دوستان میفرمایند چند بار گوش کردیم و متوجه نشدیم حسن کچل چطور پولدار شد!!! دقیقا چی رو گوش کردی دوست عزیز؟ بچه ۵ ساله هم متوجه شد که حسن با شکست دادن سلطان دیوها با هوش و ذکاوتش تونست قصر و ثروت دیو رو تصاحب کنه. لطفا قبل از درج نظر کمی فکرتون رو بکار بندازین!!😶
داستات یه پسر تنبل و کچل به نام حسنه که با مادربزرگش زندگی میکنه و اون جز خوردن و خوابیدن کاری نمیکنه تو خونه
مادربزرگش از دست حسن خسته میشه یه روز یه تعداد سبب میچینه با فاصله تا حسن بخاطر خوردن سیبها دنبال اونا راه بیوفته و از خونه بره بیرون
وقتی میره بیرون مادربزرگ درشو میبنده بهش یه تخم مرغ و ارد و آب میده تو یه خورجین و میگه برو دنبال یه کاری
اونم مجبور میشه بره و به یه دیو برخورد میکنه و باهلش مسابقه میده و دیو یه سنگو خرد میکنه با دست و حسنم آردو از کیف میپاشه مثلا سنگو خرد کرده و بعد دیو سنگیو تا دورها پرت میکنه و حسن گنجشکی که تو راه لای شاخهها گیرکرده رو تو کیفش گذاشته بود بجای سنگ پرتاب میکنه و گنجشک تا دورها پرواز میکنه و دیو تصور میکنه حسن خیلی قدرتمنده و فرار میکنه بعد حسن به یه قصر میرسه که برای شاه دیوهاست و با اونم مسابقه میده و برنده میشه و با هوش و ذکاوتش صاحب قصر پر از جواهرات میشه و میره و مادربزرگشم به اون قصر میاره و با هم به خوشی زندگی میکنن.
داستان در مورد پسر تنبل به نام حسن کچل بود که می خورد و می خوابید و کار نمی کرد مادرش با یک ترفند او را از خانه خارج کرد که برود کار کند و پول در بیاورد حسن کچل با بقچه ای که به همراه داشت راه افتاد و در بیابان به یک دیو رسید دیو گفت تو کی هستی و حسن کچل گفت من شیطان هستم دیو یک سنگ را برداشت و پودر کرد حسن کچل نیز از بقچه یک آرد را برداشت و تظاهر کرد که یک سنگ را پودر کرده است دیو یک سنگ را برداشت و به دورترین نقطه پرتاب کرد حسن کچل نیز گنجشکی را که در بقچه اش بود برداشت و تظاهر کرد که آن سنگ است و به دورترین نقطه پرتاب کرد گنجشک ا جایی که می توانست پرواز کرد و ناپدید شد دیو بسیار تعجب کرد و فرار کرد حسن کچل به قلعه بزرگی که در آن یک قصر بود رسید ر آن جا پادشاه دیوها زندگی می کردند پادشاه دیوها گفت تو کیستی پادشاه دیوها نیز همان کارهایی را که دیو قبلی انجام داد تکرار کرد و حسن کچل نیز رویش را کم کرد پادشاه دیوها گفت من می توانم بلند نعره بزنم و یک نعره بلند کشید حسن کچلی با شیپورش یک نعره بلند زد پادشاه دیوها فرار کرد و قصر خالی شد حسن کچل پادشاه آن جا شد مادرش را نیز به آن جا آورد و بسیار ثروتمند شد مادرش نیز برای او یک زن گرفت و آن ها تا سال های سال با خوبی و خوشی زندگی کردند
مهدی رضایی داستان حسن کچل را با ذهنیت خودش این بار به عنوان یک داستان حکمت آموز در این کتاب به خوبی عنوان می کند. پولدارشدن حسن آقا برای آن دوره به این طریقی که داستان حکایت کرد، بیشتر میسر بود تا اکنون. حسن کچل را ول کردند توی خیابان دنبال کار؟! الان توی رختخواب هم می شود کسب درآمد کرد. به نظرتان متفاوت نیست؟! داستان سرگرم کننده و به روز شده است و این مزیت نسبی است که در زندگی روزمره خود اهمیت دارد و وظایف خلاقانه و تحریری با این حال حاضر در این کتاب به دست آورد. مهدی رضایی داستان حسن کچل را با ما و شما به عنوان نمادی از این کار جدید نوشته است و در داستان هایی که با داستان سرایی همراه باشد و کشش برای خوانش کتاب دارد اما سوژه برای کودک دلبند شما را متمایز می کند و این کتاب به خوبی هم عنوان می کند و هم زیاد به اشتراک می گذارند که به تفکر نویسنده کتاب بیان شده است.
