به نام خدا همراه هستیم با یک اثر شگرف دیگر نوشته شده توسط این اعجوبهی قرن ۱۹ام آلمان یعنی فردریش نیچه که یک اسم وسط هم داشت اما الان حضور ذهن ندارم ولیکن آن چیزی که اکنون مهم است اسم وسط آن نیسن خود کتاب و نیچه است این اثر شگرق که متشکل از صدها بخش مجزاست که احتمالا یادداشتهای روزانهی نیچه بوده که سر انجام آنان را تحت یک کتاب منسجم گرداوری کرده و این یادداشتهای مختلف که درمورد عوامل مختلفی بحث میکند درواقع چیزی فراتر از یک بحث و گفتمان ساده بگونهای که نیپه اصلا سبک خاص خود را دارد و چنانچه دست به قلم میشود اصلا قلمرو خود را پدید میآورد و گویی به کلی کل به آنچه میگوید احاطهی کامل دارد و این بسیار جالب است و بخش اول کتاب که درمورد حکمت حرف میزند ک این حکمت باید شاد باشد و آن را حکمت شادان مینامم بسیار جالب است و نیچه در این کتاب فلسفهی نیست انگار خود را بسط میدهد و به همین سبب این کتاب کمی باب توجه است علی الخصوص برای ایرانیان و درواقع او در این کتاب جهان بینی خاص خود را به همگان اعلام میکند و همینطور توضیحش و نوع نگاهش به انواع طبقهی مردم هنرمندان دانشمندان فلاسفه و همینطور آنجایی که از تعاتر سخن به میان میآورد و واقعا سخنان تازهای میزند که تابحال به گوشم نرسیده و انشانی که انون استخوان هایش نیز پودر شدهاند ولیکن سخنان زنده و پاینده همچنان با سلابت هر روز خدا چاپ میشوند و خواندن اینگونه کتابها یعنی گفتمان با برترسن اذهان قرون گذشته و به طور کلی دورهای که نیچه در آن زندگی میکرد واقعا نیاز به یک بازبینی ظریق و دقیق دارد که اینهمه اندیشمند روشنفکر در آن متولد شد ک عصر روشنگری نیز بود چیطی که الان در دورهی ما اصلا به آن شدت نیست و در عجبم از سخنان اوک جلوتر از او
نیچه همانطور که در کتاب چنین گفت زرتشت نوشته خداناباور و ضد خداست و راه نجات انسان را کنار زدن و زندگی بدون خداست و این کتاب هم تکمیل کننده کتاب چنین گفت زرتشت است به این صورت که در آن کتاب ضدیت و خدا ناباوری خود راشرح میدهد و در این کتاب چهار چوب زندگی بدون خدا را بیان میکند. من به عنوان کسی که با عقاید نیچه مخالف است کتاب را نقد میکنم ولی بعضی از جملات کتاب کلیدی و مهم هستند که من یکی از این جملات را بیان ونقد میکنم. (ما چیزهایی را باور میکنیم که میخواهیم باور کنیم) برداشت من از این جمله این است که ما مطابق خواستههای خودمان مسائل را تجزیه وتحلیل
می کنیم و تا نخواهیم چیزی را باور و قبول نمیکنیم؛ این جمله به صورت کلی وجامع اشتباه است چون بسیاری از مسائل هستند که نیازی به باور کردن یا باور نکردن ما ندارند و برما وزندگی ما تاثیر میگذارند.
در اخر هم از اجرای عالی اقای سلطان زاده تشکر میکنم.
به نظرم نیچه از اون نویسندههایی نیست که یک بار بخونی و بذاریش کنار؛ باید هر چند وقت یک بار بهش برگشت و هربار هم یه درک کاملاً متفاوت ازش داشت. "حکمت شادان" برای من فراتر از یک کتاب فلسفی بود؛ یه جور راهنما بود که کمکم کرد با درونیات خودم کنار بیام. با اینکه اعتراف میکنم بعضی جاهاش واقعاً خستهام کرد و ذهنم رو به چالش کشید، ولی در نهایت وقتی به آخرش رسیدم، یه حس شادی و رهاییِ عجیبی داشتم. انگار یاد گرفتم چطور وسط تمام سختیهای زندگی، باز هم بتونم به سبکِ خودِ نیچه، "شادمانه" زندگی کنم. شنیدن نسخه صوتیش هم باعث میشه جملات سنگینش راحتتر توی ذهن بشینه.
صدا گذاری که فوق العاده بود. کتابهای نیچه هم که جای هیچ بحثی از کیفیت باقی نمیزاره. جملات زیبای و قابل تعمقی داشت. بعضی پارتها رو چندین دفعه گوش میکردم چون متن سنگین بود باید جملات رو چند بار میشنیدم تا درک میکردم. کتابهای نیچه به نظر من از این بابت بیش از پیش جذابه چون جملات اونقدر عمیق هست که خواننده را به چالش شگفت انگیزی میکشه و هیچ وقت کتابهای نیچه نمیتونه کسل کننده بشه حتی اگر چندین بار بخونید ممنون از کتابراه از اینکه با انتخاب صداگذاری خوب و انتخاب کتابهای ناب همیشه منو سورپرایز میکنه.
