کتاب صوتی العبد: روایتی از سیره و خاطرات آیت الله محمدتقی بهجت قدس سره به اهتمام احمد بانپور، شرحی بر زندگی، منش اخلاقی و خاطرات فقیه و عارف برجسته، آیتالله محمدتقی بهجت است. در زندگینامهی این عالم ربانی، با دوران کودکی و همچنین سالهای تحصیل ایشان همراه هستید و بهطور ویژه دربارهی انس عمیق ایشان با اهلبیت علیهمالسلام و ارادت خاصشان به حضرت ولی عصر (عج) خواهید شنید.
دربارهی کتاب صوتی العبد: روایتی از سیره و خاطرات آیت الله محمدتقی بهجت قدس سره
«ره چنان رو که رهروان رفتند.» احمد بانپور، در این کتاب، بستری برای مرور کرامات اخلاقی و زیست مؤمنانهی یکی از بزرگترین علمای شیعه در سدهی اخیر را فراهم میآورد. در این پژوهش مذهبی قرار است با زندگی نورانی آیت الله بهجت و حیات خالصانهی ایشان بیشتر آشنا شوید.
خرید کتاب صوتی العبد: روایتی از سیره و خاطرات آیت الله محمدتقی بهجت قدس سره، نه تنها برای علاقهمندان به مرور زندگینامهی بزرگان دین و سیره علما تجربهای ارزشمند است، بلکه برای آنان که خود در پی کسب دانش عرفان و اخلاق اسلامی هستند، درسهای ارزنده و حکمتآموز بسیاری دارد؛ درسهایی که وزن و غنای آن با مرور دهها کتاب اخلاقی برابری میکند.
این اثر شنیدنی را با تلاش انتشارات ضامن آهو و با صدای حسین طالب علم و مهدی سعادتی مقابل میشنوید.
کتاب صوتی العبد: روایتی از سیره و خاطرات آیت الله محمدتقی بهجت قدس سره برای شما مناسب است اگر
- مشتاقید با زندگی، شخصیت و سیره عملی آیتالله محمدتقی بهجت بیشتر آشنا شوید.
- دوست دارید آموزههای اخلاقی را از دل خاطرات علما و روایت زندگی مردان خدا بیاموزید.
- به سبک زندگی اسلامی علاقه دارید و به دنبال نمونههای برجستهی زندگی با حب پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) هستید.
در بخشی از کتاب صوتی العبد: روایتی از سیره و خاطرات آیت الله محمدتقی بهجت قدس سره میشنویم
در سالهایی که مجلس روضه در منزل ایشان برپا بود، بسیاری از کارها را خودِ ایشان انجام میداد و با دقتی ستودنی بر جزئیترین امور نظارت داشت؛ حتی بر چایدادن و خوشامدگویی به عزاداران. کنار در مینشست، به آنان که وارد مجلس میشدند احترام میگذاشت و برای پذیرایی از ایشان از جای برمیخاست. در نگاه او، هر کس به مجلس امام حسین علیه السّلام قدم میگذاشت، عزیز و محترم بود. این روحیهی پیگیری، توجه و تواضع را نیز از استادان بزرگ خویش آموخته بود. میفرمود: «استاد بزرگ ما، مرحوم غروی کمپانی رحمت الله علیه، که از لحاظ علمی در سطح بالایی بود، در مجالس روضه اباعبداللّه الحسین علیه السّلام پای سماور مینشست و چای میداد.» او سفارش میکرد که در عزاداریها، ادب و حرمت مجلس حفظ شود. برخی اشعار را نمیپسندید و از برخی دیگر خشنود میشد؛ چرا که علاقه نداشت هر تعبیری در این مجالس بر زبان جاری شود.
روزی شنید که مداحی شعری میخواند و در آن از چشم و ابروی امام معصوم علیه السّلام سخن میگوید. پس از پایان مجلس، پیغام داد که به مداح بگویید: «خیلی از چشم و ابرو سخن نگوید، مقام امام را وصف کند و عظمت معصوم را در اشعارش نشان دهد.»
ایشان اصرار داشت که در مجالس اهل بیت علیهم السّلام، برتریها، امتیازها، فضائل و مناقب آن حضرات گفته شود و در برابر این عظمت، دلها به تپش درآید و احساسات صادقانه جاری شود؛ حتی اگر اشک از چشم جاری نمیشود، دستکم حال و هوای گریه و اندوه را در خود پدید آورد و با حزن و اندوه در مجلس حاضر باشد. هر مجلسی که برپا میکرد، اصرار داشت که پایان آن با ذکر مصائب سیدالشهدا علیه السّلام همراه باشد؛ حتی اگر آن مجلس به نیت امامی دیگر برگزار شده بود. اگر این نکته فراموش میشد، توبیخ میفرمود. مثلاً میپرسید: «یادش رفت؟ شما نگفته بودید؟ نسپرده بودید؟»
بله















