واقعا از شنیدن داستانی که بسیار روان هم نقل شده بود لذت بردم توصیههای بسیار کاربردی در این کتاب ذکر گردیده که به نظرم بسیار قابل تآمل میباشد بهترین آن هوشیاری نسبت به هرچیزی است که میتواند در خطر به عادت تبدیل شدن قرار گیرد اعم از مطالعه به عنوان عملی که رشد از آن انتظار میرود تا عبادت وتمسک به روحانیت که کمال معنوی را میسر میسازد ولی به نظرم جالبتر وکاربردیترین نکته علی الخصوص در دنیای امروز ما دقت در عدم عادت در روابط وعلایق ونحوه زندگی زن وشوهر است کتاب بسیار زیرکانه این مهم را تذکر میدهد که حتی عشق بین دو نفر هم اگر از سر عادت باشد دیگر عشق نیست وبه نوعی خواننده را ترغیب میکند که روابط ونوع عملکرد مشترک در زندگی زناشویی نیاز به بررسی وگاه تجدید نظر دارد ورها کردن زندگی با تفکر هرچه پیش آید خوش آید بردن زندگی مشترک بر لبه سقوط ونزول است. ممنون از شما دوستان عزیز که مطالعه این کتاب را میسر نمودید وبی نهایت ممنون از جناب دهکردی عزیز که لذت شنیدن داستان را با لحن مملو از احساسشان چند برابر نمودند
یک عاشقانه آرام واقعا اسمیست با مسمی رایحه و طعم زندگی در برگ برگ آن احساس میشود داستان در سایه جملات و تعابیر بسیار عمیق و زیبا که شایسته یک اثر ادبی است رخ میدهد و تفاوت آن با داستانهای دیگر این است که در آنها حرفها در سایه اتفاقات پی در پی داستان گفته میشوند و بیشتر اتفاقات به چشم میآیند در اینجا جملات حرف دارند حتما لازم نیست همه آنها را بپذیری ولی نمیتوانی زیبابی خلاقیت ذهنی آن را نپذیری تضادهایی که اینجا وجود دارد ذهن را به چالش میکشد تلاشی که صورت میپذیرد تا عشق در تله تکرار و عادت زوال نیابد زیباست اگر چه طبیعت و ساعت فیزیولوژی بدن در بستر عادت شکل میگیرد و همین تلاش برای تغییر را سخت میکند ولی این تلاش خودش عین زندگیست و داستان از جایی جذاب میشود که عشق با مشکلات زندگی دست و پنجه نرم میکند و انتظار میرود مبارزه با تکرار خود به این دام عادت بیفتد و از طرفی نوعی ولنگاری پنهان بوجود بیاورد ولی در انتها بخوبی و زیبایی این شبهه بر طرف میشود گویندگی عالی بود
نادر ابراهیمی یک عاشق بوده و به همین خاطر فصل اول رمان، زیبا و بینقص بود. اما از جایی که تاکید بر مسایل سیاسی شده و از اونجایی که من از سیاست متنفرم، خوشم نیومد. هر چی کتاب جلوتر میرفت بدتر میشد. مطرح کردن این قبیل دیدگاههای سیاسی، شاید در سال ۷۴ (اولین چاپ کتاب) قابل قبول بوده ولی الان دید همه فرق کرده. عنوان کردن اسامیای چون مارکس و لنین و همینطور فعالیت حزبی و شاید مسلحانه در کتاب، بنظرم نشان دهنده دیدگاه چپ و تودهای آقای نویسنده بوده که در این دیدگاه، "واژگونی نظام سرمایهداری از طریق انقلاب کارگران و لغو مالکیت خصوصی بر ابزار تولید و لغو کارمزدی و ایجاد جامعهای بیطبقه با مردمی آزاد و برابر» امری اجتناب ناپذیر بوده و حتما باید انقلاب صورت بگیرد تا جامعهای سعادتمند شود. و باید بگم آقای نویسنده کاش الانم بودی و نظرت رو میدونستم. گذشته از این موارد، در فصل دو و سه پراکندگی مطالب مثل یک دفتر خاطرات روزمره میمونه که آدم کتابش کرده باشه و بخواد انبوهی از مضامین اخلاقی هم، بیربط به هم در اون گنجانده بشه. خلاصه قسمت عاشقانه کتاب یعنی فصل اول عالی، ولی هر چی جلوتر رفت، خوشم نیومد و آخراش فقط میخواستم کتاب تموم شه. عنوان کتاب گول زننده است. من که گول صدای خوب آقای دهکردی و آهنگسازی فوق العاده کریستف رضاعی رو خوردم 😅
