کامو است دیگر. چه بگویم؟
عمیق و ظریف و شیرین سخن.
هم روانشناس است و هم جامعه شناس. هم نویسنده است و هم سیاست دان.
فرو میرود در درون ادمیزاد و بیرون میریزد هر انچه را که با چنگ و دندان سعی در پنهان کردنش داریم. فاش میکند هر انچه را که میخواستیم دیگران نفهمند و ندانند درباره مان. درباره پستیها و حقارت هایمان. درباره خودخواهیها و خودشیفتگی هایمان.
زیر نقاب هایمان پنهان میشویم و ادای شوالیههای قهرمانهای ادبیات را در میاوریم. ولی تقصیر از ما نیست. ما حقیرانی ناگزیریم. ناگزیر و ناگریز.
حتی به خود مسلط نیستیم از اسارت ژن و ناخوداگاه. از حصار به هم تنیده عرف و جامعه. ما محکوم به زندگی هستیم. چیزی که حتی نمیدانیم خود طلب کرده ایم یا همچون طوقی او به گردنمان آویخت؟
همین است که او زیستن را تاب نمیاورد. آن که عمیق ببینید نمیتواند بماند. معلوم است که نمیتواند. اینجا با این حجم از پوچی و خستگی و رنج.
به قول خودش: آب خیلی سرد است، ولی خیالمان آسوده باشد، حالا خیلی دیر است. همیشه خیلی دیر خواهد بود، خوشبختانه!!!
پرویز شهدی هم بهترینش را برای این کتاب گذاشته و نیز راوی! هیچ جز اویی چنین «ژان باتیست» نمیتوانست باشد.
🍁بعد از کتاب بیگانه، این دومین کتابیه که از کامو خوندم. کتاب رو دوست داشتم، و اعتراف میکنم که برای مثفهمیدنش باید روش متمرکز میشدم! به قول ژان پل سارتر که میگه؛ این کتاب زیباترین و فهم ناشدهترین کتابی هست که میشه خوند! و از طرفی کلا کتابای کامو فقط ظاهر ساده داره، ولی در واقع همه کارش فلسفی و سنگینه چون از فکر سنگین و نگاه متفاوت کامو به دنیا و زندگی میان! اسم کتاب رو همخیلی مناسب به داستان دیدم. کتاب به راحتی با راوی مونولوگ، سقوط اندیشه و مرز پالایش روح رو نشون میداد. خیلی ترسناک و بی سانسور به ما میگفت که آدم چطوری میتونه از یه آدمهایی خوب و انسان به شخصیتی رزل و بی اخلاق تبدیل بشه!!!
منکه اوایل توی خصوصیات خوب راوی با خودم صفات مشترک زیادی پیدا میکردم! هرچی اشتراکاتام با شخص راوی بیشتر میشد ترسم هم بیشتر میشد! و این یه تلنگری برام بود که نکنه بعدها توی آیندهای نزدیک خصوصیات بد رو هم پیدا کنم!! سقوط واقعا میتونه به همه ما خیلی نردیکتر از اونی باشه که میشه فکرشو کرد!
کامو به راحتی به موضوعاتی مثل قضاوت، برداشت دیگران و تاثیر نگاهها و برخوردهای اجتماعی روی ما رو نشون میده. از اینکه خواننده با فضا و محیطی که باعث سقوط قهرمان داستان هست، کمتر میفهمه و تمرکزش بیشتر روی بعد فلسفی کتاب هست، به نظرم کتاب رو جذابتر هم کرده. درکل کامو توی این رمان کوتاه به شکل عمیق، مفاهیم و معانی زندگی رو تفسیر میکنه.