قصهی حسن کچل قصهی زیبا و جذابی است دربارهی پسری به نام حسن که خیلی تنبل است و صبح تا شب فقط میخوابد تا اینکه بالاخره مادرش با ترفندی او را از خانه بیرون میکند تا برود کار کند حسن پسر باهوشی است و وقتی به دیو میرسد با استفاده از هوشش اورا فراری میدهد و سپس به قلعهای میرسد که در آن پادشاه دیوها زندگی میکند در اینجا هم با استفاده از هوش سرشارش باعث فرار پادشاه میشود و قصر با تمام طلاها و چیزهای دیگری که دارد به دست حسن میافتد سپس حسن مادرش را هم به قصر میآورد و با هم در قصر زندگی میکنند و پس از مدتی هم حسن را زن میدهد و قصه با خوبی و خوشی پایان میابد. قصهای زیبا و ساده با ماجراهایی آموزنده و پایانی خوش برای کودکان.
با تشکر از کتابراه و کانون فرهنگی چوک برای تهیهی این قصهی زیبا.
همه چیز کتاب عالی بود، راوی و صداگذاریها بسیار جذاب بود. شخصیت پردازیها عالی... برای فرزندم که گذاشتم خیلی با دقت و علاقه گوش داد و در انتها ازم خواست تا دوباره براش پخش کنم... یک نوستالژی بسیار آموزنده. حسن کچل مظهر تنبلی در ادبیات کودکانه. البته این داستان اشارهی خیلی خوبی به هوش جهت حل مسئله دارد. یعنی در مواقعی که حسن به دردسر میافتد با هوش خوبی که دارد خودش را نجات میدهد.... به شخصه این جنبه از حسن کچل را نشنیده بودم. برای کودکان خیلی میتونه آموزنده باشه، چون یه قصهی کوتاه افسانهای که قصد داره به خوانندگان و شنوندگان این پیام رو برسونه که اگر باهوش باشید و قدر فرصتها رو بدونید خیلی زودتر به مقصد آرزوها و خواسته هاتون میرسید.
واقعا داستانهای قدیمی ما پارسی زبانها پر از ظرافت و زیباییه. شما توی همین داستان بسیار کوتاه خیلی چیزها یاد میگیرید. مثلا توی اول داستان تدبیر مادر حسن در بیرون فرستادن حسن بصورت پله پله. دوم درایت و هوشمندی و توجه حسن به وقایع پیش رو. سوم شجاعت و بردباری حسن در روبرو شدن با پادشاه غولها. چهارم بدنبال مادر رفتن حسن و نگهداری از مادر و احترام به او. پنجم ازدواج حسن خدایی چقدر کوتاه و آموزنده سپاس از کتابراه
داستان خیلی عالی بود. از این جهت جز داستانهای فولکلوریک بود که کار خیلی خوبی بود و یادآوری اون داستانها برای همهی ما ایرانی هاست. و مقدمهی خیلی خوبی داره که به طور موجز معرفیش میکنه همچنین نویسنده رو هم معرفی میکنه. دوم اینکه روایتگری، صداپردازی و صداگذاری خیلی خوبی داره که امکان تصویرگری فضا رو با صدا بدون تصویر به آدم میده. و از همه مهمتر اینکه مضمون داستان به طور غیر مستقیم دوری از تنبلی و فکر کردن و حل مسئله رو در زمان مشکلات در عین آرامش به بچهها آموزش میده. کاش روایتگری داستانهای اصیل اینچنینی ایرانی تکرار بشه
کودکی تنها خاطرهای که تمامش شیرینه مهم نیست چی شده چه اتفاقی افتاده تلخترین خاطرات کودکی بعد از گذر زمان شیرین هستن امیدوارم این داستانها هیچوقت از خاطر مردم پاک نشه متاسفانه الان گوشیها دست بچهها باعث جدایی اونها از دنیای قصهها شده امیدوارم ازین کتابها مخصوصا صوتی همیشه توی کتابراه به چشم همه بخوره
با تشکر از همهی دست اندر کاران عزیز
