اولین بار در گوشه انباری خانه پدربزرگم در میان مجلات و کتابهای تلمبار شده که سرگرمی ناب من جستجو در میان آنها بود به دو کتاب با قطع جیبی برخورد کردم.. اولین کتابی بود به نام لولیتا که خواندن آن باعث بلوغ زودرس جنسی من شد دومین کتاب لاوسون و ارابه مرگ بود اگر درست یادم باشد که نوشته قاضی سعید بود. کاری به تاثیر پذیری شدید نویسنده به کتابهای یان فلمینگ یا ادبیات پلیسی ماجراجویی غرب ندارم ولی خواندن آن کتابها گویی دیدن فیلم سینمایی پر هیجان و اکشنی بود که ذهن خواننده کارگردان آن است. تعجب کردم چرا شخصیت زنی وجود نداشت در این اثر پرویز قاضی سعید
داستان هیجان انگیزی بود گویندگان حرفه ای و بینظیر فقط یه مقداری اغراق توی اثر وجود داشت که یه جورایی غیرممکنها رو ممکن میکرد و این باعث میشد که خواننده ارتباط درستی با جریان داستان نگیره ولی در کل نمیشه از جذابیت داستان نگفت، هیجانی که در طول اجرا تجربه میکنی خیلی عالیه و در این جریان گویندگان سهم بسزایی دارن درآخر هم مثل همیشه کتابراه دوسِت داریم
رمان ضعیفی هست اصلا هیچ هیجانی نداشت گویندها هم خیلی سعی کرده بودن مهیجش کنن ولی کافی نبود، البته عیب از گوینده نیست رمان کشش هیجانی نداره.
البته این نظر شخص من هست.
به شخصه شنیدنش پیشنهاد نمیکنم.
★☆☆☆☆۱از۵ستاره
ازکتابراه هم ممنونم بخاطر ایجاد این برنامه%
پرویز یقاضی سعید داستان سرای دوستداشتنی برای نوجوانان در دهه۴۰-۵۰ بود. داستانهای کارآگاه لاوسون و سامسون و ریچارد هموز هم جذابیت دارند. سپاس از مجموعه جهت گویا کردن این کتاب. سایر کتابهای قاضی سعید را نیز گویا کنید.
داستانهای پلیسی آقای قاضی سعی معمولا همین روال رادارند. گویندگان سعی کردند داستان را هیجان انگیز تعریف کنند ولی موضوع خود داستان هست که بیشتر بدرد داستان شب یا فیلمهای پلیسی خیلی قدیمی میخوره.. به نظرم جذاب نیست.
بسیار عالی و خوش ساخت است. بویژه گوینده بسیار قوی و با احساس اجرا میکند. همچنین موسیقی متن و افکتهای صوتی مناسبی بکار رفته است. در مجموع کار بسیار حرفهای و زیباییست. خدا قوت و تشکر
انقدر داستان جذاب بود که من چندین سال عقب رفتم وقتی کتابهای اقای قاضی سعید رو از کتابخونه پدربزرگم برمیداشتم میخوندم. گویندگان هم خیلی خوب کار کرده بودن. ممنون از کتابراه
رمان خوبی بود. ولی صداهای گویندگان نمیتونست احساس رو منتقل کنه. و پایان رمان خیلی سریع و بدون هیجان تموم شد. انگار نویسنده دیگه خسته شده بود و میخواست زود خلاص بشه.