نقد، بررسی و نظرات کتاب صوتی صدای افتادن اشیا - خوآن گابریل واسکس
Parisa
۱۴۰۵/۰۴/۱۱
00
چیزی که بیشتر از همه توجهم را جلب کرد، تصویرسازی فوق العاده و توجه واسکس به جزئیات بود. هنوز هم بعد از گذشت مدتی از خواندن کتاب، صحنه ای که ریکاردو لاورده کنار ضبط صوت می نشیند و به صدای خانواده اش گوش می دهد، از غمگین ترین صحنه هایی است که در رمان ها خوانده ام. نویسنده بدون اینکه بخواهد احساسات را به خواننده تحمیل کند، فقط با چند تصویر ساده، اندوه عمیقی را منتقل می کند. ریکاردو لاورده و زندگی غمگینش… مردی که با همه امیدش برگشت اما… تقریباً همه شخصیت ها به شکلی در تنهایی زندگی می کنند؛ لاورده سال ها از خانواده اش دور مانده، مایا فریاس با گذشته ای زندگی می کند که کسی درکش نمی کند و آنتونیو یامارا هم بعد از حادثه، حتی در کنار همسرش احساس انزوا می کند. انگار واسکس می خواهد بگوید خشونت فقط آدم ها را نمی کشد؛ آن ها را از هم جدا و تنها هم می کندروند روایت هم برایم جذاب بود. اینکه داستان آرام آرام پیش می رود و تکه های پازل را کنار هم می گذارد، باعث شد تا آخر کنجکاو بمانم. شاید ریتمش برای بعضی ها کند باشد، اما من از این شیوه روایت لذت بردم. اگر بخواهم یک حس کلی از این کتاب بگویم، برای من رمانی بود که بیش از هر چیز بوی تنهایی می داد. انگار هر کدام از شخصیت ها، به شکلی، در دنیای خودشان تنها مانده اند و همین حس، فضای کتاب را دلنشین تر میکرد
در واقع اگر کسى بخواهد براى نویسندگى تجربه کسب بکند شنیدن کتاب به او پیشنهاد میشود چرا که از یک داستان عادى و ساده و بى هیجان کلى کلمه و صفحه درآورده و کلى اسمهاى لاتین بى فایده و اسم خوراکى و جاده و غیره که نه اطلاعاتى به خواننده غیر کلمبیایى میده و نه در روند داستان تاثیرى داره شاید کلى فیلم و مستند و کتابهاى بهتر در خصوص قاچاق مواد وجود داره که این کتاب در آخره لیستشون قرار میگیره البته از حق نگذریم اجراى کتاب خوب و با احساسه خیلى بهتر از خوده کتاب