باتشکر از کتابراه و کانون فرهنگی چوڪ بخاطر این کتاب زیبا و دوست داشتنی حسن کچل که پر از درس زندگی هستش درباره ی پسری تنبل هستش بنام حسن کچل، که جزء خوردن و خوابیدن کاری انجام نمیده، مادرش تصمیم میگیری که با ترفندی اونو از خونه بیرون ڪنه تا بره دنبال ڪار، خلاصه با گذاشتن سیب از کتار تختخواب تا داخل کوچه حسن کچل رو بیرون میکنه، حسن ڪچل با هوش سرشاری که داشت پادشاه دیوها رو شکست میده و فراریش میده بعد خودش قلعه و قصر دیو رو تصرف میکنه با ثروت زیادی که به دست اورد با مادرش زندگی کردند و مادرش براش همسری اختیار کرد و تا اخر عمر به خوبی و خوشی زندگی کردند
این داستان می تونه علاوه بر اینکه یک قصه ی کودکانه باشه، یک داستان نمادین برای بزرگسالان هم باشه، غول نماد مشکلات زندگی، پیرزن نماد تکیه گاه هایی نه چندان محکم که به آن تکیه کرده ایم، سیب نماد لذت های زودگذری یا تله هایی است که در زندگی با آنان مواجه می شویم⏺و از این داستان در می یابیم در زندگی نباید کامل بود گاهی فقط داشتن اعتماد به نفس برای مقابله با خیلی از مشکلات و رقبا کافی است و گاهی در پس بیرون آمدن از نقطه ی امن زندگی فرصت های ارزشمندی نهفته هست برای دگرگون کردن زندگی 🅾️
فکرکنم برای بچههای کوچیک زود باشه که اینو گوش کنن وکلی سؤال براشون پیش میاد، من خودم داستانهای فولکلوریکو خیای دوست دارم ولی نمیدونم برای نوههای من که اینقدر راجع به هرچی براشون تازه است سؤال میکنن چی پیش میاد که به این گوش کنن، ولی خودم کلی لذت بردم، ممنون از شما چون این داسنانها نباید فراموش شوند
داستانی زیبا و تخیلی در مورد پسری تنبلی نام حسن کچل است که با مادرش زندگی میکند. او هیچ کاری انجام نمیده و فقط میخورد ومیخوابد مادرش او را با هرترفندی که بوداز خانه به بیرون میکشدتا برود و کارکند حسن کچل بقچه خود را برمیدارو راهی بیابان میشوددرانجا با یک دیوو پادشاه دیوها روبه رومیشود. حسن باهوش و زکاوتش پادشاه دیوها را شکست واورافراری میدهدوخودش صاحب قصر و طلاهای دیو میشود و ثروتمند پیش مادرش برمیگردد. ممنون ازبرنامه خوب کتابراه
داستان حسن کچل نه تنها برای کودکان جالبه بلکه برای بزرگسالان هم جذاب و شنیدنی است داستان پسری تنبل که فقط خونه است و تن بکار نمیده ولی مادرش با زیرکی و هوشمندی مجبورش میکنه از خونه بیرون بره در طول مسیر هر چیز کوچک پیش پا افتاده رو برمی داره که بعد توسط زیرکی و عقل و هوش از آنها استفاده میکنه و میتونی بر دیوها پیروز بشه و صاحب ثروت و زندگی خوب بشه برای کودکان جالب و آموزنده هست که از فکر و هوششون در وقتهای مناسب استفاده کنند
قصه حسن کچل را از بچگی شنیده بودم، گرچه جور دیگر و هیچوقت به مفهوم اصلی داستان مثل امروز توجه نکرده بودم. این داستان نه تنها برای کودکان، بلکه برای بزرگسالان نیز میتواند بسیار مفید و آموزنده باشد. نهی تنبلی به عنوان عادتی ناپسند و همچنین شجاعت داشتن در زمان سختی و به کارگیری هوش برای حل مشکلات در زندگی روزمره از نکات مفید این داستان است. حالت خاص حرف زدن حسن کچل هم خیلی جالب بود و به این کاراکتر میآمد.