به نظر من هیچ کتابی بد نیست مخصوصا کتابی که نوشته آلبر کامو باشه صدردصد حرفی برای گفتن داره ولی خب نمیتونم بگم خیلی عالی بود متنش خیلی سنگینه و یه کم حالت پوچ گرایی داره و کلا آدم بعد از خوندنش حس خوبی بهش دست نمیده ولی خب نکات آموزنده خوبی هم تو کتاب هست اینکه سقوط انسان رو از خودش بیان می کنه از دو رویی ها، غرور و دلبستگی هاش و لذت های آنی زندگی و رسیدن به خود واقعیش و نه کسی که دیگران تاییدش می کنن، چیزی که آلبر کامو از ما میپرسه اینه که آیا اگر کارهایت مورد تایید دیگران نباشد باز هم آدم خوبی خواهی بود این کتاب مستقیما آدم رو وارد لایه های تاریک درونش می کنه و اینو به یادت میاره که تو هم در وجودت یک آدم ریاکار خودفریب و تنها هست و باید باهاش مواجه بشی. باتشکر از آقای ساروی به خاطر صدای گرم و دلنشینشون و تشکر از کتابراه عزیز🌹🌹🌹
سبک نویسندگی آلبر کامو همیشه برای من جالب بوده احساس یک گفتگو و محاوره راحت با کسی به شما دست میدهد. که این یکی از ویژگیهای بزرگ این نویسنده هستش. این اثر به عنوان یکی از پیچیدهترین و در عین حال زیباترین آثار کامو شناخته میشود و به بررسی مسائل اخلاقی و فلسفی عمیقی میپردازد که انسان مدرن با آنها روبرو است. و همچنین یک رمان فلسفی هستش که از زبان شخصیتی به نام ژان باتیست کلامنس روایت میشود. کلامنس، که خود را “قاضی توبهکار” مینامد، داستان زندگیاش را برای یک غریبه بازگو میکند و به تدریج به بررسی و اعتراف به نقاط ضعف و خطاهای خود میپردازد. امیدوارم که لذت ببرید از خوندنش.
برای من زیاد قابل فهم نبود. انگار که به شدت از شاخهای به شاخه دیگه میرفت و انسجام نداشت. و فقط میخواست حرف رو با تفصیلهای نامفهوم طولانی کنه. با این حال متوجه شدم که تمام قصد نویسنده، شکستن دیدگاههای آدمها نسبت به خودشونه. به گونهای که دوباره و از اول به اصل وجودی خودشون نگاهی بیندازن. این رو گاها دریافت میکردم؛ اما پراکندگی و عدم درک ارتباط جملات بعدی گیجم میکرد. خیلی طول کشید که بتونم به آخر برسونمش. با این حال، پایان داستان کنجکاوی برانگیز بود و به همین خاطر به آخر رسوندمش.
این کتاب را باید چندین بار گوش داد و خود را در آن تصور کرد. البته انسان به طور معمول دقیقا همینطور زندگی میکند، ما یک نفر هستیم ولی میتوانیم بی نهایت دیو شویم یا بی نهایت فرشته، میشود انسان در یک لحظه خداوار دیده شود و حتا پرستیده شود یا میشود در همان لحظه تبدیل به شیطان شود و رمی شده از سمت تمام بشریت. جملاتی از بودا هست که میگوید وقتی راه میروی راه برو وقتی غذا میخوری غذا بخور وقتی حرف میزنی حرف بزن میخواهد روح عملت را به تو نشان دهد و کامو به طور روشنی در این کتاب آن را بیان کرده.
