همه قربانی صادق بودند. امان از قدرت داشتن بعضی آدمها ولی از گل بانو توقع یک بازی خوب برای انتهای کتاب داشتم خیلی نسبت به حنیف منفعل بود. حتی دلم برای ابراهیم هم سوخت و به قول خود گل بانو لعنت به فقر.
درمورد روایت هم به نظرم قسمتهای سعید و رهامی و صالح و صادق باید باید با صدای آقا میبود. قلم خانم سلیمانی دوست دارم. انگار با قهرمان داستان در همان کرمان یا گوران یا بافت یا شمس آباد هستم
کتاب خوبی بود که ارزش خوندن رو داشت، ابتدای داستان دوران جوانی بانو به خوبی بسط و گسترش پیدا کرده و پرداخته شده بود ولی انتهای داستان به سرعت در سه فصل جمع و جور شده شایدپردازش بیشتر انتهای داستان به جذابتر شدن آن کمک میکرد
ابتدا تا اواسط داستان خیلی عالی و جذاب و سوژه داستان هم عالی ولی انتهای داستان ضعیف میشه واقعا حیف دو بار خواندم تا سر در بیارم. خوانش هم خوب بود. درهرصورت پیشنهاد میکنم و اطلاعات خوبی هم میده.
درمورد روایت هم به نظرم قسمتهای سعید و رهامی و صالح و صادق باید باید با صدای آقا میبود. قلم خانم سلیمانی دوست دارم. انگار با قهرمان داستان در همان کرمان یا گوران یا بافت یا شمس آباد هستم