجبور بود مثل مادر مراقبش باشه اما چیزی جای مادر و پدر رو در تربیت بچهها نمیگیره بنظرم اگه دلا این قدر سعی نمیکرد تا مادر یولا باشه و بجاش سعی میکرد که مثل یه خواهر با اون رفتار کنه و برایش این قدر از خودگذشتگی نمیکرد و میگذاشت که خودش راه زندگیشو پیدا کنه و سعی نداشت که اینده یولا رو تغییر بده یولا هم خودکشی نمیکرد
کاش ستاره هابیشتر از 5تا بود. هزار تا ستاره هم کمه در وصف زیبایی و تاثیر گذاری این اثر. نویسنده به زیبایی تمام احساسات و عواطف انسانی رو روایت کرده، موسیقی فوق العاده که لابه لای فواصل کتاب پخش میشه عالیه، و امان از راوی کتاب که با صدای گرم و دلنشین شون با روح و روان شنونده بازی میکنه. حالا موضوع کتاب که بنظرم جذاب بود. بااین وجود درک کردن دلا کمی دشوار بود بنظرم ادم هرچقدم که خوب باشه نمیتونه تا این حد از خود گذشته و فداکار باشه بخاطر خواهر. بنظرم شرورش از مردیکه عاشقشه بگذره و تن به 70سال حبس بده. و به راحتی مرگ دخترش رو بپذیره و با اینکه 5هفته از مرگش گذشته دنبال قبر دخترش اصلا نمیگرده و حرف چند نفر ادم رو قبول میکنه. بنظرم در این موارد نویسنده سرو ته هم اورده با اینکه میتونست با پرداختن بیشتر به این اینا جذاب ترکنه کتاب و اون حالت کلیشه ای رو کمی خنثی کنه.
این نظر شخصی من در مورد کتاب هست و امکانش هست که با بقیه شنوندگان متفاوت باشه. ۱. صدای راوی و روایتشون بسیار زیبا هست.
۲. کتاب به شدت غمگین هست، به نظر من افرادی که زمینه افسردگی دارند، به خصوص کسانی که فرزندی از دست دادند اصلا گوش نکنند، من خودم خیلی غصه خوردم و ناراحت شدم. ۳. کتاب در کل زیبا هست و خیلی تاثیرگذار. ۴. مسائل مطرح شده در مورد فرهنگ آمریکای جنوبی و عقاید خاص ان ها در یک مقطع زمانی خاص ممکنه واقعا درست باشه، ولی برای نسل امروز کل داستانی که در گذشته روایت میشه غیر قابل قبول هست، اما نباید فراموش کرد که فرهنگی که بهش اشاره میشه واقعی هست و انکار ناپذیر هست که ۷۰ ۸۰ سال پیش دید مردم نسبت به مسائل چه قدر متفاوت بوده.
ریشه همه مشکلات از ترک کردن بچهها توسط ایوا شروع شد اگه ایوا بچههای به اون کوچکی را رها نکرده بود و یا حداقل گاهی جویای حالشان میشد و اگه پدرشان دنبال زنی که او را نمیخواست راه نیفتاده بود
اگه یولا حسود و منحرف نبود
اگه تامس وکیل خوبی برای دلا میگرفت
اگه موس انقدر بدجنس نبود
اگه دلا انقدر احمق نبود که زندگی خود را فدای مرگ خواهر خودش نمیکرد و صدتا اگهی دیگه.
دلیل دلا واقعا غیرقابل باور بود
دلم میخواست به بعد از حادثهی ناگواری که در زندان پیش آمد پرداخته شده بود مثلا به انتقام از ری و موس یا تامس تا چه سالی با دلا در ارتباط بود و... که مبهم ماند
بسیار داستان جذاب و عالی و اموزندهای هست...
واقعا از شنیدش لذت بردم...
شنیدن این داستان ارزشمند واقعا ب من این درس رو داد ک سکوت و از خودگذشتن هم بتید تعادل داشته باشه. در آتش سوختن و نابود شدن در واقع حماقت هست نه نجابت و فداکاری.
داستان از همون خط اول جذاب هست و نمیشه کنار گذاشتش. ب همه عزیزان شنیدنش رو توصیه میکتم.
مثل کتاب جایی که خرچنگها او از میخوانند یک نسخه برای کتابخونم تهیه کردم...
راوی بسیار هنرمندانه، جذابیت داستان رو دو چندان کردند...