من توی این کتاب مثل یک رمان پیوستگی ندیدم و دوبار اونو گوش دادم در هر فصلش چند جمله بسیار خاص و تاثیر گذار مطرح شده که توجه مو جلب کرد من این جور کتابها رو دوست دارم چون به لایههای عمیق و درونی انسان رخنه میکند و گونهای اعتراف نامه یا به اصطلاح اقرار نامه است البته من به تازگی مطالعهی کتابهای فلسفی رو شروع کروم و گوش سپردن و در ک کردن صوتی اون نیاز به تمرکز بالایی داره
کتاب به معنای واقعی کلمه شاهکار ست، ترجمه عالی و بدون نقص اما تنها ضعف این کتاب صوتی صدای گوینده عزیز و نوع خواندنشان هست متاسفانه نتوانستم با سبک خوانششان ارتباط برقرار کنم و کتاب و تهیه کردم و خودم خواندم اینطوری متوجه شدم با چه شاهکاری رو در رو هستم، هر آنچه که هستیم هر آنچه که انسان هست.... در این کتاب گفته شده، من بار دیگر شیفته آلبر کامو شدم
دوسش داشتم ولی یکم قابل فهم نبود شاید برام چون تایمهای خالی تو محل کارم خوندمش صوتیشم گوش کردم ولی باز برام نسبت به ادبیات کلاسیک روسیه مثل داستایوفسکی و تولستوی برام گیرای بالا نداشت که ولع خوندشو بگیرم و ذهنمو مشغول کنه که کی برم بشینم پاش بخونمش حتی قدر مرگ ایوان ایلیچ جذبم نکرد ولی خب کامو هست نمیشه اینقدر نقدش کرد
من چند بار این کتاب رو مطالعه کردم، کتاب روانشناسانه ایه بیشتر تا قالب کتاب داستانی باشه، نقدها و تمجید منتقدین زیادی داشته از جمله تعریف ژان پل سارتر در مورد روشنایی بخشیدن به رفتارهای انسانی و بررسی ان توسط البر کامو، نوع روایت داستان و فضا سازی این کتاب زیاد مورد پسند بنده نبود ولی در مجموع پیشنهاد میکنم مطالعه کنید.
به نظر من بهترین اثر البرکامو و خب یکی از بهترینها همین سقوط است چرا که حالات درونی شما رو همانطور که فکر میکنید و رویتان نمیشود حتی انها را بیان کنید در این کتاب میشنوید و حتما همزاد پنداری میکنید و احتمالا به این فکر میکنید که واقعا این موارد در انسان اشتباه است و جز رذیلههای اخلاقی خواهد بود.
خیلی از انسانها وقتی به اوج میرسند مغرور میشوند و در واقع، سقوط میکنند. فکر میکنم پیام این کتاب هم همین است و یک تلنگر میزنه به ما که وقتی به یک جایی میرسیم امکان سقوط از ماندن در اوج بیشتره و باید حواسمان جمع باشه! در آخر سپاسگزارم از جناب کامو و مترجم و گوینده که هر سه عالی هستند.
گویندگی خوب بود اما کتاب روند یکنواختی داشت گاهی از گوش دادن بهش خسته میشی، گاهی احساس میشد که کتاب به طور کامل ترجمه نشه و بعضی از قسمتها حذف شده، اما برای یک بار گوش دادن کتاب خوبی هست و آدم رو با دورن خودش بیشتر آشنا میکنه یه جورایی خودمون رو در مقابل خودمون قرار میده
" گاهی شیرجههای نرفته، کوفتگیهای عجیبی بر جای میگذارند" شاید با همین جمله بشه کل مفهوم کتاب رو تحلیل کرد. این مونولوگ سفری از عرش به فرش یک انسان و پشت پردههای تاریک روان او با وجود ظاهر سازیهای قشنگ و گول زننده در قالب کمک به همنوع و کلی رازهای دیگر هست. لذت بردم.
واقعا دنیا باید به این نویسنده تعظیم کنه فوق العادست من دوبار خوندم و این بار هم گوش کردم تاثیر گذار تر بود لذت بردم مطالب عمیقی داره و مغزتون رو جا به جا میکنه
فوقالعاده است! من موقع گوش دادن مرتب به خودم یادآوری میکردم که داره درباره اروپا حرف میزنه و کتاب روسی نیست. فکر کنم کامو موقع نوشتن شدیدا تحتتاثیر داستایفسکی بوده. لحن راوی شبیه مردی از سنپترزبورگ یا مسکوئه نه مردی از فرانسه یا هلند.
