فرانچسکا هالا مایبا زنی که میشه گفت سمبل انسانیت و از خودگذشتگی بوده. کتابی قشنگ که با برشهای کوچک و کوتاه و روایت زیبا داستانی شنیدنی رو بیان میکنه. داستانی بر اساس واقعیت. شاید باورپذیر نباشه ولی در آخر متوجه میشیم بر اساس واقعیت هستش. یه جمله قشنگ داره که از داستان اصلی جداست ولی خیلی زیبا بود. فرانچسکا به هلنا میگه میدونی زیباترین حالت یک زن چه موقعیه؟ وقتی که عاشق باشه
و این دقیقا وجود داره
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود.
یک رمان بسیار زیبا که بر اساس ماجرای واقعی در جنگ جهانی نوشته شده، داستانی سرشار از عشق، ترس و تلاش برای زنده ماندن. چنین آثاری باید در هر کتابخانهای باشد، کتابهایی که حقایق پنهان جنگ را آشکار و ارزشهای انسانی گم شده را پیدا میکند، اگر از خواندن این رمان لذت برده اید پیشنهاد میکنم کتابهای خالکوب آشویتس و سفر سیلکا رو هم مطالعه بفرمایید.
فوق العاده و بی نظیر بود هم صدای گویندهها وهم روایت شنیدنی زندگی فرانچسکاو دخترش هلنا. شجاعتشون قابل ستایشه وباهوش سرشاری که داشتن به خوبی تونستن جان انسانهای بی گناه زیادی رو نجات بدن این کتاب باعث شدبه زن بودن خودم افتخارکنم گاهی کاریکه هزاران مرد قادر به انجامش نیستن رو یک زن با شجاعت و فداکاری تمام به خوبی انجام میده شنیدنشو به تموم خانوماتوصیه میکنم
و این دقیقا وجود داره
بی عشق سر مکن که دلت پیر میشود.