بسیار عالی صداگذاریها بسیار جذاب بود. شخصیت پردازیها عالی... برای فرزندم که گذاشتم خیلی با دقت و علاقه گوش داد و در انتها ازم خواست تا دوباره براش پخش کنم... یک نوستالژی بسیار آموزنده. حسن کچل مظهر تنبلی در ادبیات کودکانه. البته این داستان اشارهی خیلی خوبی به هوش جهت حل مسئله دارد. یعنی در مواقعی که حسن به دردسر میافتد با هوش خوبی که دارد خودش را نجات میدهد.... به شخصه این جنبه از حسن کچل را نشنیده بودم
قصه ی جالبی بود در مورد پسر تنبلی که اصلا از خانه بیرون نمیرفت و با ترفند مادرش راهی کسب روزی شد و در این راه با ماجراهایی روبه رو شد..برداشت من از این داستان این بود که با تمام هوش ذکاوتی که ادم داره اگه از جاش بلند نشه و شروع به کاری نکنه هیییچ اتفاقی نمیفته و چیزی بدست نمیاره و در مقابل اگر ادم تلاش کنه روزگار ابزار و اتفاقاتی رو به سمت ادم میاره که در جهت موفق شدن یاری کنندست
داستان حسن کچل معروف با گویندگی خوب ولی همیشه از بچگی فکر میکردم حسن کچل چطور چند تا سیب رو همزمان پشت هم میخوره تا از در خونه بره بیرون 😁ما که با یه سیب سیر میشیم دیگه عمرا سراغ سیب دوم بریم بهتره که نوع میوه رو تغییر بدن مثلا از سیب به انجیر تغییر بدن که حداقل بشه چند تا خورد خدایی سیب آخه؟ ولی حسن کچل داستانیه که به هر حال همه دوست دارن دیگه ومنم همینطور
داستان خیلی عالی بود
جوری روایت شد که بچهها به راحتی داستان رو لمس میکنند و درک میکنند
در عین حال با زبان کودکانه
بسیار صوت عالی و جذابی داشت جوری بچه من چندین بار گوش کرده و صدای راوی رو بسیار دوست دارد
محتوی داستان هم که از لحاظ معنایی جایگاه خود رادارد
داستان به طور زیرکانه مهارت زندگی رو به بچهها آموزش میده به نظر من سیبها هدف گذاریهای کوتاه مدت، استفاده از عقل و ذکاوت بجای زور و بازو در برخورد با موانع
تقریبا مث بازیهای رایانهای این روزهای بچهها عالی بود
عالی عالی عالیییییییی
ممنون از کانون فرهنگی چوک با این صداگذاری دلنشین و متناسب، با صدای حسن کچل خیلی خندیدم😂 و توصیف راوی و باقی صداگذاران نیز عالی بود.
قبلا کتاب صوتیهای کانون فرهنگی چوک کمی خشک بودند اما الان با شنیدن این واقعا خوشحال شدم و حتما کارهاتون رو دنبال میکنم.
با سلام و ادب و احترام این سایت بسیار کار زیبایی است خداوند برکت این توسعهی دانش و فرهنگ را در زندگی شخصی تک تک همکاران کتابراه جاری کند و راه شما را به سعادت و خوشبختی و ثروت باز نماید. /
معلوم نیست حسن که اینقدر زرنگ و باهوش بوده که رییس دیوا رو گول بزنه و شکست بده چطور گول سیبای ننش رو خورده و از خونه بیرون شده. بعدش چطور تنبلی بوده که هر چی میدیده برمیداشته میزاشته تو کوله اش؟ خصوصیات اخلاقیش با هم متناقضه در کل قصه به درد همون بچه های اینترنت ندیده دوره خودش میخوره.
