کتاب چگونه خدا مغز شما را تغییر می دهد اولش خیلی جالب به نظر می رسد چون درباره مغز، علم و خدا با هم حرف می زند و این ترکیب کنجکاوی آدم را تحریک می کند. نویسنده ها سعی کرده اند نشان بدهند که دعا، مدیتیشن و فکر کردن به مسائل معنوی می تواند روی عملکرد مغز تأثیر بگذارد و حتی باعث آرامش و تمرکز بیشتر شود. بعضی از مثال ها و آزمایش های علمی کتاب واقعاً جذاب هستند و باعث می شوند آدم به رابطه بین ذهن و باورهایش بیشتر فکر کند. اما از یک جایی به بعد کتاب کمی تکراری می شود و انگار نویسنده می خواهد بیش از حد ثابت کند که معنویت برای همه مفید است. بعضی نتیجه گیری ها هم آن قدر قطعی بیان شده اند که حس می کنی شاید شواهد بیشتری لازم داشته باشند. برای کسی که دنبال یک کتاب علمی کاملاً بی طرف است، ممکن است بعضی بخش ها قانع کننده نباشد. با این حال، کتاب سؤال های جالبی درباره مغز انسان و نقش باورها در زندگی مطرح می کند و حتی اگر با همه حرف هایش موافق نباشی، احتمالاً بعد از خواندنش مدتی به این فکر می کنی که ذهن و اعتقادات چقدر روی هم اثر می گذارند.
بالاخره ماانسانها یه خالقی داریم ک تمام ابعاد زندگی ما رو زیر نظر داره و حمایتمون میکنه و این خالق پیامهایی رو با فرکانسهای مختلف و بوسیله انسانها یا هر چیزی ب ما میرسونن و وقتی هوشیار زندگی میکنیم این فرکانسها رو دریافت میکنیم و این گونه خدا مغز ما رو تغییر میده و ب سلامت عقل میرسیم و زندگی مون هم تغییر میکنه
من هنوز این کتاب رو نخوندم ولی خیلی دوست دارم کتابهایی که علم و معنویت رو قاطی میکنن، چون واقعا علم بدون معنویت جواب نداره و معنویت بدون علم خرافه است برای همین به نظرم ترکیب این دو جواب واقعی دنیای اطرافمون بهمون میده علم میگه چگونه جهان شکل گرفته و معنویت میگه چرا
زحمت زیادی کشیده شده برای نوشتن کتاب واقعا خیلی دقیق برسی کرده بخشهای مختلف مغز و تاثیراتشو در هنگام مراقبه خشم و کلا احساست مختلف که البته تاکیدی در مفهوم خدا خیلی نیست
ولی مغز کشیکها و مذهبیها و افراد عادی رو هم مورد برسی قرار داده