بازهم کتابی از تولستوی که نویسندگیش بسیار دلچسب است و این کتاب سعی میکند کندو کاوو درونی از انسانی به ظاهر معقول، داشته باشد وسوسههایی که هر انسانی در زندگیش با ان رو برو میشود که خودش از ان متعجب میگردد وانتخابهایی که ما همچون قهرمان کتاب باید داشته باشیم و ان انتخابها است که قصهها میسازد دوست ندارم واستان را تعریف کنماما درک من از کتاب این است که ما بهسختی خود را مبشناسیم
این جناب لئو تولستوی فقط به زن، خیانت، مسیح، میپردازه یه خشکه مذهب که زنش رو هم فراری داد جالبه این دیدگاه که گویا تو روسیه هم خیلی رواج داشته حالا بعد گذشتن ۱۰۰ سال همه این حرف هاخندهدار و تعصبات مریضگونه معرفی میشه حس عذاب وجدان پاکدامنی هوس شیطان کل محور داستان خیانت و احساسات و نتایج رو در زمان قدیم گویاست
اصلا صدای تمدنی برای راوی بودن دوست ندارم بی روح و خشک از خود راضی عین یک ادم اهنی کتاب میخواند دلم کباب شد برای اینکه کتاب صوتی را با صدای ایشان گوش کنم