لحن راوی و صدا پیشه ها مورد علاقه بچه ها بود و هوش و شیطنتهای حسن کچل با لحن شاد و کودکانه، هم ترس بچه ها رو از دیو و ناشناخته های ترسناک میریزه و هم دیدشون رو برای استفاده خلاق از موقعیتها و امکانات معمولی برای حل چالشهاشون، وسعت میبخشه و با پایان خوبش حس رضایت و خوشحالی بهشون میده🤗
حسن کچل داستانیه که همه ی ما یک بار اون رو شنیدیم و حالا می تونیم با صدای گویندگان اون رو به بچه ها جذاب تر هم نشون بدیم! حسن کچل داستانی از پسریه که تصمیم به تغییر رو گرفته ولی هنوز جایگاه پازل تقدیرش رو پیدا نکرده. جنبه ی طنز ماجرا داستان رو جالب تر هم می کنه. بچه ها بشنون که خالی از لطف نیست!
با سلام، یک کتاب بسیار زیبا و جالب با زبانی کودکانه و شیرین، با این حال من روایتهای این کتاب را قبلا در کتاب جک غول کش خوانده بودم و اتفاقا داستان حسن کچل و مبارزهاش با سلطان ظالم را در مجله کیهان بچهها به شکل دیگری مطالعه کرده بودم، نمیدانم کدام درست است. موفق و پیروز باشید.
این داستای قدیمی و زیبای فارسی را دوران بچگی شنیده بودم، الان وقتی شنیدم دوباره لذت بردم. متن داستان کاملا روان بود که برای بچهها خیلی مناسبه، صدای گویندگان داستان هم رسا و شیواست. داستانهای کهن پارسی پر از نکات ظریف و آموزنده هستند و کودکان با شنیدن آنها مطالب مفیدی را یاد میگیرند.
در کودکی این قصه را شنیده بودم و حالا بعد از سالها شنیدن دوباره این قصه حس و حال خوبی بهم داد. قصهای در باره اهمیت درایت و خلاقیت؛ اینکه هوش قویتره از زور بازو؛ اینکه انسان میتونه دیو رو شکست بده حتی اگه روزگاری تنبل بوده. همیشه برای تغییر فرصت هست و میتونیم از چیزی که بودیم بهتر بشیم.
با سلام من همراه پسرم این داستان رو شنیدم صداها ب هیچ عنوان مناسب نبودند، پایان داستان با ازدواج حسن بود که باز هم مناسب سن بچهها نیست اینگونه داستانها که داخلی هستند نباید دور از نکات ریز روانشناسی کودک باشه متاسفم ولی من اصلا خوشم نیومد و از دانلودش پشیمان شدم تشکر از کتابراه
اصلا کل داستان رو عوص کردید پس چلگیس و عشق پاک کجاست این حسن کچل قلابی مثل دولت بود مال نظام قبل رو هاپولی میکرد و میرفت با فک وفامیلش میشست جای نفر قبل و آب از آب تکون نمیخورد🤣🤣🤣🤣
حتما لازمه والدین در کنار فرزندانشان باشند وقت شنیدن این قصه چون بیشتر ماجراجویی های قهرمان داستان دروغ گفتن و لاف زدن هست بهتره روی تلاش حسن و حرکت کردن برای موفقیتش و نترسیدنش مانور بدن و البته اینکه دروغ گفتن بد هست هرچند آخر داستان دروغ گفتن باعث موفقیت حسن میشود😅
داستان حسن کچلی رو میگه که انقدر تنبل بوده مادرش از دستش کلافه میشه با نقشه ای اون رو از خونه بیرون میکنه و فقط چند تکه وسیله به اون میده حسن کچلم راه میوفته میره و تو راهش با کسایی رو به رو میشه که با کمک همون وسیله ها فریبشون میده و میتونه کاخ و ثروت کلونی بدست بیاره
این کتاب چه از نظر متن و چه از نظر شیوه گفتار انقدر حرفه ای هست که دختر چهار ساله من عاشق این داستان شده و هر شب با این قصه خواب میره من هم به عنوان یک مادر واقعا داستان این کتاب رو دوست داشتم و با دختر گوش میدیم و درمورد شخصیت ها و اتفاق های داستان باهم صحبت میکنیم
