کتاب صوتی چراغ خانم کلفکس نوشتهی ایمی بیسنت، دربارهی زنی تنها به نام هریت کلفکس است که به او فرصت شغلی سخت و پردرآمدی در فانوس دریایی داده میشود، اما او نمیداند از پس این کار برمیآید یا خیر. این کتاب صوتی برای کودکان گروه سنی (الف) و (ب) تهیه شده است.
هریت کلفکس کار در فانوس دریایی را قبول کرد تا بتواند خود را به همگان ثابت کند، او در کمترین زمان ممکن تمام وظایفش در فانوس دریایی را یاد گرفت. شغلش خیلی حساس بود و باید قایقها و کشتیها را راهنمایی میکرد. اما به خاطر جثهی لاغری که هریت داشت، خیلی نمیتوانست خودش را ثابت کند و مردم به تواناییهایش شک داشتند.
مردم فکر میکردند که خانوم کلفکس فقط به خاطر اینکه پسرخالهاش نماینده کنگرهی آمریکا بود، توانسته مشغول به کار شود. اما هریت میخواست هر طور شده به آنها ثابت کند که اشتباه میکنند.
در قسمتی از کتاب صوتی چراغ خانم کلفکس میشنویم:
در سال 1904، وقتی که خانوم هریت 80 ساله شده بود، مدیریت فانوس دریایی تصمیم گرفت تا یک چراغ مدرنتر و پر نورتر رو جایگزین فانوس دریایی قدیمی میشیگان بکنه. چراغ جدید با یک موتور بخار کار میکرد و به چندتا کارگر نیاز داشت تا برای روشن موندنش داخل اون ذغال بریزن و از اون روز دیگه خبری از چراغ خانوم کلفکس نبود.
هریت به خونه برگشت و طبق معمول شروع کرد به تمیز کردن اتاقها. پیرزن که باورش نمیشد بعد از این همه سال باید فانوس رو ترک کنه، سعی میکرد جلوی اشکهاش رو بگیره. اون 43 سال از عمرش، هرشب تلاش میکرد تا فانوس رو روشن نگه داره تا کشتیهایی که تو دریاچه بودن راهشون رو گم نکنن. هریت دائما با خودش فکر میکرد که چطور میتونه از این به بعد شبها با خیال راحت چشمهاش رو ببنده و بخوابه؟
اما خانوم کلفکس 80 ساله، خودش هم میدونست که دیگه توان انجام اون همه کار سنگین رو نداره.
بله






















