جورج اورول یکی از نویسندگان محبوب من که در این کتاب نیز سربلند بیرون اومده بودجورج اورول قضایای بزرگی چون روند سیاست، دین و مذهب، آگاهی و فقر رو که مهمترین عوامل تاثیرگذار در یک کشور هستند رو به سبکی ماهرانه در قالب داستان به تصویر میکشد در این داستان به خوبی نشان میدهد که مذهب کورکورانه چطور عقل را از دانایی و آگاهی دور میکند و چطور فقر وجود ادمی را از همه اینها دور میکند و باز هم چطور همان فقر میتواند جرقه ای باشد برای تغییرات بزرگ در ذهن و طلب آگاهی بیشتر به دور از دین و مذهب
به نظرم نباید این کتاب رو با ۱۹۸۴ یا قلعه حیوانات مقایسه کرد چون موضوعش با اونها متفاوته. اون دو تا کتاب در مورد افرادی که در راس حکومت هستن صحبت میکنه اما این در مورد اینکه یک فرد خودش به شخصه چطور خودش رو گول میزنه و در روزمرگی غرق میکنه تا اضطرابهای عمیقش رو دفن و فراموش کنه. در واقع دو کتاب اول در مورد اینه که آدمها چطور دیگران رو سرکوب میکنن و دختر کشیش در این مورد که آدم چطور خودش رو سرکوب میکنه.
سلام. بنظرم ایمان تو زندگی دوروتی درس خوبی ممکنه باشه اگر درکش کنی. اما خب میتونست ایمان در جنبههای فراوانی خدا نیز نشون داده میشد.
درمورد صدای گوینده هم بگم اولش یخورده تمایلی نشون ندادم اما در انتها میتونم بگم بسیار با شوق و علاقه کارشون رو انجام داده بودند و کارشون خوب بود.
به امید اینکه مردم کشورمون از زمانشون استفاده بهتری کنن. کتاب صوتی در موقعیتهای مختلف میتون گزینه بسیار خوبی باشه
به امید آگاهی برای همه مردم جهان به ویژه هم میهنان عزیزمون❤️
کار گروه گویندگان خوب بود ولی دو ستاره رو ندادم واسه خود داستان، نمیگم که بده ولی خوب هم خود اورول کتابهای بهتری نوشته و هم نویسندگان دیگهای رو داریم که یک داستان رو با یک تم مشابه این کتاب رو بهتر بنویسن، به نظرم دختر کشیش پتانسیل بالایی داشت که یه کتاب خوب باشه ولی مشکلم این بوذ کهای کاش داستان یک خورده واضح تر بود و همچنین اتفاقاتی که برای شخصیت اصلی این داستان افتاد حداقل تأثیرات خودشو نشون میداد نه این که برمیگشتیم به نقطه اول داستان
دوستان عزیز به نظر بنده نویسنده در بخش پنجم قسمت اول نوبت اول از دقیقه بیست تا بیست و چهار به علت فراموشی اشاره میکنه، کتاب فوق العاده ایی بود چقدر استادانه نشان میدهد که برخی از انسانها چطور به ایمان داشتن تظاهر میکنند طوری که کم کم حتی خود را هم فریب میدهند، خلاصه این که من با خواندن این کتاب فهمیدم بسیاری از ما اصلا ایمان نداریم ممنون از گوینده عزیز و توانا واقعا ممنونم خانوم فیض
دختر کشیش نگاهی انسانی، روان کاوانه و اجتماعی به وضعیت زن، فقر، ایمان و هویت دارد. اورول در این اثر، با نثری ساده اما پر از احساس، سیر روانی سقوط و بازسازی یک زن را ترسیم می کند. برخلاف آثار سیاسی او، اینجا خبری از دیکتاتوری و توتالیتاریسم نیست، اما هنوز هم نقدی عمیق بر ساختارهای اجتماعی و اخلاقی حاکم به چشم می خورد.
بیان گوینده خوبه و آدمو به سمت شنیدن کتاب جذب میکنه. قلم جورج اورول هم بسیار خوبه و همواره به نکات کلیدی و مهمی در اجتماع اشاره میکنه که با وجود توضیحات بیش از حد در برخی بخشها، که ممکنه از حوصله خواننده خارج باشه، روند کلی داستان بسیار خوب و جذاب و مفیده و کاملا روایتگر حقایق موجود در جهانه.
صدای گوینده عالیه. خود داستان هم خیلی خوب و گیراس ولی یه جاهایی از داستان انقدرررررر روی جزئیات گیر میکنه که آدم رو از حوصله خارج میکنه. البته نوشتههای جرجاُرول همیشه یه منظور ثانوی پشت مطلبی که میخونی داره. ولی من نفهمیدم
داستانهای اقای اورول همیشه ادم رو سورپرایز میکنه! انقدر جریان داستان زیبا تغییر میکنه و انقدر جریانها و انتقادها به زیبایی گنجانده میشه که دوست داری بارها داستان رو مرور کنی یا حتی به عقب برگردی و مجدد قسمتهایی رو گوش کنی! به نظرم ایشون نابغه نویسندگی هستن
جدال فقر و زندگی، جدال ایمان و بیایمانی و تغییراتی که واقعیت فقر بر سر ایمان ایجاد میکند. و نیازی همیشگی به ایمان که آگاهانه میتواند لذتگرایی مطلق را عقب زند. جرج ارول به کتابهای سیاسیاش شناخته شده و این کتاب درباب ایمان است. به نظرم خواندنیست.
کتاب بدی نیست ولی اگه بخوام توصیه کنم به کسی؛ اولویت با چنین کتابی در درجه دوم مطالعه ست از این کتاب بهتر خیلی هست... نکته جالبش برای من این بود که خیلی خوب روحیه خودشیفتگی، خودبرتربینی، غرور، مال اندوزی و انحصارطلبی رو در روحانیون سطح بالا توصیف میکنه...
سلام داستان زیبایی از دکتر یک کشیش در کلیسای بریتانیایی که دچار شک به دین، ایمان و اعتقادات خود میشود. یک دوران سخت را طی میکند که باعث پختگیاش شده و ضمن شک به اعتقادات دینی خود، نهایتا اعتقادش به خدا محکم تر میشود.
کتاب معمولیهای هستش ولیی جاییی جمله داره ک میگه انسان شاید ایمانشو از دست بده ولی نیاز ب داشتن ایمانشو از دست نمیدا
همینی جمله واسه اینکه خوندن این کتاب ارزش داشته باشه کافیه
عالی، شروع اورول رو میشه در این اثر دید و در کتاب اسو پاس روند تکمیل شدنش رو فهمید و در قلعه و ۱۹۸۴ اوجش رو دید ولی تولدش رو در کتاب اخر سیگار بهتر است یا کتاب میشه پی برد
با سلام.
کتاب یک پیام داشت که آنرا متوجه شدم، اما داستان آن جالب نبود، مگه کسی بطور ناگهانی فراموشی میگیره و از جای دیگهای سردرمیاره!!!! غیر قابل باور بود.
به هیچ عنوان با کتاب ۱۹۸۴ و قلعه حیوانات قابل مقایسه نیست، هیچ چیزی از این کتاب نیاموختم، وقتم تلف شد با شنیدن این کتاب، فقط میتونم بگم صدای گوینده عالی بود.