🍁 کتابی بود زیبا با محوریت اصلی خانواده و عشق به اعضای خانواده در روزهای سخت و پر مشکل.
زندگی چهار خواهر در یک خانوادهای که پدرشون به جنگ رفته، میتونه به شدت پر هیجان باشه.
این ۴ خواهر هر کدام دارای شخصیتهای مختلف و کاراکترهای متفاوتی هستن. همه توی یه خانواده پولدار بزرگ شدن، و خصوصا زمانی که پدرشون به جنگ میروه و آنها مشکلات مالی و عواطفی زیادی پیدا میکنن، همچنان این خواهرها دارای جرات و شهامتهای متفاوتی هم هستن. من عاشق شخصیت جوزفین شدم، چه بسا که از همه خواهرا بزرگتر و قویتر بود، و قدرت مدیریت بحران خانواده را در زمان غیبت پدر داشت. و جالب اینکه این شخصیت از روی زندگی واقعی خود نویسنده الهام گرفته شده بود، و جورفین در داستان زنان کوچک نیز یه نویسنده بود و در نهایت قصه هم با فروش بی نظیر داستان خودش بود که تونست به تمامی مشکلات غلبه کنه.
اونجایی از داستان که موهای خودشو میبره و اونو میفروشه، واقعا قسمت تاثیرگذار داستان بود به نظر من.
یه جای دیگهای که خواهر کوچکتر همه نوشتههای جورفین رو میسوزونه، و دنیای اونو ویرون میکنه هم به نظر من غم بزرگ دیگهای بود که میالکات به زیبایی تصویر کرده بود.
این که یه پرستار توی دنیای واقعی اینقدر خوب بتونه بنویسه به نظر من عالیه و این قضیه اینو نشون میده که اون چقدر عواطف آدم هارو میتونسته خوب درک کنه! من که از داستان لذت بردم و خیلی چیز یاد گرفتم. حتما در اولین فرصت داستان همسران خوب که یه جورایی ادامه همین داستان هست، و زندگی این خواهرا رو بعد از ازدواج نشون میده رو هم خواهم خوند. ممنونم دوست عزیز کتابراه☘️
بدون انکه دقت کنم خلاصه کتاب را خریداری نمودم، سپاسگزارم از انان که که کتاب را خلاصه کرده و در اختیارم قرار دادهاند. اما نمیتوانم در مورد کتاب نظری کامل داشته باشم از داستانش مطلع شدم یک خانواده که چهار دختر دارند و از تمام سختیهای زندگیشان با عشق میان اعضا خانواده به شکل زیبایی به انجام میرسد
با سلام.
صدای راوی متاسفانه دلچسب نبود و بیشتر حالت خواب آلودگی به شنونده القا میکرد. متن داستان هم به نظر بهتر بود تا این حد کوتاه و دستخوش سانسور نمیشد چون از جذابیت داستان تا حد زیادی کم کرده بود.
وقتی کتاب رو خریدم متوجه شدم خلاصه هست. خلاصه کردن یک داستان روح داستان رو از بین میبره و نمیگذاره با شخصیتها ارتباط عاطفی برقرار کنیم یا اونا رو بشناسیم شبیه یک سانسور خیلی زیاد بود.
زندگی چهار خواهر در یک خانوادهای که پدرشون به جنگ رفته، میتونه به شدت پر هیجان باشه.
این ۴ خواهر هر کدام دارای شخصیتهای مختلف و کاراکترهای متفاوتی هستن. همه توی یه خانواده پولدار بزرگ شدن، و خصوصا زمانی که پدرشون به جنگ میروه و آنها مشکلات مالی و عواطفی زیادی پیدا میکنن، همچنان این خواهرها دارای جرات و شهامتهای متفاوتی هم هستن. من عاشق شخصیت جوزفین شدم، چه بسا که از همه خواهرا بزرگتر و قویتر بود، و قدرت مدیریت بحران خانواده را در زمان غیبت پدر داشت. و جالب اینکه این شخصیت از روی زندگی واقعی خود نویسنده الهام گرفته شده بود، و جورفین در داستان زنان کوچک نیز یه نویسنده بود و در نهایت قصه هم با فروش بی نظیر داستان خودش بود که تونست به تمامی مشکلات غلبه کنه.
اونجایی از داستان که موهای خودشو میبره و اونو میفروشه، واقعا قسمت تاثیرگذار داستان بود به نظر من.
یه جای دیگهای که خواهر کوچکتر همه نوشتههای جورفین رو میسوزونه، و دنیای اونو ویرون میکنه هم به نظر من غم بزرگ دیگهای بود که میالکات به زیبایی تصویر کرده بود.
این که یه پرستار توی دنیای واقعی اینقدر خوب بتونه بنویسه به نظر من عالیه و این قضیه اینو نشون میده که اون چقدر عواطف آدم هارو میتونسته خوب درک کنه! من که از داستان لذت بردم و خیلی چیز یاد گرفتم. حتما در اولین فرصت داستان همسران خوب که یه جورایی ادامه همین داستان هست، و زندگی این خواهرا رو بعد از ازدواج نشون میده رو هم خواهم خوند. ممنونم دوست عزیز کتابراه☘️