کتاب سخت و پیچیدهای واسه کسی که تازه شروع کرده، ولی از مفهوم پوچی در تار و پود کتاب و از خوندن درباره تیرگیهای زندگی کسی که فوق العاده اجتماعی و موفق و خودشیفته است و از پیچش انتهای داستان لذت بردم
بی نظیر بود، آلبر کامو نویسنده ی مورد علاقمه و به موقع و به جا این کتاب رو خریدم. راوی هم خیلی خوب حق مطالب رو ادا میکرد. هر جمله از این کتاب دارای مفاهیم عمیق هست که باید با دقت به آن گوش داد و فکر کرد.
کتاب خیلی خوبی بود کلا کتابای آلبرکامو خیلی خاصه که موضوعات روانشناختی فلسفی رو در قلب رمان میاره همچنین جملههای خاصی داره تو کتاباش که فقط خودش میتونه اونارو بیان کنه صدای گوینده هم بسیار دلنشین بود🙏
عالی بود، من این کتاب رو قبلا زبان اصلی خوانده بودم اما شنیدن نسخه صوتی خالی از لطف نبود. به تلخی میتونید خودتون رو در صبحتها و تجربههای گوینده داستان ببینید کامو خیلی زیبا و دردناک انسان را به تصویر کشیده است.
مونولوگ این کتاب کاملا آدم رو درگیر میکنه. احتمالا در حین خوندن این کتاب کاملا ناخودآگاه از نویسنده سوال خواهید پرسید یا به حرفای اوجواب میدهید و سورپرایز آخر کتاب بسیارلذت بخش است. روایت کتاب هم بسیار عالی.
شاهکاری بزرگ ازکامو یک انسان مومن و ریاکار لایه لایه باطن خودش روز بازگو میکنه تا خود واقعیش روکه همه پاک و مومن میدونن معلوم بشه عین خیلی از مردمان جامعه خودمان
من بهم معرفی شده بود و خیلی تعریف شده بود ازش
اما کلا من از کتابهای کم شخصیت و مونولوگ خوشم نمیاد
دوس داشتم شلوغ باشه حد اقل بغیر از افکار خودش یه چیز دیگهای بشنوم
عمیق و ظریف و شیرین سخن.
هم روانشناس است و هم جامعه شناس. هم نویسنده است و هم سیاست دان.
فرو میرود در درون ادمیزاد و بیرون میریزد هر انچه را که با چنگ و دندان سعی در پنهان کردنش داریم. فاش میکند هر انچه را که میخواستیم دیگران نفهمند و ندانند درباره مان. درباره پستیها و حقارت هایمان. درباره خودخواهیها و خودشیفتگی هایمان.
زیر نقاب هایمان پنهان میشویم و ادای شوالیههای قهرمانهای ادبیات را در میاوریم. ولی تقصیر از ما نیست. ما حقیرانی ناگزیریم. ناگزیر و ناگریز.
حتی به خود مسلط نیستیم از اسارت ژن و ناخوداگاه. از حصار به هم تنیده عرف و جامعه. ما محکوم به زندگی هستیم. چیزی که حتی نمیدانیم خود طلب کرده ایم یا همچون طوقی او به گردنمان آویخت؟
همین است که او زیستن را تاب نمیاورد. آن که عمیق ببینید نمیتواند بماند. معلوم است که نمیتواند. اینجا با این حجم از پوچی و خستگی و رنج.
به قول خودش: آب خیلی سرد است، ولی خیالمان آسوده باشد، حالا خیلی دیر است. همیشه خیلی دیر خواهد بود، خوشبختانه!!!
پرویز شهدی هم بهترینش را برای این کتاب گذاشته و نیز راوی! هیچ جز اویی چنین «ژان باتیست» نمیتوانست باشد.