کتابش رو قبلاخوندم. خیلی جالب بود برای من. البته از رادیو هم گوش دادم. انقدر برام جالب بود. چه سختیها وزحمت کشیدن برای ما. البته معلوم بود که اصلاتجربه تاکتیکی نداشتند ولی کم کم بدست اوردند. بعضی جاهاش اشک مون رو درمیاورد. فقط میتونم بگم از شهدا شرمندم. هیچ کاری برای خونشون نکردم. مثلا یه بار یه کاری برخلاف میلم باشه وبگم فقط اینبارو بخاطر فلان شهید نکردم. چون سربازی رفتم و تو مرز خدمت میکردم یه چیزهایی رو ازشون درک میکنم. ولی خب خونشون خیلی مقدسه. دیدم خیلیها هزشون شفا وشفاعت گرفتند.
باسلام. بسیارجالب خواندنی و پند اموزبودالبته برای من. جدن خمینی چه سربازهایی داشت.. که اگه الان فقط به اندازه انگشتهای دست این افراد در ایران کنونی بودند. وضع ما اینطور نبود. خدا رحمتشان کند. عکسهای این عزیز در گوگل هست میتوانید سرچ کنید. از چهره شان معلوم بود ک چ سختیها کشیدند. مهرماه ۹۷ بشهادت نایل شدند. خوشابسعادتشون.. بنظرم هرکسی ک شهیدمیشه انتخاب شدس. احتمالن فرشته ملایک از خدا درخواست میکنن ک این شخص روبیارپیش ما. دعای شهید بزرگوارکه انشالله همه عاقبت بخیربشیم انشالله. مخلص همه دوستان یاعلی مدد
با اتمام فصل آخر کامل فهمیدم که جبهه به راستی بهترین دانشگاه انسان سازی بوده و هرکسی که در اون زمان توفیق و سعادت حضور در جبهه نصیبش شده با بالاترین مدرک انسانیت فارغ تحصیل شده. و داستان زندگی آقای داور یک نمونه خوب از این دانشگاه انسان سازی بود. جوانکی سر به هوا و دردسر ساز جبهه که فرماندههای جنگ میخواستن از دستش خلاص بشن، در آخر داستان نمونه گذشت و عفو و بخششه.
این کتاب خاطرات ساده و بی آلایش یک رزمنده عادی بدون عنوان و درجه است. اگرچه نقاط ضعفی در تدوین و خواندن کتاب هست ولی خاطرات راوی در زمان جنگ مخصوصا عملیات برون مرزی آن برایم جالب بود خدا خیرشون بده که برای حفظ این مملکت خیلی زحمت کشیدند
خاطرات جالبی بودمیشه یه فیلم سینمایی خوب از این درآورده سرگذشتی داشته چقدر سختی گرسنگی وتشنگی کشیدن رزمندگان، الان ما باید قدر این رفاه و آسایش رو بدونیم و ناراضی نباشیم خدایا شکرت
در زمان جنگ و میادین سخت مرد از نامرد شناخته میشود پسای شیپورها بنوازید! واقعا با شنیدن مطالب کتاب فوق از داشتن چنین هموطنانی احساس غرور میکنم و به آینده کشورم امیدوارتر از قبل شدم