خیلی منتظر بودم دیدگاه نویسنده دربارهی ۸ سال جنگ و نوع زندگی عاشقانه توی اون دوران رو بشنوم. اما حتی از کنارش رد هم نشد و این مسئله منو آزار داد. اینکه کسایی که خودشون رو سیاسی و دلسوز وطن میدونستن توی دوران جنگ بدون توجه به اون آرام و عاشقانه به زندگی ادامه دادن برام تعجب آور بود. توقع داشتم که نویسنده از سختیهای اون دوران بیشتر بگه. توقع داشتم از آرام و عاشقانه زندگی کردن در اوج سختی بگه. اما ازش چشم پوشی کرد
بجز این مورد در مجموع کتاب خوبی بود و از گوش دادن بهش لذت بردم
تمثیلها و آموزههای بینظیر قشنگی داشت. به خیلیها معرفیش کردم و خیلی چیزا ازش یاد گرفتم. گوش بدید و لذت ببرید
این کتاب را چندسال پیش در یک بعداز ظهر آرام خوندم جالبترین قسمتش برای من این بود که زن به مرد میگه نباید خیلی کتاب خوند باید با اونها درهر لحظه زندگی کرد و قرار میزارند کتابهای مهم را بخونند و به جای بقیهاش زندگی کنند. نویسنده این کتاب کلا مخالف عادت کردن است حتی عادت به کتاب خوندن و به نظرش عادت سمی برای عشق در زندگیه
این داستان شدیدا سلیقهای هست. اگه دنبال هیجانید اگه دوست دارید یه سرنوشت جدید بشنوید اگه به شنیدن یه داستان عاشقانه که روحیاتتون رو طلتیف کنه هستید این داستان مناسب نیست. از ابتدا تا انتهای اتفاقات داستان رو میشه تو یک صحفه خلاصه کرد. هیچ حدف خاصی دنبال نمیشه. تکرار و تکرار رکن اساسی داستان هست. ولی گاهی جملات نابی میشنوی که تکونت میده داستان در واقع یه کلاس زندگی هست که قالب داستان گرفته ولی در حوصله اکثریت افراد نمیگنجه. من یک ماهه که دارم گوش میکنم نه دوست دارم کلا بزارمش کنار نه حوصله دارم تمومش کنم. در واقع داستان نیست مکتب عشق شناسیه
این کتاب پر از مفهوم و حقیقت عمیق زندگی و عشق در عین سادگی و شیوایی ست. متن لطیف آن با موزیک متن آرامش بخش و صدای گیرای آقای دهکردی بسیار شنیدنی و دلنشین بود. این اثر برای نفس تازه کردن بعد خوندن کتابهای ثقیل بسیار مناسبه. کتاب پر از تعابیر و تمثیلهای زیباست. راجع به اینکه چه طور بعد از رسیدن شور و هیجان عشق در طول زمان دچار روزمرگی و کهنگی و تیرگی و سکوت و عادت و خاطره میشه و چه طور باید نجاتش داد. و چه طور میشه زندگی رو ساده فقط زندگی کرد. من با شنیدن خیلی از پارت هاش بغضم ترکید و اشک ریختم.
مخاطب این کتاب خاص است. برای من حال و هوای سبلان و آذریها و گیله مردان و.... غریبه است و هیچ حس خاصی ایجاد نمیکند. حوصله من که سر رفت. ضمنا به نظرم یک جورایی خواننده را گول زده است. قرار بود کتاب عاشقانه باشد اما این کتاب از تم عاشقانهای که از دل هم بر نیامده بود استفاده کرده است تا حرفهای غیر عاشقانهاش را بزند. تنها آرامش این عاشقانه آرام در صدای گوینده بود، البته باز هم فقط از دید من.