ممنونم از کتابراه
اول کتاب کمی گیج کننده بود ولی در ادامه فوق العاده جذاب شد تنها چیزی که فهمیدم این بود که اگه آدم ها اول خودشون رو دوست داشته باشن خیلی بهتر میتونن زندگی کنن و یک غم بزرگ داشت که دلم نمیخواد بگم که برای کسانی که میخوان بخونن جالب نباشه گفتنش ولی غم درد آوری بود صدای راوی مثل همیشه فوق العاده بود ممنون از کتابراه
پیچیدگی زیادی داشت. متصل کردن روایات از زمانهای مختلف یه مقدارسخت بود. اینکه آخر داستان رواوایل کتاب روایت میکنه از زیبایی اثر کم کرد.
اسامی به کاربرده شده برای شخصیتهای رمان خیلی دم دستی بود. روایت تجاوز ومتعاقب اون حاملگی برای زنان زندانی کلیشهای و پرتکرار بود.
به طورکلی داستان گیرایی و کشش نداشت تا نصفههای کتاب ولش کردم
با سپاس از کتابراه، گویندگی فوق العاده، ترجمه عالی، و این کتاب تأثیر زیادی در من داشت، که اولا نقش پدر و مادر چقدر میتواند در آیندهی فرزندان موثر باشد و دوما جایگاه دین و خرافههایی که مردم به آن وصل میکنند چه زندگیهایی را که به نابودی نکشانده، واین عقل سلیم در انسان را مورد توهین قرارمیدهد.
یک ستاره برای خانم پاک ذات...
اسپویل از اول داستان با بی گناه بودن شخص اول داستان مشخص بود یک دلیل مسخره برای قتل خواهرش وجود دارد چرا که شخص اول بی گناه است.... ولی دلیل به آن مسخره گی هم گمان نمیکردم.... خلاصه اصلا خوب نبود یه سری اتفاقات افتاده بود که واکنشها به آنها مایوس کننده بود...
کتابی عالی
در این کتاب میخوانید که باورهای غلطی که به خورد مردم میدهند میتواند زندگی آنها را به برای همیشه حروم کند. روند داستان را با تمام فراز و نشیب دوست داشتم. در این کتاب میشنویم که سکوت بی موقع و باور تفکرات غلط چه بر سر چند نسل میآورد. صدای خانم پاک ذات و موسیقی متن بسیار عالی بود.
این داستان را دوست داشتم
اول مردد بودم که آیا قصه یک زن زندانی برام جذاب است یا خیر، خوشحالم که گوش کردم و واقعا دوسش داشتم
نکته مهم این که جهل، خرافات و باورهای غلط چطور میتونه زندگی آدمها را نابود کنه که در این داستان کاملا به وضوح روشن شده
ممنون به خاطر روایت عالی
اصلا جالب نبود. دلایل شخصیت اصلی داستان برای عکس العملهایی که در مقابل اتفاقات نشون میداد اینقدر احمقانه و کوته بینانه بود که بیشتر از اینکه حس دلسوزی شنونده رو تحریک کنه باعث عصبانیت میشد. به نظرم شنیدن این داستان وقت تلف کردن بود. فقط گویندگی خوب بود
عشق است و رازی نهفته
رازی که ٧٠ سال زندگی یک خواهر را به نقاطی تاریک تبدیل میکند و عذاب وجدانی واهی را به اون تحمیل مینماید
کتابی زیبا بود که خواندنش را نمیشد رها کرد
لذت خواندن این کتاب را به شما توصیه میکنم
کتاب جالبی بود. اوایل داستان کمی گیج کننده بود ولی رفته رفته انسجام پیدا کرد. البته قسمتهایی از داستان کمی کلیشهای میشد ولی درکل کتاب خوب و آموزندهای بود گویندگی خانم پاک ذات هم عالی بود
کتاب فوق العاده جذابی بود واز نشرآوانامه ممنونم که با گویندگان متبحری چون خانم پاک ذات همکاری میکنن که باگویش زیبا ومهارتشون زیبایی کتاب رو صدچندان وشنیدنی تر وجذاب تر میکنن.
کتاب خیلی خوبی بود با تصویر سازیها و توصیفات خیلی دقیق و زیبا، احساس میکردم داخل فضای داستان قرار دارم، البته شیوایی و زیبایی صدای خانم پاکزاد جذابیت رمان رو دوچندان کرده بود 👌🏻
هم داستان جالب بود و هم روایت داستان خوب بود. در هر حال اسامی اسپانیایی افراد و مکانها در داستان یک مقدار روی اعصاب است اما به مرور این حالت تعدیل شد.