با سپاس از استاد گرامی آقای مصطفی مستور باید بگم نگار نیاز داشت که بدون در نظرگرفتن نگرانیهای دیگران حتی رحمت به خلوت خودش بره و عمق وجود خودش رو بشناسه آقای مستور حرفای درونی ما را که شاید گاهی در خلوت خودمان هم جرات گفتن آن را نداریم کاملاً واضح بیان میکند و انسان را شگفت زده میکند... و نوید با آن صبوری مثال زدنیاش بدون هیچ سرزنشی نگار را میپذیرد و از آمدن او خوشحال میشود و امان از رحمت و معصومیتش...
ممنونم آقای مستور عزیزم
دقیقا گزارش بود، کاملا بدون تکلف و روان توضیحات رو داده بود بدون اینکه ذهنتون خسته بشه و نیاز به تمرکز کردن خیلی زیاد باشه. قصهی جالبی بود و من دوست داشتم، علاوه بر این فکر میکنم که از میان ایدههایی که کتاب داده بود یک فیلم سینمایی هم ساخته شده باشه. در کل دوست داشتم.
«سه گزارش کوتاه درباره نوید و نگار» رمانی آرام، تأمل برانگیز و سرشار از ابهام است که بیش از آنکه به دنبال حل معمای داستان باشد، تنهایی، سوءتفاهم و فاصله میان آدم ها را روایت می کند. نثر روان و فضای احساسی کتاب از نقاط قوت آن است، هرچند پایان بازش ممکن است برای بعضی رضایت بخش نباشد.
این گزارش برای من کمی گیج کننده بود اما در اخر و با شنیدن نتایج بسیار تونستم ارتباط بگیرم داستان جالبی بود که ممکنه برای بسیاری از خانوادهها پرتکرار باشه و همچنین از بعضی از قسمتهای اون میشد درس زندگی گرفت
من منتظر پخش شدن قسمت بعدی بودم ولی هرچی صبر کردم پلی نشد. دیدم کتاب تموم شده! اومدم نظرات رو بخونم ببینم آخرش چی؟ که بازم چیزی دستگیرم نشد. باید نقد کتاب رو خوند!
ممنونم آقای مستور عزیزم