فوق العاده مثل همیشه آثار نیچه بی مانند. کتاب به دلیل تأکید بر شادی و زندگی مثبت، و همچنین به خاطر ارائه دیدگاههای نوآورانه و جسورانه نیچه در مورد موضوعات مختلف، از اهمیت ویژهای برخوردار است. “حکمت شادان” همچنین شامل برخی از مفاهیم کلیدی نیچه مانند “خدا مرده است” است که بعدها در آثار دیگر او مانند “چنین گفت زرتشت” بیشتر توسعه یافت. این اثر به خوانندگان کمک میکند تا به تفکر در مورد جایگاه دین و خدا در جهان مدرن بپردازند و به چالشهای فکری و فرهنگی عمیقی بیندیشند.
اموزندهترین مبحثش از نظر من نظرش در مورد خوشبختی بود که میگفت برادر دو قلوی بدبختیه. اون زندگی که ما دنبالشیم یعنی زندگی بی دردسر و پر از امکانات اسمش رفاهه نه خوشبختی. رفاه به تنبلی و بعد به رنج کسالت تبدیل میشه. اما پیروزی و شکست بدبختی و ساخت یک شخصیت قویتر باعث خوشبختی ما شده و بعد محو میشه. واقعا نظرم نسبت به مشکلات عوض شد و دلم نمیخواد زندگی بدون مشکل داشته باشم واقعا زندگی به اون شکل کسالت باده.
این کتاب بهترین کتابی بود که تا حالا شنیدم. این کتاب واقعا مثل اسمش حکمتش شادان بود و خیلی به من روحیه داد. این کتاب صوتی تفکرات من رو درباره بعضی از نکات به شدت تغییر داد. در این کتاب جملاتی بود که تا حالا نشنیده بودم. صدای گوینده هم خیلی خوب بود. به همه افراد شنیدن این کتاب را توصیه میکنم.
اصل حرف کتاب: حتی اگر خدا مرده باشد و هیچ حقیقتِ مطلقی در کار نباشد، انسان می تواند چنان زندگی کند که به زندگی اش عشق بورزد و آن را جشن بگیرد. این همان حکمت شادان است: زیستن با آگاهیِ کامل از پوچی، اما در عین حال خندیدن و رقصیدن
صدا گوینده عالیی بود👌🏻
هر قسمت از کتاب رو لازمه چند بار گوش کنی تا کلام نیچه دقیق تر برات جا بیوفته
اینجور رو برای تموم کردن نباید خوند باید باهاشون زندگی کنی با این که با بعضی حرفاش موافق نبودم و نیستم ولی ارزش شنیدن رو داشت
همه چیز عالی بود. از دست اندرکاران این کتاب سپاسگزارم. در مورد این فیلسوف بزرگ که نمیشه چیزی گفت, کار تولیدکنندگان کتاب صوتی هم خوب بود. توصیه میکنم این کتاب رو به همه.
اگه به نیچه علاقه دارید گوش کنید اگه تازه میخواید باهاش آشنا بشید خیلی از حرفاشو شعروار و گنگ میزنه جوری که به خواننده یا شنونده بر میخوره انگار نویسنده ایست که خودشم از حرفاش مطمئن نیست
انتخاب لحن مناسب روایت گر جناب آقای سلطان زاده برای تندگوییهای نیچه در این کتاب خیلی بجا و مناسب بود. دوگانگی کلام نیچه از یک جهت مصداق انسانهای ریا کار جامعه امروزی. از یک جهت بی خدایی محض.
اگر از نیچه خوشتون میاد (از افکارش) این کتاب خالی از لطف نیست. اگر آدم مذهبی و متعصبی هستید فکر نکنم به کارتون بیاد چون نیچه ضد مذهبه. آقای آرمان سلطان زاده هم که عالی هستن
فریدریش نیچه، این نابغه و فیلسوف بی نظیر که سالیان دراز از زمانه و دوران خودپیشی گرفته بودراهمه بایدب شناسند و با آثار بجا مانده از او به عمق نبوغ، افکار و ایدههای ناب و بکرش دست یابند.
مثل تمام کتابهای نیچه بسیار فلسفی و سنگین است و به نظرم برای کسی که میخواهد از این نویسنده شروع به خواندن بکند نیست و بهتر است کتاب وقتی نیچه گریست اولین کتاب برای خواندن باشد.
علیرغم نظر بقیه من اصلا نتونستم با صدای روای ارتباط برقرار کنم در نتیجه نتونستم به شنیدن کتاب ادامه بدم و رهاش کردم امیدوارم کتاب با صدای افراد دیگری هم در کتابراه گذاشته بشه
خواندن این کتاب ساده نیست، شراب تلخی است که اول میسوزاند و بعد طعم زنده بودن را خواهی چشید، نویسنده به ما نشان میدهد که شادی حقیقی، از دانستن حقیقت است.