توصیه میکنم دبیران ادبیات عاشق قبل از خواستگاری رسمی این کتاب صوتی زا پیشکش معشوق و خانواده اش کنند زیبا و عاشقانه و شاید کتاب سرگرم کننده شاید نباشد بلکه دقیقا یک حس عاشقانه خیلی آرام است انشا یک سلسله احساسات با کلمات است آب و تاب نویسنده برای توصیف این حس کشش کتاب است خوانش پیام دهکردی هم منطبق با نوع داستان است هرچند که اگر منطق نادر ابراهیمی را در نظر بگیرید که عادت را موجب مرض میداند شاید این خوانش با یک ریتم را که شنونده به آن عادت میکند را هم رد میکرد
یک عاشقانه آرام نوشته نادر ابراهیمی دارای چند مشخصه بسیار عالی میباشد: اولاً: نویسنده کاملاً مسلط به متن بوده و نوع کلمات و انتخاب واژهها به دقت و درستی صورت گرفته است.
ثانیاً: خوانش بسیار عالی جناب دهکردی در این زمینه مایه مباهات و عاشقانهتر شدن متنها و گفتارها میگردد به نحوی که تصور میکنید در آن اتمسفر قرار داشته و آنها را با گوشت و پوست خودتان لمس و درک میکنید. از کتابراه بسیار ممنون و سپاسگزارم
کتاب خوبیه، اما چند نکته: ۱) شنیدن کتاب صوتی تمرکز بالایی میخواد، هرکسی نمیتونه گوش بده، خودم هر قسمتو چندبار گوش میدم. ۲) نمیدونم چرا هربار ک از برنامه خارج و وارد میشم باید دوباره قسمتاشو دان کنم! چندبار اخه؟ حجم نت ادم بیخود تموم میشه برای همین ۴تا ستاره دادم. درکل بدک نیس خوبه که ادم تجربه یه بار شنیدن کتاب صوتی رو هم داشته باشه!
اما در مورد خود کتاب بگم که واقعا عالیه من دوسش داشتم💗👌
به نظرم «یک عاشقانهٔ آرام» از اون کتاباست که آدم آروم آروم می خونه، نه با عجله. عشق توی این کتاب شلوغ بازی نداره؛ ساده ست، عمیقه و خیلی واقعی. نادر ابراهیمی جوری از دوست داشتن می گه که آدم حس می کنه عشق یعنی موندن، فهمیدن و ساختن، نه فقط هیجان. بعد از خوندنش یه حس دنج و ملایم تو دلت می مونه، انگار یکی خیلی آروم باهات از عشق حرف زده باشه.
من اصلا با کارهای آقای نادر ابراهیمی کنار نمیام، یک خورده به نظرم ریتم کارهاشون تنده من نمیتونم خودمو تطبیق بدم ولی این خوب بود یعنی تقریبا میشه گفت عالی بود، فقط یک خورده عاشقانش زیادی غلیظ شد از نیمه دوم کتاب که خب اونم مقتضی ژانر کتابه، ولی میشه گفت خیلی بدم نبود سلیقه ایه، به کسی که ژانر عاشقانه دوست داره پیشنهاد میکنم.
معمولا بعد از هر چیز ناگوار، گوارایی میشوید و پیبرد به قول معروف که خیلی هم دلنشین و خوب است.
اما چاره شسته شدن و برده شدن خوشی ناشی از مطالعه "دال دوست داشتن" توسط این "اوهام (عاشقانه) مالیخولیایی سیاست زده و نا آرام"، باید به چه چیز پناه برد؟ شاید باید نویسنده از موجد اصلی این توهم انبوه، به خواننده هم تعارف کند.
فضا و نثر پیچیده به نظر شخصی من مناسب یک رمان اون هم با این حجم نیست. البته این دیدگاه شخصی منه. چون از فضای رمان انتظار دارم که خواننده رو در خودش غرق کنه و ببره به دنیای زیبای رمان. متن سقیل این رمان مانع از خیال پردازی من میشه برای همین نپسندیدم. ولی اگر با نگاه ادبی ببینیم بسیار متن ادبی زیبایی داره. مثل اینه که یکمنظومهی زیبای شعر رو میخونیم.
