گچ پژ- عصفوریههای محسن رضوانی
اولا بگم که من معنی عصفوریه را چندین جا جست و جو کردم و معنی روشنی نرسیدم، در بهترین حالت کلمه عصفور را پیدا کردم که معنیش را همه تون میدونید. شاید این هم جزو کلمات قصار و طنزی است که آقای رضوانی ابداع نمودهاند.
کتاب یک طنز انتقادی و اجتماعی و گاها سیاسی است که بعضی جاها طوری کنایه آمیز و تلویحی است که اگر پیش زمینه قبلی از موضوع نداشته باشین ممکنه اصلا متوجه نشین.
طنازی جالبی داشت، نویسنده واژهها و اصطلاحات رو به خوبی میشناخت و ازشون به خوبی استفاده کرده بود. نامهها در مورد عصر حاضر بود ولی ادبیات و اصطلاحات قدیمی حس گذشته رو منتقل میکرد و این تضاد جالب و شیرین بود. انگار که یکی از گذشته به امروز اومده باشه.
زمان نامههای خطاب به شازده یکم نامرتب بود. اولش از کار کردن گفته بعد از دبیرستان! شاید هم نباید دنبال زمان و قصه خاصی در نامهها به شازده میگشتم ولی همهاش امیدوار بودم بدونم آخر و عاقبت ماجرا چی شد! و مایوس شدم وقتی آخرین نامه، بی ربط به شازده بود.
در مجموع طنز فاخر با محتوای اجتماعی جالبی بود و ارزش یک ساعت وقت گذاشتن رو داشت.
ممنون از کتابراه و اهمیتی که به نقد و نظرات خوانندگان میده و برای آنها امتیاز و تخفیف در نظر میگیره.
عصفوریه، به معنی گنجشک یا هر پرندهای در حد و اندازه گنجشک و کوچکتر، به نظر بنده به کوتاهی یادداشتها اشاره داره و شاید به پریدن از آین شاخه به آن شاخه، همان طور که نویسنده در قسمت ۲۴ توصیه میکند که در شغل از شاخه به آن شاخه نکن و جالب یادآوری میکند که با ورزش و قهرمانی در بوکس هم میتوان به شورای شهر بلدیه راه پیدا کرد به آن شرط که پزنده باشی نه پرنده، پزنده سیرابی راهم میتواند مربا کند، شیرین کند، شیرین شدن، خود شیرینی توصیه ایست به هر حال، جالب است در کنار هم قرار گرفتن واژگان ادوار پیشین و عصر حاضر، روایت هم بسیار عالی است آقای باقری به نحو احسن اجرا کرده اند، در آخر عرض کنم که انتخاب و استفاده از موسیقی به جا و مناسب اتفاق افتاده و لذت شنیدن کتاب رو دو چندان کرده.
در ابتدا فکر کردم مثل بابا لنگ دراز همه نامهها برای یک نفر نوشته شده بعد متوجه شدم هر کدام نقل داستانی سوا دارد.... بعضیها بسار دلچسب بود بعضی نه اما در مجموع شکل روایت و نوع نگاه نوینده زیبا بود فقط بدی ان مشخص نشدن نویسنده در ابتدای هر نامه یا قصه بود که درک را در ابتدا مشکل میکرد... ولی بسیار ممنون و تشکر از زحماتتان
کتاب عالی شاید بارها گوش دادمش و بازم میخوام گوش بدم تعابیر نو داره و البته بسیار دوست داشتنی از زمره کتابهای مورد علاقه من شد گاهی فکر میکنم اینهمه موضوعات چگونه به ذهن نویسنده رسیده اصلا
گوینده عالی
ولی موسیقی بلندی که پخش میشد به نظرم از کیفیت اون خیلی کاسته
یکی از بهترین کتابهایی که در چند ماه گذشته شنیده یا خونده ام... خدا خیرت بده برادر... صدای گرم گوینده حال و هوای بسیار لطیفی به کتاب داده بود... خدا قوّت به همگی... و امّا قسمت آخر داستان، شاهکار کتاب بود... ما رو به پدرمان، علی علیه السلام ببخش... احسنت...
کتاب خیلی خوبی است و طنزهای بسیار جالبی دارد ولی صدای موزیک به عنوان زمینه , خیلی صدا بلنده, و مانع میشه که آدم بتونه به روایت گوش بده, و صدای بلند موزیک بشدت گوش را میازارد.
اولا بگم که من معنی عصفوریه را چندین جا جست و جو کردم و معنی روشنی نرسیدم، در بهترین حالت کلمه عصفور را پیدا کردم که معنیش را همه تون میدونید. شاید این هم جزو کلمات قصار و طنزی است که آقای رضوانی ابداع نمودهاند.
کتاب یک طنز انتقادی و اجتماعی و گاها سیاسی است که بعضی جاها طوری کنایه آمیز و تلویحی است که اگر پیش زمینه قبلی از موضوع نداشته باشین ممکنه اصلا متوجه نشین.
طنازی جالبی داشت، نویسنده واژهها و اصطلاحات رو به خوبی میشناخت و ازشون به خوبی استفاده کرده بود. نامهها در مورد عصر حاضر بود ولی ادبیات و اصطلاحات قدیمی حس گذشته رو منتقل میکرد و این تضاد جالب و شیرین بود. انگار که یکی از گذشته به امروز اومده باشه.
زمان نامههای خطاب به شازده یکم نامرتب بود. اولش از کار کردن گفته بعد از دبیرستان! شاید هم نباید دنبال زمان و قصه خاصی در نامهها به شازده میگشتم ولی همهاش امیدوار بودم بدونم آخر و عاقبت ماجرا چی شد! و مایوس شدم وقتی آخرین نامه، بی ربط به شازده بود.
در مجموع طنز فاخر با محتوای اجتماعی جالبی بود و ارزش یک ساعت وقت گذاشتن رو داشت.
ممنون از کتابراه و اهمیتی که به نقد و نظرات خوانندگان میده و برای آنها امتیاز و تخفیف در نظر میگیره.