🍁بعد از کتاب بیکانه این دومین کتاب از این نویسنده الجزایری هست که خوندم. کامو توی سال ۵۷ نوبل ادبی برده. برخلاف خیلیا که کامو رو اکسیتانسیالیم یا وجودگرا میشناسن، کامو از قول خودش یک نهیلیسم یا پوچ گراست. (کارهاش همه درون مایه ابسوردیسم یا پوچگرایی دارن). اون معتقده که حتی اگر زندگی پوچ هم ما باید زندگی رو ادامه بدیم! از نظر اون ما درمقابل پیدا کردن معنای واقعی زنذگی ناتوانیم. خیلی جالبه که این کتاب به دلیل تکرار فضاها و احساسات و ترسهای مشابه ما در زمان کرونا، فروشش توی اون تایم کرونا چندبرابر میشه!
کتاب درکل یه ریتم کندی داشت. این کتاب از سرنوشت یه دکتری به اسم ریو، که از زن خودش دوره و توی یه شهری به اسم اوران توی الجزایر، داره کار میکنه. (اوران توی واقعیت خیلی پندمیهایی مثل وبا رو پشت سر گذاشته!). مردم اوران توی همون زمان با مردن موشها متوجه اومدن طاعون میشن و آدمهای اون شهر قرنطینه میشن. یه اتفاق جالب کتاب درمورد مردی افسرده هست که در ابتدای کتاب قصد خودکشی داره، و با اومدن طاعون توی دوره اپیدمی حالش خوب میشه! چون میبینه همه مردم و جامعه مثل خودش حالشون بده! و حتی وقتی از طاعون هم جون سالم به درمیبره، آخر داستان خودکشی میکنه! دکتر هم که برگرفته از خود شخصیت خود آلبرکاموست که به هیچ دعا و کلیسایی اعتقادی نداره.
سه اثر معروف کامو با نامهای بیگانه، کالیگولا، افسانه سیزیف بیش از هر چیز سبک نوشتاری او را معرفی میکنند و موضوع محوریشان پوچی است.
کامو در سال ۱۹۵۷ به خاطر پرداختن به مشکلات وجدان بشری در عصر حاضر [۵] برندهٔ جایزهٔ نوبل ادبیات شد. آلبر کامو پس از رودیارد کیپلینگ جوانترین برندهٔ جایزهٔ نوبل و همچنین نخستین نویسندهٔ زادهٔ قارهٔ آفریقا بود که این عنوان را کسب کرد. [۶] همچنین کامو در بین برندگان نوبل ادبیات، کمترین طول عمر را دارد. او دو سال پس از بردن جایزهٔ نوبل در تصادف رانندگی درگذشت.
اولین کتابی بود که از آلبر کامو خوندم من واسم به عنوان یه مبتدی خیلی تموم کردنش سخت شد چون جزیییات زیادی داشت که کسل کننده بود برام ریتمشم که آروم و گزارش نویسی بود ولی در اینکه به خوبی شرایط اون زمان رو توصیف میکنند شکی نیست و میگن تاریخ تکرار میشه واقعا حین خوندنش یاده کرونای چند سال پیش افتادم که اولش اهتکار میکردند و سردرگمی تو درمان و نقش نظام حاکم و...، در کل خوندنش خالی از لطف نیست
ستاره آخر را برای گوینده و کتابراه دادم که اگر این اثر به صورت صوتی نبود نمیتوانستم این کتاب را به پایان برسانم و اجرای گوینده بسیار شنیدنی است. کامو نویسنده و شخصیت بزرگی است ولی این کتاب رمانی پرکشش نیست. دیدگاههای نویسنده درباره انسان و جامعه دلیل خلق این اثر است.
کتاب بسیار ناراحت کنندهای بود اصلا ترسناک و اعصاب خرد کن بود ارزش گوش کردن نداشت آدم مثل زمان کرونا حس نا امیدی پیدا میکنه حداقل برای منکه مبتلا به کرونا شدم دوباره اون خاطرات بد زنده شد
مصیبت ابعاد انسانی ندارد. وقتی بیاید چه طاعون باشد چه جنگ همه دنبال عاملی ماورایی میگردند، غافل از آنکه چیزی که انتها ندارد ولع جنون آمیز تخریب است که در ایدئولوژی شکل میگیرد.
اثر کامو بی شک یک شاهکار هنریه. اما متاسفانه صدای گوینده یکنواخت و خسته کننده است. صدای کاراکترهای داستان دقیقا مثل همه و نمیشه از هم تشخیص داد و شنونده رو گیج میکنه
فعلا درحال خوندن هستم، تا الان که سیر داستان هیجان خاصی نداشته، بیشتر من رو یاد دوران کرونا میندازه، انتظارم با تعاریفی که ازین کتاب شنیدم خیلی بیشتر بود.
کتاب درکل یه ریتم کندی داشت. این کتاب از سرنوشت یه دکتری به اسم ریو، که از زن خودش دوره و توی یه شهری به اسم اوران توی الجزایر، داره کار میکنه. (اوران توی واقعیت خیلی پندمیهایی مثل وبا رو پشت سر گذاشته!). مردم اوران توی همون زمان با مردن موشها متوجه اومدن طاعون میشن و آدمهای اون شهر قرنطینه میشن. یه اتفاق جالب کتاب درمورد مردی افسرده هست که در ابتدای کتاب قصد خودکشی داره، و با اومدن طاعون توی دوره اپیدمی حالش خوب میشه! چون میبینه همه مردم و جامعه مثل خودش حالشون بده! و حتی وقتی از طاعون هم جون سالم به درمیبره، آخر داستان خودکشی میکنه! دکتر هم که برگرفته از خود شخصیت خود آلبرکاموست که به هیچ دعا و کلیسایی اعتقادی نداره.