خیلی کتاب جالبی بود، داستان در رابطه با زندگی یک زن و مرد در دهه ۶۰ بود و ارتباط و گفتوگوهای بینشون و مدیریت زندگیشون. ازون کتابها که هر لحظه و هرجملهاش قابل تامل بود بنظر من. درحدی که واقعا بنظرم یکبار خوندش کمه. ممنون از کتابراه بابت قرار دادن این کتاب بصورت صوتی و اجرای خوب اقای دهکردی عزیز
داستان کسل کننده هست که ۹۰ درصد جملات تعریفی از عشق هستن. داستان اشنا شدن و ازدواج یک مرد گیلکی و یک زن آذری که سیاسی هستن و چندباری دستگیر شدن و چند بار محل زندگیشان را عوض کردن. خلاصهی داستان این هست و بین همین چند خط داستان پر از گفتگو بین این زوج در مورد عشق. در کل ارزش وقت گذاشتن نداشت
نادر ابراهیمی با این کتاب دنیایی خلق کرده فراتر از کلمات و قسمتی که ما با خواندن میبینیم. کتابی که هیچ وقت تکراری نمیشود و هدفش نه گفتن یک داستان، بلکه انتقال سبکی از تفکر و زندگی است که آدم را در خودش غرق میکند... زیبا، واقعی، تا مغز استخوان سیراب شده از فرهنگ ایرانی اسلامی!
فن بیان و صدای گوینده زیبایی کتاب رو دو چندان کرد، بسیار لذت بردم از نگاه نویسنده به زندگی و عشق، بسیار عمیق و البته کاربردی..
به نظرم بعضی از دوستان کم لطفی کردن نسبت به این کتاب و احتمالا دنبال یه داستان عاشقانهی تینیجری بودن و صرفا از رو عنوان کتاب رو خریداری کردن
من زیاد دوستش نداشتم، نویسنده یه درسی از زندگی رو از اول تا آخر کتاب در قالب موقعیتهای متفاوت داره بازگو میکنه، و به جز چند جا فراز و نشیب چندانی نداره، دقیقا مثل اسم کتاب، عاشقانهای آرامه آرام
صدای گوینده فقط ترغیبم کرد تا آخر گوش بدم همین،
این کتاب عالی بود واقعا مثل یه تراپی روح آدم و نوازش میده کلمات سیقل خورده لحظات شیرین زندگی و به زیبایی وصف میکنه ای کاش زودتر خونده بودم صدای زیبای گوینده که دل نشینی لین کتاب و صد چندان کرده زنده باد عشق که معنای واقعی جهان
کتاب زیبا و متفاوتی بود سبکی جدید برای من که همیشه رمانهای ساده و روان رو شنیده یا مطالعه کرده بودم برای استفاده و آشنایی با این سبک و اگر علاقه دارید دایره لغاتتان بالاتر از چیزی که هستید باشد حتما این کتاب رو گوش کنید
استاد نادر ابراهیمی در نویسندگی چیره دست و قابل اتکاست.
اما نوع داستان و نیاز امروز جامعه بیشتر به مفاهیم انتزاعی و وصفیی نیازمند است که خواننده را سخت به خود مشغول دارد.
کتاب یک عاشقانهی ساده. ساده و روان عشق بازی را ترجمه کرده است.
اینکه امتیاز بالایی داشت و رقیب کتاب بامداد خمار بود ترغیب شدم که از امتیازام استفاده کنم و با تخفیف بخرمش
ولی حالا متاسفم که امتیازمو هدر دادم
بیشتر سیاسی بود تا عاشقانه ۳امتیازی هم که دادم بابت زیبایی صدا وروایت راوی بود
با اینکه غمناک بود اما بسیار جالب بود. من این کتاب رو توی رفت و آمد توی ماشین گوش میکردم توی مسیر کارم و همش همزاد پنداری میکردم و تصمیم میگرفتم که برای خانواده همسر و پدری بهتر باشم. این یعنی تاثیر درست کتاب روی آدم.
خیلی کلیشهای بود و جملات تکراری بسیار استفاده شده بود... جذابیتی برام نداشت که تا آخر دنبالش کنم... نسبت به تعریفاتی که ازش شنیده بودم داستان ضعیف بود و موضوع جذاب و گیرایی نداشت... فکر میکردم بهتر باشه
نمیدونم اونقدر ک تعریف میکردن برام جذاب نبود! گفت و گوهای پیچیده و عمیقی داشت و البته جای فکر هم داشت.. ولی داستان دیگه خیلی آراااام بود و یک سو یه از طرف یک راوی فقط!
تنها کتابی که از نادر ابراهیمی بارها و بارها خوندم، این کتاب هست و از خوندن جملات قشنگ و شیرینی که داره خسته نمیشم. این کتاب در سه قسمت نوشته شده و درسهایی درباره زندگی ارائه میکنه که ارزشمند هستند.
