کتاب صوتی من یک خرسم اثر ژان فرانسوآ دومانت، دربارهی خرسی است که هیچ شناخت و خاطرهای از خود و زندگیاش ندارد و در میان مردم زندگی میکند.
در قسمتی از کتاب صوتی من یک خرسم میشنویم:
نمیدونم چطوری به اینجا اومدم…
هیچ خاطرهای از زندگی قبلم ندارم، فقط چندتا تصویر که بعضی وقتا سریع از جلوی چشمام رد میشوند.
مثل نور چراغ ماشینها که شبها از روی تختم رد میشوند.
تنها چیزی که میدونم اینه که یک روز صبح اینجا بیدار شدم، توی این خیابون و از اون موقع از اینجا بیرون نرفتم.
من یک خرسم.
مطمئنم که تعجب میکنید.
بهتون حق میدم.
میدونم خرسی نیست که تو خیابون زندگی کنه، وسط این همه آدم، برای من هم مدتی زمان برد تا بپذیرمش.
بله

