کتابهای آقای جمالزاده از گوشنواز ترین داستان هاست چون به زبان عامیانه است چهار ستاره بخاطر داستان و یک ستاره بخاطر خود آقای جمالزاده دادم این هم بگم که کتابهای عامیانه کودک و بزرگسال ندارن چون همه ما کودکی رو تجربه کردیم ولی گوینده صدای حسن کچل رو خیلی متفاوت اجرا کرده بود
من این کتاب صوتی رو برای دو تا بچه هام دانلود کردم و به صورت صوتی گوش میکنند بسیار این داستان رو دوست دارند و علاقه نشون میدن به خاطر اینکه جز داستانهای قدیمی و زیبای کشورمون هست، ممنون از کتابراه🙏🏻
با سلام خدمت شما وتبریک سال نو خدمت شما وهمکاران محترمتان که همچین ایدههایی راطرح واجرا میکنید تا کودکان ونوجوانان رابیشتر به کتاب خوانی مرغوب میکنید اجرتان با امام زمان (عج)
پسرم داستانش رو خیلی دوست داره. و این یک تیکه از داستان رو همیشه تکرار میکنه و میگه: (باغی بود و وسط باغ قصری. توی اتاقای قصر پر بود از طلا و جواهر، تازه کلی خوراکیای خوشمزه داشت باب دل حسن کچل ما، که حالا واسه خودش حسن خانی شده بود.) داستان آموزندهای داشت. ممنون
باعرض سلام خدمت دوستان کتاب و همراهان کتابراه. داستان عالی بوده و هست. برای ما خاطره ست برای نوجوانان وطن واجبه که بخونن وپندکتاب رو بیاموزند و تفکر کردن رو یاد بگیرند. ازهوش و ذکاوت به همه جا و همه چیز خواهند رسید. ممنونم از صداپیشگان داستان عالی بودن.
سلام و درود فراوان
کتاب حسن کچل بسیار داستان جالب و زیبایی دارد و از داستانهای قدیمی است که علاوه بر داستان آموزش مقاومت و ایستادگی و مبارزه با مشکلات را بیان میکند که همه میتوانند با ایستادگی در مقابل سختیها به جایگاهی میخواهید برسید.
با سپاس از کتابراه
اول این داستانهای صوتی چون برای کودکان هست باید راوی خوبی انتخاب نکرده بودین و آنقدر صحبت کرد که حوصله یه آدم بزرگ سر می رفت چه برسه به یه بچه شش، هفت ساله راوی باید سری بره سر اصل مطلب نه زیاد مقدمه بگه و نه زیاد شاخه برگ بده به داستان
من هیچوقت داستان این حسن کچل نمیدونستم چیه برام سوال شده بود که سرچشمه کردم و دیدم یه داستان صوتی رایگان داره و از نظر من متن این داستان خیلی روان بود و این ابتکار به خرج دادن راوی ها بود که باعث شد که من از این کتاب خیلی لذت ببرم
کتاب خوبی بود من برای پسرم گرفتمش و او میگوید کتاب قهرمانی و جالبی بود و. خیلی از کتاب خوشش آمده بود خیلی متشکرم که چنین کتابهای رایگانی دارید تا بچهها مون رو به کتاب خواندن دعوت کنیم واقعا سپاس فراوان از شما دستاندرکاران کتابراه
پسر کوچک من عاشق این داستان شده و تقریبا هرشب به این داستان گوش میده جالبه که همه داستان رو حفظ کرده بازم وقتی براش میگذارم با دقت گوش میده حتی خیلی آهسته نفش میکشه که مبادا کلمهای رو نتونه بشنوه.. برام خیلی علاقهاش به این داستان جالبه
سلام خیلی خیلی از این داستان خوشم آمد و وقتی که باران آمد حسن کچل لباس هایش را درآوردی خودش گذاشت و وقتی که باران بند آمد دوباره لباس هایش راپوشید خیلی از شما ممنونم که این داستان را تهیه کردید.
این کتاب عالی بود
در این کتاب از تخیل استفاده شده است و از شخصیتهایی مثل شیطان دیو و پادشاه دیوان استفاده شده است و این شخصیت ها ترسناک نیستند بلکه خیلی خنده دار و جالب هستند
این کتاب به علاوه سرگرم بودن نتیجه اخلاقی هم دارد
دقیقا چی رو گوش کردی دوست عزیز؟ بچه ۵ ساله هم متوجه شد که حسن با شکست دادن سلطان دیوها با هوش و ذکاوتش تونست قصر و ثروت دیو رو تصاحب کنه. لطفا قبل از درج نظر کمی فکرتون رو بکار بندازین!!😶