من این کتاب رو در ابتدای هر روز، در مسیر گوش میدادم و حس زیبا و لطیف و دلنشین و آرامش بخشاش تا پایان روز همراهم بود:) "هیچ قلهای آخرین قله نیست راه بهتر از منزلگاه است، برویم بیآن که به رسیدن بیاندیشیم... "
من هیچوقت نتونستم این کتاب رو کامل بخونم. ولی با لذت به این خوانش صحیح گوش کردم و چقدر قابل تامل بود. کلی دیدگاه جدید بهمون میده برای زندگی. عین واقعیت بود. خیلی ملموس. انگار زندگینامه بود.
این کتاب رو به پیشنهاد دیگران شروع کردم اما متاسفانه انقدر اروم پیش رفت و تعریفها زیاد بود که ادامه ندادم مثلا یک مکالمه بین دو نفر مدت زیادی طول میکشه و ادم خسته میشه و من نتونستم ادامه بدم
کتاب باید لمس بشهباید رنگ و بوی شمال و آذری بیاد توی ذهن ادماین کتاب برای من یک هدیه بود و این روز ها خیلی خیلی حالم رو خوب میکرد به نظرم میتونه حتی راهنمای خوبی باسه واسه عاشق هاهمیشه عاشق باشید😍
بسیار جملات تکراری و خسته کننده. من حتی نتونستم تا آخر گوش بدم. هیچ جذابیتی که بشه داستان رو دنبال کرد وجود نداره. کل داستان رو که میشه در دو صفحه گفته بشه فقط با کلمات تکراری ادامه داده
اگر به دنبال داستانی روان و سرگرم کننده هستید این کتاب رو خریداری نکنید، چون که خیلی خسته کننده و پیچیدست، باید دقت و تمرکز بالایی داشته باشید تا بفهمید چی میگه، خلاصه گول اسمش و نخورید...
نادر ابراهیمی به نظر من کاری جز عاشقانه نوشتن توی این دنیا نباید داشته باشه. اونقدر عاشقانه نوشتن هاش قشنگه که میشه هرزمان که حالت خوب نیست کتاب هاشو بخونی که حالتو خوب کنه
با سلام. دوبار کتاب را خواندم. نثر زیبا و شیوا ولی گاهی ثقیل که علیرغم چندین بار گوش کردن برخی قسمتها بازهم برایم نامفهوم بود. اما در کل بسیار لذت بخش و آرام. بخصوص با صدای گرم و هنرپیشه
گونه پیام دهکردی
این کتاب رو به ادبیات دان ها پیشنهاد میدم چون این کتاب پر از تمثیلهای ادبی و عاشقانه هست. به نظر من این پراز مثالهای ریز و جذاب زندگی است که عشق را به این عنوان توصیف کرده.
به نظر من نثر کتاب زیادی قلنبه سلنبه هست، میشد حرف کتابو راحتترم بیان کرد، گرچه گوینده انقدر حرفهای و توانمند هستن که کتاب رو بسیار قابل فهم بیان میکنن اما در کل دوسش نداشتم
این کتاب بسیارزیباست. برای کسی که عشق رابفهمد وبخواهدعاشقانه زندگی کند. بارهاآنراخواندم وهربارلذتی جدید. مخصوصا نثرزیبایی که داشت وگویندگیبسیارعالی. متشکرم.
برای خوندن این کتاب مثل اسمش باید آروم و صبور باشید و از سکوت زمان لذت ببرید! خیلی لذت بردم، موقع شنیدن قلبم به تپش و درد گرفتن میافتاد واقعا عجیب بود!
بسیار زیبا و ارامش بخشه دیشب باهاش خیلی اشک ریختم برای عشق برای لحظاتی که عاشق شدم برای زندگی خودم برای کساییکه برا من از خود گذشتگی کردن.... واقعا ارزش شنیدن رو داره
صدبار بخونیمش... در رابطه هستیم در رابطه نیستیم بخونیم این کتاب فوق العاده رو... بخونیم تا یک عاشقانه آرام رو توی زندگی تجربه کنیم.
یک عاشقانه خیلی خیلی آرام
از شنیدن این کتاب صوتی بسیار بسیار لذت بردم هم نویسنده احساساتش با کلمات سحرانگیر به زیبایی بیان نموده دکلمه زیبای مجری شورانگیزی این اثر را دوچندان کرده بود