خسته نباشید به راوی محترم این کتاب سند دیگه ای بر رنج زنان دهه های گذشته در سراسر دنیاست. البته نه این که الان همه چیز گل و بلبل باشه. من فمینیست نیستم کلا از زیاده روی در هر اعتقادی دوری میکنم ولی هنوز که به دور و برتون نگاه کنین زنانی که بیشتر درک می کنند یا مشارکت بیشتری در جامعه دارند یک ترس مبهم در بعصی مردان ایجاد می کنند شاید از مصاحبتشون استفاده کنند ولی برای زندگی ترجیحا زن کلیشه شده در ذهنشون را ترجیح میدن، زنی کاملا وابسته بهشون چه از نظر ذهنی چه مالی و...
داستانی بود که انگار از روی زندگی زنانی نوشته شده که توی همین روزها هم مورد همین آزار قرار میگیرن از طرف خانواده و محیطی که فکر میکنن تنها پناه و تکیه گاهشون و به جاهایی برده میشن که مورد سواستفاده و آزار قرار میگیرن. زنهایی که شعور و فهم و درک دارن اما بهشون برای زندگی حق انتخاب نمیدن و دیوانه فرض میشن و میافتن توی دستای کسایی که به اسم دکتر و عاقل هر کاری که بخوان و هر آزاری وانجام میدن و این یعنی مرگ تدریجی. ممنون از خانم بیراوند و کتابراه🌹🙏
کتاب عالی بود. خیلی برایم جالب بود. در واقع در داستانی ساده و جذاب مسایل جامعه که تاکنون نیز مطرح است را بسیار زیبا بیان میکند، در دیوانه خانه ایی که بسیار مرا یاد دنیا میانداخت. تضاد های جنسیتی، تند روی های مذهبی. تضاد ما بین ثروتمند و فقیر، واقعا کجاست مرز بین عقل و جنون در مجلس رقصی که در دیوانه خانه برگزار میشود این تصویر به زیبایی ترسیم میشود. از خواندن کتاب لذت بردم. ممنون از شما که این امکان را بوجود اوردید
رمان در قرن نوزدهم فرانسه و در پاریس حول محور زنانی با افکار متفاوت با جامعه و تابو شکن هست که با دلایل غیر عقلانی به یک تیمارستان سپرده میشوند در مورد راه پر از سختی زنانی هست که فقط به این که مثل عرف زمان خود رفتار و فکر نمیکنند زندانی میشوند. داستان تم روانشناختی و جامعه شناسی و تاریخی دارد و به شدت تلخ هست هر چند این تلخی از زیبایی های آن کم نمیکند
عالی بود من از شنیدنش لذت دارم، مخصوصا با صدای دلنشین خانم بیراوند داستان حول محور یک تیمارستان می چرخد و در این میان دختری که می تواند ارواح را ببیند از خانواده ترد و به آن جا فرستاده می شود در حالی که سر پرستار زیاد از دختر خوشش نمیاد ولی اتفاقی باعث می شود که سر پرستار به فرار دختر کمک کند تا بدین وسیله او به بقیه افراد کمک کند. با تشکر از کتابراه
من اول کتاب رو فقط بخاطر خوانش خانم بیرانوند انتخاب کردم و مثل همیشه عالی بودن. واقعا خوانش بینظیری بود. اما در رابطه با کتاب قلم نویسنده خیلی عالی بود و تاثیر گذار... بعد از خوندن این کتاب متوجه میشی که شک به عقده هات چقدر میتونه مهم باشه... داستان جالبی بود و واقعا ارزش شنیدن داره. ممنون از کتابراه و تیم خوبشون.
داستانی از آسایشگاه روانی در قرون گذشته، جایی که انسانهایی عقل باخته با کسانی که سالم هستند ولی به دلیل خرافات به آن جا میبرند، درآمیخته میشوند و مورد آزمایشهای گوناگون و سواستفاده قرار میگیرند، داستانی سراسر پر از اندوه و بیزاری با روایتی کامل سپاس
قلم خوب و روانی داشت…بعضی جاها واقعا اشکم سرازیر شد…و چقدر برای زنان این سرزمین هم اتفاقاتی افتاده که مسیر زندگی و سلامت جسمی و روحی شان را تحت تاثیر قرار داده…
امید چیز خطرناکیه بخصوص اگر برآورده شدنش به فرد دیگهای وابسته باشه... جمله بسیار تاثیرگذاری هست. اما این کتاب نشون میده آدمها به امید و کمک هم زندهاند.